جنگ عراق و ایران؛ طرح‌ حمله به جزایر سه‌گانه و بازی پیچیده آمریکا و عمان

اسناد آمریکا حکایت از آن دارد که حدود دو ماه بعد از گروگان گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران، جیمی کارتر دستور تحریک پنهانی صدام حسین، رهبر وقت عراق به اشغال جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ایران در خلیج فارس را صادر کرده.
ایران این سه جزیره را بخش جدایی ناپذیر خاک خود می داند ولی امارات متحده عربی مدعی مالکیت آنهاست – ادعایی که صدام قویا از آن حمایت می کرد.
به نظر می رسد این زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر بوده که او را به اقدام علیه جزایر سه گانه تشویق کرده باشد.
برژینسکی روز ۳۰ آذر ۱۳۵۸ (۲۱ دسامبر ۱۹۷۹) به کارتر می نویسد که باید بخشی از خاک ایران مانند جزایر سه گانه را اشغال کرد تا آیت الله خمینی دچار “تحقیر طولانی مدت” شود و گروگان‌ها را‌ آزاد کند، ولی پیشنهادش رد می شود.
اما دو هفته بعد در روز ۱۴ دی ۱۳۵۸ (۴ ژانویه ۱۹۸۰) برژینسکی در گزارش هفتگی خود به کارتر می نویسد:‌ “…شما گفتید که ما باید عراق را به تصرف سه جزیره تشویق کنیم. این دستورالعمل به وزارت امور خارجه فرستاده شده است.”
در آن دوران عراق و آمریکا رابطه محدود و سردی داشتند. عراق دوست شوروی و دشمن اسرائیل بود و در فهرست دولت‌های حامی تروریسم واشنگتن قرار داشت.
اما کارتر و صدام در تهران دشمن مشترکی به نام آیت الله خمینی داشتند و می توانستند به واسطه رهبران عرب مورد اعتماد پیام‌های حساس مبادله کنند.
5
صفحه آخر گزارش هفتگی برژینسکی به کارتر – یک پاراگراف مربوط به جزایر سه گانه در سال ۲۰۰۸ از حالت سانسور بیرون آمده
به طور نمونه، صدام روز ۸ اسفند ۱۳۵۸ (۲۷ فوریه ۱۹۸۰) از طریق زاید بن سلطان آل نهیان، رئیس جمهور امارات متحده عربی به کارتر پیشنهاد تجزیه ایران را می دهد.
بنا بر گزارش سفارت آمریکا از ابوظبی که در سال ۲۰۱۳ از حالت محرمانه بیرون آمده، صدام می گوید آیت الله خمینی بیمار است و انقلاب ایران “از کنترل خارج شده” بنابراین ممکن است چپ‌ها با حمایت شوروی در تهران قدرت را به دست بگیرند.
رهبر عراق می افزاید:‌ “عراق معتقد است که تجزیه ایران به سه یا چهار قسمت بهترین راه حل است. به عبارت دیگر،‌ راه حلی که به بهترین وجه منافع عراق و کشورهای عرب را تامین می کند.”
صدام خاطر نشان می کند که ایالات متحده از پیامدهای تجزیه ایران نگران نباشد زیرا “عراق تولید نفت ایران را تضمین خواهد کرد.”
معلوم نیست که کارتر به صدام پاسخ داده باشد، ولی سفیر آمریکا در ابوظبی به فرستاده رئیس جمهور امارات می گوید که سیاست آمریکا حفظ تمامیت ارضی و استقلال ایران بوده و هست.
وقتی سند مربوط به پیشنهاد تشویق عراق به حمله به جزایر سه گانه را از طریق ایمیل برای برژینسکی فرستادم و توضیح خواستم، پاسخ داد که چیزی به خاطرش نمی آید ولی طرح “احتمالا در وزارت امور خارجه متوقف شد.”
4=
بنا بر یک سند، صدام حسین یک بار از طریق رهبر امارات به کارتر پیشنهاد تجزیه ایران را داده بود
گری سیک، دستیار وقت برژینسکی به بی‌بی سی فارسی می گوید که بعد از گروگان گیری،‌ گزینه‌های زیادی در کاخ سفید مطرح شد که هرگز به اجرا درنیامد.
بنا بر یک گزارش فوق سری که در سال ۲۰۰۸ از حالت طبقه بندی بیرون آمده،‌ برخی از گزینه‌ها عبارت بود از بمباران جنگنده‌های اف-۱۴ در پایگاه‌های هوایی اصفهان و شیراز، حمله به پالایشگاه‌های نفتی خوزستان و با خاک یکسان کردن تاسیسات دریایی خرمشهر و بندرعباس.
بعید به نظر می رسد که سایرس ونس، وزیر امور خارجه دولت کارتر که مخالف سرسخت اقدامات نظامی بود و در پی واقعه طبس (تلاش نافرجام‌ آمریکا برای آزادی گروگان ها) استعفا داد، در برابر طرح تحریک صدام به حمله به جزایر مقاومت نکرده باشد.
اداره اطلاعاتی وزارت امور خارجه روز ۱۷ دی ۱۳۵۸(۷ ژانویه ۱۹۸۰) به ونس گزارش داد که نیروی دریایی کوچک عراق توان حمله به جزایری به این دوری از پایگاه‌هایش را ندارد.
بنابراین عملیات احتمالی ارتش عراق علیه جزایر سه گانه باید از طریق هوا انجام می شد. احتمالا به همین علت بود که چند روز بعد از حمله به ایران، صدام بی‌سر و صدا به عمان هلویکوپتر و هواپیما فرستاد. ارزیابی آمریکا و بریتانیا این بود که عراق قصد دارد به جزایر سه گانه و احتمالا بندر عباس حمله کند.
از قضای روزگار این بار کارتر و مشاورانش بی‌سر و صدا نقشه صدام را نقشه برآب می کنند- مانور دیپلماتیکی که یکی از روایت‌های ناگفته جنگ ایران و عراق است و بخشی از جزییاتش بعد از گذشت سه دهه تازه از آرشیو ملی آمریکا بیرون آمده.
3
صفحه اول یک گزارش سفارت آمریکا در مسقط درباره اعزام نیروهای عراقی به عمان
نیروهای عراقی در عمان
اسناد آمریکا نشان می دهد که روز شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹ (۲۷ سپتامبر ۱۹۸۰) در سطوح ارشد دولت آمریکا غوغایی برپا بوده. کارتر و دستیارانش خبردار می شوند که صدام در عمان نیرو پیاده کرده و احتمالا قصد حمله به جزایر سه گانه ایران و بندر عباس را دارد – اقدامی که می توانست به واکنش تلافی جویانه ایران علیه عمان و جنگ منطقه‌ای منجر شود.
گسترش دامنه جنگ به تنگه هرمز همچنین می توانست جریان نفت و جان ۵۲ گروگان آمریکایی در تهران را به خطر بیاندازد، به خصوص که اگر چنین حمله‌ای صورت می گرفت، ایران به احتمال زیاد آمریکا را عامل اصلی آن تلقی می کرد.
چند روز پیش از حمله به ایران، رهبر عراق به عربستان سعودی، کویت، بحرین، امارات متحده عربی، قطر و عمان نماینده اعزام و طلب کمک کرده بود اما رهبران عرب منطقه به درگیری مستقیم در جنگ تمایل نداشتند در ظاهر اعلام بی‌طرفی کردند.
وین وایت، کارشناس اطلاعاتی سابق وزارت امور خارجه آمریکا به بی‌بی سی فارسی می گوید که صدام ظرف ۴۸ ساعت اول جنگ چند فروند جت جنگی “برای فرود اضطراری” به کشورهای حوزه خلیج فارس فرستاد تا آن‌ها را به طور مستقیم درگیر کند.
او می گوید: “در همه آن موارد به غیر از یک مورد – اجازه فرود داده نشد. کویت و یک کشور دیگر حتی باند فرودگاه را با خودرو مسدود کرد.”
اما در عمان وضع فرق می کرد. صدام به جای جنگنده و بمب افکن، هلیکوپترهای ترابری سنگین‌وزن سوپر فرلون به عمان می فرستد که به نظر می رسد بدون توافق قبلی با سلطان قابوس امکان نداشته است.
همکاری پنهانی رهبران عراق و عمان از این نظر هنوز مهم است که سلطان قابوس همواره رابطه گرمی که حکومت ایران داشته و به اندازه‌ای مورد اعتماد جمهوری اسلامی است که میانجی مذاکرات اتمی سری ایران و آمریکا بوده است.
البته دوستی سلطان با تهران به دوران محمدرضاه شاه پهلوی برمی گردد که ایران برای کمک به سرکوب شورشیان چپگرای ظفار به عمان نیرو اعزام کرد.
کارشناسان و مقامات سابق از این که قابوس به چنین همکاری خطرناکی با صدام تن داده ابراز تعجب می کنند. پادشاه عمان به میانه روی و محتاط بودن شهرت دارد و مورد “مشاوره نزدیک” بریتانیا بود- ارتش و سازمان اطلاعات عمان را افسران بریتانیایی هدایت می کردند.
2
سلطان قابوس در سال ۱۹۷۰ میلادی با کودتا علیه پدر خود به قدرت رسید و با ایران رابطه گرمی دارد
یک سند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده حکایت از آن دارد که ماهواره‌های جاسوسی سیا هلیکوپترهای عراقی را در قسمت نظامی فرودگاه سیب (فرودگاه بین اللملی مسقط امروزی) رصد می کنند.
بر اساس یک گزارش دیپلماتیک دیگر که در سال ۲۰۱۳ از حالت محرمانه بیرون آمده، یک مقام نظامی بریتانیایی در مسقط به آمریکایی‌ها خبر می دهد که هلیکوپترهای عراقی جمعه شب ۲۶ سپتامبر زمانی که پایگاه خلوت بوده فرود آمده اند. همچنین طی شب سه هواپیمای ترابری نظامی آنتونوف-۱۲عراقی به عمان آمدند و محموله و احتمالا نیرو پیاده کردند.
سه روز بعد، یک نظامی ارشد عمانی به آمریکایی‌ها خبر می دهد که موشک‌های ضد کشتی فرانسوی “اگزوسه” ویژه هلیکوپتر بخشی از محموله‌های عراقی بوده.
مقام عمانی که نامش فاش نشده می گوید سلطان قابوس تنها کسی است که از تمام جوانب عملیات اطلاع دارد. او می گوید: “هیچ کس نمی داند چه در سرش می گذرد.”
او در عین حال می گوید که عملیات عراقی‌ها بی‌برنامه بوده. به گفته او، هلیکوپترها بدون استتار روی باند فرودگاه می مانند. خدمه آنها بدون نقشه و لوازم یدکی اعزام شده بودند. همچنین یکی از هواپیمای آنتونوف عراقی سر از جزیره مصیره عمان درآورده بود که به عقیده مقام عمانی احتمالا به خاطر اشتباه ناوبری بوده.
با این حال مقام عمانی می گفت که از ترس درگیر شدن عمان در جنگ و حملات هوایی تلافی جویانه ایران سه شب است که نخوابیده.
1از
بخشی نامه کارتر به سلطان قابوس که در آن به او درباره عواقب همکاری نظامی با صدام هشدار می دهد
واکنش واشنگتن
در واشنگتن هم مقامات ارشد به اندازه مقام عمانی از ورود نیروهای عراقی به عمان نگران می شوند. اسناد موجود از تماس‌های تلفنی و نشست‌های اضطراری در واشنگتن حکایت دارد.
واشنگتن مظنون بود که هلیکوپترهای عراقی با رضایت پنهانی و حمایت تلویحی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین وارد عمان شده اند و نگران بود که اگر صدام به جزایر حمله کند، بمب افکن‌ها و ناوهای ایران نه فقط عمان که کشورهای عرب دیگر را هم هدف قرار بدهند.
بنا بر یک سند، شنبه حول و حوش ظهر به وقت واشنگتن در کاخ سفید جلسه اضطراری به ریاست ژنرال ویلیام ادوم، دستیار نظامی برژینسکی برگزار می شود. ژنرال ادوم فکر می کرد زمانی کافی برای دیپلماسی نمانده و نیروی دریایی آمریکا باید وارد عمل شود تا جلوی گسترش جنگ به تنگه هرمز را بگیرد.
او متعاقبا در گزارشی به برژینسکی چند گزینه پیشنهاد می کند، از جمله: “به عراقی‌ها اولتیماتوم بدهید که به جزایر حمله نکند و از عمان خارج شوند.”
در ظرف چند ساعت دولت عمان اولین هشدار را دریافت می کند. استفان باک، کاردار آمریکا در مسقط، نیمه شب به وقت محلی قیس زواوی، مشاور روابط خارجی سلطان قابوس، را از خواب بیدار می کند که بگوید عمان در جنگ ایران و عراق دخالت نکند.
کارتر همچنین سفیر آمریکا در عمان را که در خارج از کشور بسر می برد فورا با یک پیام برای سلطان قابوس به مسقط اعزام می کند.
کارتر در پیام می گوید درک می کند که سلطان برای همکاری نظامی با صدام تحت فشار قرار دارد اما از او می خواهد که به طور جدی به پیامدهای خطرناک این کار برای امنیت “مردم خودت” و تنگه هرمز فکر کند.
رئیس جمهور آمریکا همچنین تاکید می کند اگر عمان هدف حملات تلافی جویانه ایران قرار بگیرد ارتش آمریکا لزوما به دفاع از عمان نخواهد شتافت – هشدار صریحی که به نظر می رسد محاسبات سلطان قابوس را تغییر داده باشد.
نیروهای عراقی در ظرف چند روز عمان را ترک می کنند.
وین وایت، کارشناس اطلاعاتی سابق وزارت امور خارجه آمریکا می گوید که غائله حداکثر در ۷۲ ساعت خاتمه پیدا کرد.
آقای وایت به بی‌بی سی فارسی می گوید چند سال بعد که به عمان سفر می کند از علی مجید، مشاور امنیتی سلطان می پرسد چه کسی قابوس را به چنین کار خطرناکی تشویق کرده بوده؟
“در حالی که از خجالت سرش را تکان می داد جواب داد که بعضی‌ها این جا خیلی احمق بودند. خدا را شکر که شما و بریتانیایی‌ها مداخله کردید و جلویش را گرفتید”.

(Visited 89 times, 1 visits today)

You may also like...