انتخابات دوقطبی: بازی جناحهای درون نظام در زمین نارضایتی های اجتماعی

تمایز انتخابات ریاست جمهوری با سایر انتخابات
پیش از پرداختن به موضوع پیامدهای انتخابات دو قطبی در ایران می بایست به وجه تمایز انتخابات ریاست جمهوری با سایر انتخابات در ایران تاکید کرد.
انتخابات ریاست جمهوری با همه انتخابات های مقام های سیاسی انتخابی در ایران متفاوت است. رییس جمهور قرار است که نماینده کل ملت باشد، اما به دلیل تناقض حقیقی و حقوقی موجود در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و به دلیل حضور «ولی فقیه» در راس این نظام سیاسی، این انتخابات می تواند به فرصتی برای انتخاب فردی «مطیع رهبر» یا «چالشی برای رهبر» باشد. حتی مطیع ترین رییس جمهوری نسبت به رهبری (مانند محمود احمدی نژاد) وقتی بر مشروعیت جایگاه خود به عنوان نماینده کل مردم تمایل پیدا میکند، به چالشی برای رهبر بدل می شود. این خود بخشی از تناقض موجود در ساختار جمهوری اسلامی را نشان می دهد.
علاه بر این باید به نقش انتخابات ریاست جمهوری با توجه به توان، سیطره و تسلط ولی فقیه بر جناح های درون نظام توجه داشت. رهبر جمهوری اسلامی به دلیل موقعیت منحصر به فردش در ساختار قدرت ایران تنها فرد دارای «حق وتو» است، اما طی ۲۸ سال گذشته به رغم کسب قدرت زیاد، قادر نبوده است که منازعات درون نظام را از بالا و به تنهایی حل و فصل کند. در نتیجه انتخابات به سازوکاری برای حل و فصل این منازعات داخل نظام بدل شده است.
ز سوی دیگر به لحاظ اهمیت نقش رییس جمهوری و جایگاه آن در کنترل قدرت سیاسی و اقتصادی در کشور، بخش های غیر انتخابی نظام مانند شورای نگهبان اجازه حضور نامزدهایی که بتوانند به چالش جدی برای رهبر بدل شوند را نمی دهند. یکی از مهم ترین نمونه های چنین رویدادی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ رخ داد و اکبر هاشمی رفسنجانی برای حضور در این انتخابات ثبت نام کرد. از منظر نهادهای غیر انتخابی نظام اکبر هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۹۲ با اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۸۴ کاملا متفاوت بود.
یکی از راه هایی که تاکنون در جمهوی اسلامی برای تقلیل چنین چالشی در پیش گرفته شده مهندسی انتخابات از طریق کنترل «منوی انتخابات» توسط شورای نگهبان با نظارت استصوابی بوده است. در این انتخابات ها رای دهندگان به رستورانی می روند که یک «منوی ثابت» دارد و عملا رای دهند می بایست به نوعی با یکی از نامزدهای این فهرست اجباری، کنار آمده و مطالبات خود را در او ببیند. هرچند ممکن است بین نامزد مطلوب مورد نظر یک رای دهنده و نامزد موجودی که اجازه حضور در انتخابات به وی داده شده، فاصله باشد، اما این رای دهنده مجبور است (در صورتی که بخواهد رای بدهد) مطالبات خود را در حد این فهرست تقلیل دهد.

مساله این است که واقعا کشتارهای سال ۱۳۶۷ تا به چه میزان برای گروه های بزرگتر رای دهندگان شهری اهمیت دارد و یا مساله روز آنها است
نارضایتی های فعال
از دیر باز صاحبنظران علوم سیاسی از نقش شکاف های اجتماعی ( Social Cleavages ) در شکل گیری جریان های سیاسی و تاثیر آنها بر روی شکل گیری ائتلاف ها و رای دهندگان در انتخابات ها در دنیای مدرن صحبت کرده اند. یکی از پیش فرض آنها این بوده است که رای دهندگان براساس خواسته ها و مطالبات و خود به سمت یک کاندیدا تمایل پیدا می کنند که در عرصه انتخابات می توانند رای دهندگان را به مدافعان و مخالفان یک نامزد بدل کند. اما مطالعات بعدی نشان داده اند با توجه به تغییرات اجتماعی ممکن است این شکاف و گسست ها نیز تغییر کرده و حول موضوع های مشخصی« issue»متبلور شوند که در برهه زمانی مشخصی «مساله روز» می شوند.
اثر گذاری این نارضایتی ها بستگی به گستردگی آنها و همچنین این که آیا «مساله روز» هستند، بستگی دارد. نکته محوری این است که آیا نارضایتی ها و مساله های موجود « issue» به لحاظ سیاسی آنقدر فعال هستند «Politically Relevant» که باعث بسیج رای دهندگان شوند یا نه. احتمال دارد نارضایتی ها و مسایلی برای برخی از گروه ها فعال باشد، ولی آنقدر گسترده نباشند که گروه های بزرگ اجتماعی را بسیج کنند.
محمود احمدی نژاد با اگاهی از وضعیت معیشتی مردم توانسته بود موضوع دادن «پول نقد» از نارضایتی گروه های کم درآمد و حاشیه نشین و روستائیان بهره برده و دست به بسیج آرا بزند. البته در مساله در موضوع دادن پول نقد احمدی نژاد تنها نبود بلکه مهدی کروبی نیز کوشید از این مساله در بین اقشار کم درامد جامعه بهره برداری کند .موضوع توزیع «روغن، آرد، سیب زمینی» و دیگر اقلام خوارکی موضوع جدیدی در انتخابات های مجلس و حتی ریاست جمهوری نیست.
به نظر می رسد هردو نامزد احتمالی اصولگرایان یعنی ابراهیم رییسی و محمود احمدی نژاد تمرکز خود را روی بسیج آرا اقشار کم در آمد خواهند گذاشت. اما احتمالا حضور همزمان دو نامزد اصولگرایان با یک پیام واحد برای این گروه های ناراضی کم خواهد بود چرا که عملا پیام آنها مخدوش خواهد شد. بنابراین در صورتی که تصمیم نظام در رقابت با حسن روحانی جدی باشد اجازه نخواهد داد که آرا اقشار فرو دست و حاشیه نشین جامعه ایران دچار انشقاق شود.
تمرکز برنامه های صدا و سیما بر روی نارضایتی های اقتصادی از دولت حسن روحانی را نیز می توان در همین راستا ارزیابی کرد. البته به نظر می رسد ابراهیم رییسی با توجه به «سید» بودن و متولی «حرم امام رضا» پتانسیل گسترده دیگری در بسیج آرا حاشیه نشین و روستایی ایران دارد. البته باید دید اصولگرایان قادر خواهند بود از ترکیب دو پتانسیل برای بسیج آرا گروه های ناراضی اقتصادی به همراه بسیج آرا مناطق حاشیه ای و غیر شهری با« پول و آرد متبرک» بهره لازم را ببرند یا نه و به عبارت دیگر می توانند با فعال کردن این دو ویژگی، بسیج گسترده ای در انتخابات آینده رقم بزند.
از طرف دیگر اصلاح طلبان و میانه روها امیدوارند با تمرکز بر روی سابقه ابراهیم رییسی در کشتارهای سال ۱۳۶۷، این سابقه او را در کانون مبارزه انتخاباتی خود قرار دهند. بدون تردید کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ یکی از سیاه ترین رویدادهای کارنامه نزدیک به چهارده عمر جمهوری اسلامی است.
اما مساله این است که واقعا کشتارهای سال ۱۳۶۷ تا به چه میزان برای گروه های بزرگتر رای دهندگان شهری اهمیت دارد و یا مساله روز آنها است. صرفنظر از خانواده هایی که در این کشتار بی رحمانه ضربه خورده اند، مطالبه اعدام های سال ۱۳۶۷ تا به چه میزان می تواند در امروز ایران فعال و مساله روز است. پاسخ به پرسش به توان اصلاح طلبان برای بسیج آرا شهری و همچنین پتانسیل این مساله بستگی دارد.
نارضایتی های اجتماعی و فرهنگی اقشار شهری همواره وجود داشته اند، ولی کمتر مجالی برای به نتیجه رساندن مطالبات خود از طریق سازمان یافته سیاسی برای آنها فراهم شده است. اصلاح طلبان طی نزدیک به دو دهه کوشیده اند تا برای بسیج آرای روی این مطالبات حساب کنند.

روحانی برای این که بتواند از نارضایتی اقشار شهری استفاده کند نیازمند وجود محمد خاتمی در انتخابات آینده است.
اهمیت «هویت سیاسی»
در غیاب رسانه های آزاد و احزاب سیاسی در نظام بسته ایران، وابستگی مشخص به یکی از دو جناح سیاسی می تواند مهم ترین و کم هزینه ترین منبع اطلاعات برای رای دهندگان باشد. شفافیت در وابستگی به یکی از دو جناح باعث می شود رای دهندگان به راحتی و با کمترین هزینه نامزد مورد نظر خود را به لحاظ سیاسی پیدا کنند. اما درانتخابات های اخیر حضور دو یا سه نامزد از یک جناح یا سوابق نامزد اصلی باعث شده است که پیام هویت سیاسی Party Identification دچار خدشه شود.
در انتخابات های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ تعدد نامزد های اصلاح اطلبان عملا فرصت بهره برداری کامل از نارضایتی اقشار شهری از نظام سیاسی را گرفت. حضور همزمان نامزدهایی مانند مهدی کروبی و مصطفی معین در انتخابات ۱۳۸۴ یا میرحسین موسوی و مهدی کروبی در انتخابات ۱۳۸۸ باعث شد تا رای دهندگان را در خصوص این که چه کسی نماینده واقعی اصلاح طلبان است تا حدودی دچار سردگمی کند.
شاید موفقیت نسبی حسن روحانی به رغم سوابقش در انتخابات ۱۳۹۲ مرهون کناره گیری محمدرضا عارف و حمایت مشترک محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی بود.
هرچند به نظر می رسد اصلاح طلبان در این انتخابات «مصلحت» خود را در حمایت از حسن روحانی می دانند، اما آقای روحانی برای این که بتواند از نارضایتی اقشار شهری استفاده کند نیازمند وجود محمد خاتمی در انتخابات آینده است. نهادهای غیر انتخابی در ایران برای« یک کاسه کردن قدرت» کوشیده اند تا اجازه ندهند اصلاح طلبان برای چانه زنی دست به «بسیج سیاسی» نارضایتی ها بزنند. اکنون باید دید که اصولگرایان و نهادهای غیر انتخابی قادرند رابطه اصلاح طلبان و میانه رو ها را با رای دهندگان مخدوش کنند یا نه. البته در مقابل اصلاح طلبان هم خواهند کوشید تا پیام نامزد اصلی اصولگرایان را تحت الشعاع بازی خود قرار دهند.
هر برهه از حیات نظام جمهوری اسلامی با شرایط متفاوتی رو به رو است . امروز اصلاح طلبان و میانه رو ها می کوشند پیامی بدون خدشه برای اقشار شهری در نمایندگی از مطالبات آنها بفرستند و اصولگرایان و حامیان آنها در جناح غیر انتخابی در جمهوری اسلامی در تلاشند تا اقشار فقیر و کم درآمد را بسیج کنند. نتیجه انتخابات پیش رو را« توان» دو جناح در درون نظام در نمایندگی «مساله روز» و بسیج آرا گروه های مختلف اجتماعی در ایران رقم خواهد زد.
اما خطر پیش رو برای جناح های درون نظام، بازی روی گسل های فعال اجتماعی ایران است. اشتباه محاسباتی آنها روی ابعاد و گستردگی این نارضایتی ها می تواند به زلزله هایی در عرصه سیاسی ایران بینجامد که نتایجی طولانی داشته باشد.

(Visited 97 times, 1 visits today)

You may also like...