روزنامه های تهران؛ ارز تک نرخی و فایده کره برای ایران

روزنامه های امروز صبح تهران، سه شنبه ۲۱ شهریور روز ملی سینما را بزرگ داشته اند و در مقالات خود از بالا رفتن نرخ ارزهای خارجی در کشور ابراز نگرانی کرده و در عین حال از تک نرخی شدن ارز استقبال کرده اند.
ادامه گزارش ها از درگیری روهینگا و جنگ علیه داعش در سوریه از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران
روز ملی سینما
مرجان یگانه دوست در گزارش اصلی روزنامه بهار نوشته: روز ملى سینما یکى از اتفاقـات مهـم و مطـرح تقویمى کشـور شـده است. هنـرى که زمانـى مهم تریـن عامل سرگرمى سازى و تفریح شهروندان بود و در دهه هـاى اخیر به یمن موفقیت هـا و جوایز جهانى که عباس کیارستمى، مجیدمجیدى و رخشـان بنى اعتمـاد در گذشـته و اصغر فرهـادى، شـهرام مکـرى، نرگـس آبیار و بسـیارى دیگـردرسـالهاى اخیـر به ارمغـان آورده انـد، به عاملى پرافتخار و معرف ایران در جهان بدل شده است اما شاید کمتر از قبل سرگرم کننده.
گزارشگر یادآوری کرده: در آستانه روز ملى سینما، افتخارى دیگر بـه پرونـده تاریـخ سینماى ایران اضافه شد و بازیگرى خوش آتیه و تلاشـگر در مجمـوع آثارش، جایزهاى معتبر بـه ارمغـان آورد. نویدمحمدزاده براى بازى در فیلم »بدون تاریخ، بدون امضا« جایـزه بهتریـن بازیگر مرد بخـش افق هاى جشـنواره ونیـز را از آن خود کرد.
به نوشته بهار: نوید محمدزاده و وحید جلیلوند با جایزه بهترین کارگردانى در جشـنواره ونیز نام ایران را درخشان کردند. این دو جایزه معتبر در آستانه روز ملى سینما ذائقه ها را شیرین کرد.
چاپلوس های سوداگر
جلال خوشچهره در سرمقاله ابتکار نوشته: هفته‌های پایانی شهریور، فصل مسافرت است. از شهرهای شمالی گرفته تا اقصی نقاط کشور مقصد غالب گردشگران می‌شود. اما تلاقی روزهای پایانی تابستان با تعیین برخی مسئولان شهری‌، زیبایی شهرها را پشت بنرها و پوسترهای بلند بالای تبریکات رنگارنگ و چاپلوسانه در مسیر جاده‌ها پوشانده است.
نویسنده مقاله افزوده: مسافران این روزها دیده‌اند که قدم به قدم و شهر به شهر،حاشیه جاده‌ها و خیابان‌ها را بنرهای تبریک به برخی مسئولان پر کرده است. جالب اینکه بنرها و پوسترها در هر نقطه از شهر و جاده هر استان به یک شکل است. گویی یک مرکز در توزیع آنها دست دارد. راستی چرا چنین است؟ آیا توزیع گسترده چنین بنرهایی برخاسته از ذوق مردم است؟ یا اقدامی چاپلوسانه و سوداگرانه کسانی است که در ازای چنین رفتاری برای خود کیسه دوخته‌اند؟
مقاله ابتکار به این جا رسیده که: گفتن تبریک هم امری معمول است اما وقتی در برخی شهرها، کار به افراط می‌کشد باید در نیت بانیانش تردید کرد؛ اینکه هدف، تشویق کیش شخصیت در مسئولان است؟ آیا قرار است با این تبریکات پرطمطراق، گسل‌های موجود در روابط شوراها و شهرداران از حالا فعال شود؟ آیا قرار است شهرداران مدیون تبلیغات‌چی‌ها شوند؟ آیا شهرداران خود در این باره وارد عمل شده‌اند؟‌

کارتون یاشار قهرمانی، ایران
فایده کره شمالی برای ایران
اکبر قاسمی در تحلیلی پیرامون بحران کره شمالی و آمریکا نوشته: پیونگ یانگ عملا احساس رعب واقعی را از نقطه مخاصمات دو کره به دایره کره‌جنوبی و واشنگتن منتقل کرده و درواقع کارد را بر شقیقه امنیت میهنی آمریکا گذاشته است. به‌عبارتی کیم موازنه قوا را به نحو مؤثری به نفع خود ثبت کرده است. اینک در تماس‌های یکطرفه و ملتمسانه ترامپ با شی جین پینگ، رئیس‌جمهوری چین، آمریکایی‌ها امیدوارند که در قالب قطعنامه جدید شورای امنیت در روز دوشنبه آتی پکن را برای مهار کره‌شمالی متقاعد کنند.
به نوشته سفیر پیشین ایران در اوکراین و مصر: ترامپ باخوش‌بینی زائدالوصفی، خبر از همکاری پکن و مسکو را روایت می‌کند اما عملا برتری مواضع چین و مسکو در پرونده کره‌شمالی ادامه خواهد یافت. بحران کره‌شمالی عملا ماهیت چالش‌سازی و مشکل‌آفرینی خود را برای آمریکا در درجه اول و همزمان در سطح بین‌المللی به همراه خواهد داشت.
نتیجه گیری مقاله وقایع اتفاقیه این است که: این روحیه کیم دربرابر دیگر بازیگران بین‌المللی، فرصت مناسبی را برای جمهوری‌اسلامی ایران فراهم کرده تا به منظور بهره‌گیری از وضعیت پیش‌آمده دربرابر سیاست احتمالی ترامپ، در اکتبر در زمینه برجام بهره‌برداری کند. بحران کره به نفع کشورهای مستقل ازجمله جمهوری‌اسلامی ایران است.
منطقه، جنگ و صلح‌
محمود اشرفی در مقاله ای در شهروند با تاکید بر این که خاورمیانه و شاید جهان ظرفیت بحران جدیدی را ندارد نوشته: در خاورمیانه اسراییل پس از سال‌ها جنگ و کشمکش پردامنه به بن‌‌بست سیاسی رسیده است و ماجرای تروریستی داعش رو به پایان است. نزدیکی بی‌بنیان اسراییل با برخی کشور‌های کرانه جنوبی خلیج‌فارس ناشی از شکست دیپلماتیک اسراییل است. آنچه این دوستی‌های سست را قوام می‌بخشد، ایجاد کانون‌ها نوین آشوب است؛ بدین‌گونه کانون‌های نوین منازعه باید دور‌تر از سرزمین‌های خودی شکل گیرد.
نویسنده مقاله در بررسی سیاست های ایران در منطقه نوشته: در برگزاری همه‌پرسی غیرالزام‌آور در اقلیم کردستان و استقلال این منطقه و نقش ایران باید گفت: هنگامی که یک کشور به نقطه تعادل و گرانیگاه سیاسی‌-‌فرهنگی منطقه تبدیل می‌شود، ضرورتی ندارد که پیوسته گذشته خود را به سایر کشور‌ها بنماید بلکه این گذشته است که خود را به تاریخ و فرهنگ کشور قدرتمند پیوند می‌دهد و این به مفهوم گذشته‌گرایی نیست.
مقاله شهروند به این جا رسیده که: ایران نقطه تعادل استراتژیک و گرانیگاه سیاسی‌-‌فرهنگی منطقه بوده و سرزمین مادری تمامی کردها است. در پارادایم و انگاره‌های ذهنی کسانی که در سودای آشوب‌اند این حقیقت گذر نکرده است که تمام کرد‌های جهان ریشه در سرزمین مادری خود ایران کهن دارند. ایران در راه تنش‌زدایی و جلوگیری از ایجاد کانون‌های جدید آشوب بیشترین تأثیر را از طریق شیوه سلوک سیاسی خود دارد.
ظریف تقلبی و شیوه اش
آیدین سیارسریع در ستون طنز روزنامه ایران با اشاره به دستگیری یک نفر به اتهام این که به اسم وزیر خارجه کلاهبرداری می کرده است احتمال داده که شیوه ظریف تقلبی چنین بوده است: چهره‌اش را شبیه به وزیر امور خارجه می‌کرده و وارد مکان‌های عمومی می‌شده. بعد مردم که او را می‌دیدند می‌گفتند اِ! آقای ظریف! شما اینجا چیکار می‌کنین؟ ظریف قلابی با فروتنی پاسخ می‌داده: دیگه اومدیم از نزدیک به مردم خدمت کنیم! بعد مردم ذوق زده می‌شدند و می‌گفتند: راضی به زحمت نبودیم. همین که شما به ایران خدمت می‌کنین برای ما کافیه.
به نوشته این ستون این گفتگو بدان حا می رسد که ظریف قلابی: دهانش را نزدیک گوش مردم می‌کند و می‌گوید: «از من نشنیده بگیرید ولی اوضاع خرابه. زودتر برید!» مردم هاج و واج و حیران می‌پرسند: «کجا بریم؟» ظریف دستش را شکل هواپیما می‌کند و با دهانش صدای پرواز هواپیما را در می‌آورد. بعضی از مردم مشتاق می‌شوند و می‌گویند: آقای ظریف! الان چه جوری میشه رفت اونور؟ ظریف می‌گوید: راحت! بعد از کیفش چند تا برگه در می‌آورد و می‌گوید: اقامت دائم استرالیا می‌گیرم برات… مُفت! خودم هم شخصاً می‌برمت اونور. با هواپیما بیست هزار تا، با قایق بدون ضمانت جانی دو هزار تا.
در ادامه ستون طنز روزنامه ایران: یکی دیگر از ظریف تقلبی می‌پرسد: ارزون ترین ویزاتون چیه؟ ظریف می‌گوید: ویزای سنگال داریم، میرین اونجا عزل میشین بر می‌گردین، صد و پنجاه هزار تومن. به این ترتیب مردم به خیال ویزا و مهاجرت فریب ظریف قلابی را می‌خوردند. در این میان یکی از بزرگواران عرصه قلم و سیاست در روزنامه‌اش به خاطر مقاله ای عذرخواهی کرد که احتمالاً وقتی بعداً فهمید اشتباهی از ظریف قلابی عذرخواهی کرده آن را پس گرفت و در روزهای آینده احتمالاً شاهد مقاله‌ای خواهیم بود که خواستار عزل ظریف به‌دلیل اغفال جوانان و کلاهبرداری که یکی از نتایج برجام است، می‌شود.
پایان حمایت از خروج ارز
محمد لاهوتی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: دولت اول روحانی موفق نشد ارز را تک نرخی کند و دلایل منطقی و اقتصادی هم برای این کار داشت. ولی دولت دوازدهم با جدیت به دنبال ایجاد شرایط شفاف و اقتصاد برابر است. یکی از رانت‌های بزرگ کشور دو نرخی بودن ارز و استفاده از منابع ارزی ارزان برای واردات است. با این کار هم نوعی اتلاف منابع اتفاق افتاده و هم این تفاوت ارزی سر سفره مردم نمی‌آید؛ عده خاصی نمی‌توانند از این منابع استفاده کنند، اختلاف طبقاتی شدید و نابرابری اجتماعی به وجود نمی‌آید.
به نوشته رییس کنفدراسیون صادرات ایران در این مقاله: حذف ارز مسافرتی هم گام مهمی برای رسیدن به سیستم تک نرخی ارز است. در خبرها آمده بود که ارز مبادله‌ای برای برخی از کالاها هم برداشته می‌شود. حالا دولت این شرایط را دارد که هم ارز مبادلاتی و هم ارز مسافرتی را حذف کند. قطعاً این اقدامات به نفع صادرات است و در بلند مدت، به ایجاد شفافیت و حذف رانت‌ها کمک قابل ملاحظه‌ای خواهد کرد.
مقاله روزنامه دولت در نهایت در پاسخ کسانی که معتقدند مردم از حذف ارز مسافرتی ناراضی هستند نوشته: مردم تمام ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور هستند؛ نه اقلیتی که به خارج سفر می‌کنند. اگر قرار باشد منابعی بین مردم تقسیم شود، بیشترین نیاز را آنهایی دارند که در کل عمر یک سفر هم به خارج از کشور نمی‌روند. ضمن اینکه کشور باید بر اساس در نظر گرفتن منافع ملی مدیریت شود؛ نه مناقع اقلیت.
تک نرخی پوشش کسر بودجه دولت
مهران ابراهیمیان در مقاله ای در جوان نوشته: تأکید بر ارز تک نرخی از ماه‌های اول دولت یازدهم و زمستان ۹۲ از سوی نوبخت معاون رئیس‌جمهور مطرح شد اما به دلایل سیاسی – اقتصادی از جمله برجام، انتخابات و حفظ دستاورد کاهش نرخ تورم معطل ماند با این حال ظواهر امر نشان می‌دهد عامل اقتصادی کسری بودجه بالاخره تک نرخی کردن ارز را یک الزام کرده که اعلام شده: اواخر امسال ارز تک نرخی می‌شود.
به نوشته این مقاله: در دوران جنگ و تا مدتی پس از آن ارزهای خارجی تا شش نرخ عرضه می‌شده و شواهد نیز نشان می‌دهد در دوران اوج تحریم‌ها تا چهار نرخ هم رسیده و طبیعی است که برخی افراد حقیقی و حقوقی بسته به سطح دسترسی و میزان رابطه با صاحبان قدرت از رانت آنها استفاده کرده و می‌کنند. خوشبختانه به استناد تجارب چند دهه اخیر و تجربه موجود کشورهای مختلف، همه کارشناسان اقتصادی و سیاسی متفق‌القول بر تک نرخی کردن ارز تأکید دارند و بر این باورند تخصیص بهینه منابع با تک نرخ بودن ارز در اقتصاد بهتر صورت می‌گیرد.
اما اینکه چرا پس از برجام و پشت سر گذراندن بحران کسری بودجه شدید در دوران تحریم این موضوع جنبه عملیاتی به خود نگرفته بیشتر از هر چیزی‌ دلیل انگیزه‌های سیاسی بوده‌ است. اکنون نیز شرایط اقتصاد با کسری بودجه ۳۷ هزار میلیارد تومانی دولت را به عنوان بزرگ‌ترین عرضه‌کننده ارزهای خارجی مجبور کرده تا برای تراز هزینه‌ها و درآمدها به افزایش قیمت دلار به بهانه تک‌نرخی کردن روی آورد.
باید گذاشت دولت عمل کند
ابراهیم جمیلی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: طی چند روز اخیر در حالی شاهد نوسانات بازار ارز هستیم که بانک مرکزی نیز عرضه ارز مسافرتی را متوقف کرده است. در شش ماهه دوم سال اغلب افزایش قیمت ارز اتفاق می افتد و حالا در شهریورماه بیشترین تقاضای ارز در بازار وجود دارد که که نگرانی‌هایی به وجود آورده است. اما این روزها دقیقا زمانی است که باید به تصمیمات بانک مرکزی اعتماد کرد.
رییس خانه اقتصاد ایران در این مقاله افزوده: دولت قصد یکسان‌سازی نرخ ارز را دارد و این کار نه‌تنها ساده نیست بلکه پیچیدگی‌های خاص خود را نیز در پی خواهد داشت. یکی از دلایل خاص بودن شرایط بازار ارز در این مدت تغییراتی است که بانک مرکزی در میزان پرداخت سود تسهیلات بانکی ایجاد کرده است. در پی کاهش نرخ سود بانکی این موضوع قابل پیش‌بینی بود که مردم پول خود را از بانک‌ها خارج و به سمت بازار طلا و ارز حرکت کنند.
مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: یکی از نکات مهم و قابل توجه در تعیین نرخ ارز بالا رفتن میزان تولیدات داخلی است. واضح است که افزایش میزان تولید داخلی نیاز به واردات کالا را مرتفع و در پی آن وابستگی اقتصاد به مبادلات ارزی کاهش پیدا خواهد کرد.این تصور باطل که دولت موظف به کنترل نرخ ارز است، قابل قبول نیست و دولت و بانک مرکزی نباید هیچ دخالتی در حفظ مصنوعی قیمت ارز داشته باشند.

کارتون کامبیز درم بخش، شهروند
دنیای خیالی
مسعود خوشابی در مقاله ای در ابتکار تجسم کرده که: تمامى مشکلات زندگى روزانه‌ برطرف شده است. آب و هواى ایده‌آل، شهرها به روان‌ترین و سهل‌الوصول‌ترین روش‌ها انسان‌ها و کالاها را جابجا مى‌کند، کشتى‌ها، قطارها ، ترامواها، متروها، اتوبوس‌ها با نظم و انضباط، از شغلمان راضى ، درآمدى کافی، از سیستم آموزشى و بهداشتى مورد علاقه‌ برخوردار. بی هیچ نگرانی از آینده.
به نوشته این مقاله: تصور بفرمایید خواسته‌هاى صنفى‌ از طریق اتحادیه‌ و درخواست‌هاى سیاسى‌ از طریق حزب‌ دائماً ارتقاء یابد و پیگیرى‌شود و اندیشه‌ها در قالب نشریات حزبى و رسانه‌هاى جمعى منتشر. حتی از مردم مى‌خواهند در میان جماعت‌ حضور یابند و اندیشه‌ها را با دیگران درمیان بگذارند. در چنین شرایطى رابطه ما با علم، هنر، فلسفه، فرهنگ، تفریح، ورزش و در یک کلام «زندگى»، این هدیه یکباره، چه گونه تعریف مى‌شود؟
نویسنده دنیای خیالی خود را چنین ادامه داده: در زندان‌ها را به عنوان «ایوان‌هاى مدائن» شرقىِ عصر جدید به روى جهانیان خواهیم گشود و به مردممان افتخار خواهیم کرد که علی‌رغم دوره‌هاى هولناک سپرى شده اکنون چنین با سر برافراشته به تاریخ پشت سر گذاشته خویش مى‌نگرد. نگاه به اعتیاد، فساد، فسق و فجور و دیگر بلیه‌ ها عوض خواهد شد.
سرانجام مقاله طعنه آمیز ابتکار این که: جاى بسى سعادت است که در هزاره سوم میلادى تمامى این تصورات به اشکال به مراتب پیشرفته‌ترى در اقصى نقاط دنیاى توسعه‌یافته جامه عمل پوشیده‌اند.
قنداق سیاسی

کارتون علی رومانی، شرق
پوریا عالمی در ستون طنز روزنامه شرق پرسیده جمله تاریخ‌ساز «از هفت، هشت‌سالگی کارهای سیاسی می‌کردم و شعار صنعت نفت باید ملی شود سر می‌دادم»، از کیست؟ الف- ارنستو چه‌گوارا. ب- ماندلا. پ- مهاتما گاندی. ت- مهدی چمران، رئیس سابق شورای شهر تهران، در مصاحبه با روزنامه اعتماد
به نوشته این طنزنویس: اگر بپذیریم که جمله بالا را مهدی چمران گفته است، کدام گزاره زیر صحیح است؟ الف- بچگی کار سیاسی می‌کرده، بعد وقتی بزرگ شده، برعکس عمل کرده. ب- بچگی جای اینکه با رفیق‌هاش بازی کنه، توی بزرگی رفیق‌باز شده.پ- وقتی توی شش‌سالگی فکر کنی داری کار سیاسی می‌کنی، توی ۶۰ سالگی مطمئنی مسئول جهانی. ت- عیبی نداره. حالا بچه بوده یه کاری کرده.
ستون طنز شرق به این جا رسیده که: با توجه به اینکه در شش‌سالگی هم می‌توان کار سیاسی کرد، کدام گزاره زیر صحیح‌تر است؟ الف- کودکی که در دوماهگی گریه می‌کند، دارد سرود می‌خواند ب- آروغی که بعد از شیرخوردن از بچه می‌گیرند، درواقع اولین سخنرانی سیاسی اوست.

(Visited 146 times, 2 visits today)

You may also like...