روزنامه های تهران: گرانی ارز و فیلم غیرتی یا ارتجاعی

روزنامه های امروز صبح تهران، ۱۷ بهمن در ششمین روز از دهه سالگرد انقلاب، از دیدگاه های مختلف درباره انقلاب اسلامی و نظام پادشاهی نوشته اند. در همین حال باز هم افزایش بهای ارز موضوع نگرانی های اقتصاددانان است.

بروز دوباره آلودگی در پایتخت، مردم را به خرید ماسک مجبور کرده است و در همین حال نمایش فیلم لاتاری به جشنواره کم حادثه فجر امسال جانی داده، روزنامه های مختلف به نقد یا تحسین این فیلم پرداخته و آن را بازگشت به دهه ۴۰ و ۵۰ فیلم فارسی توصیف کرده اند.


تیتر و عکس صفحه اول همدلی
تهران در اغما

آسو محمدی در گزارش اصلی همدلی نوشته: فصل آلودگی و وارونگی است. غول آلودگی هوا دوباره بیدار شده و به آسمان شهر برگشته است. روز گذشته با وجود تعطیلی، شاخص کیفیت هوای شهر روی عدد ١۵٣ ایستاد و یکی از بدترین روزهای تهران به لحاظ کیفیت هوا را ثبت کرد. تا آنجا که مقاطع پیش‌دبستانی، مهدکودک و دبستان در تمام شهرستان‌های استان تعطیل شدند. همچنین معادن شن و ماسه و فعالیت‌‌های عمرانی شهرداری تهران و فروش طرح ترافیک تا پایان هفته تعلیق شد.

به نوشته این گزارشگر دیروز برای ششمین روز متوالی کیفیت هوای تهران در شرایط «ناسالم» قرار گرفت و کیفیت هوا را در شرایط «ناسالم برای تمام گروه‌های جامعه» قرار داد. آخرین آمار وزارت بهداشت از مرگ‌های ناشی از آلودگی هوا حکایت از این دارد که در‌ سال گذشته، ۲۰‌هزار مرگ مرتبط با آلودگی هوا در کشور ثبت شده که سهم تهرانی‌ها از این ماجرا، پنج‌هزار مرگ بوده است.

کجای دنیا مانند ایران است؟

کیهان در یادداشت روز خود به مناسبت دهه فجر نوشته: کمترین کار انقلاب اسلامی ایران، هموار کردن مسیر رشد و تعالی مردم با استقلال است و مردم می‌توانند بدون نیاز به اجنبی، به آرزوهای خود برسند. از امکان تحصیل همگانی در هر رشته و تا هرجا که می‌خواهند تا امکان ترقی در هر حرفه و فن. از کسب فضایل تا رسیدن به مرزهای علم و دانش. از پیشرفت پزشکی تا نظامی. از شکافتن اتم تا دست یافتن به ثریا و… و بزرگ‌ترین انقلاب نیز سپردن سرنوشت مردم به خودشان بود.

به نظر محمدحسین محترم در این مقاله: مردم خود از میان افراد و افکار، برمی‌گزینند و مسئولیت می‌دهند. مردم می‌خواهند چه کسی رئیس‌جمهور شود و چه کسی نماینده و چه کسی در شورای شهر، امور شهر را در دست گیرد. خوب و بد کار با مردم است. و این مهم است و مراقبت می‌خواهد که مبادا ناباب، معتبر شود. اگر زمانی شاه می‌خواست که مردم فقط یک نوع لباس و حتی کلاه بپوشند، یک شبکه ببینند، تنها عضو یک حزب باشند، بعد از شاه، ولیعهد شاه باشد و…، نام آنکه شاه و ساواک می‌خواهند از صندوق بیرون بیاید. امروزه این‌گونه نیست.

کیهان به این جا رسیده که: امروزبه راحتی صدر تا ذیل حکومت نقد می‌شود، کتاب و مقاله نوشته می‌شود، فیلم ساخته می‌شود. در ایران خطوط قرمزی جز اعتقادات اخلاقی مردم نیست.در کدام خیابان ایران مثل دادگاه فرانسه رفتار می‌شود؟ کجا حتی دراغتشاشات به مردم شلیک شده؟ کجا دانشمندی برای نظریه علمی دادگاهی یا تبعید شده؟ و… این از برکت آزادی، امنیت و اقتدار جمهوری اسلامی است.

کشورها در تلاش برای ارتباط با ایران

عباس حاجی نجاری در روزنامه جوان نوشته: در سال‌های پس از انقلاب اگرچه مردم ایران بالا‌‌ترین هزینه‌‌ها و حتی هشت سال جنگ را برای حفظ استقلال خود متحمل شدند، اما حفظ و تحکیم این استقلال و تبدیل ایران به مستقل‌‌‌ترین کشور جهان نشان‌دهنده این است که این شعار هم به درستی انتخاب و هم در طول سال‌های پس از انقلاب تحکیم و تثبیت شد، به گونه‌ای که اگرچه دشمنان نظام اسلامی در مورد برخی از دستاوردهای انقلاب تردید ایجاد می‌کنند، اما هیچ‌کس و حتی اصلی‌‌‌ترین دشمنان نظام نیز در استقلال این کشور نمی‌توانند تشکیک ایجاد کنند و برعکس گذشته این قدر‌ت‌‌‌ها و کشورهای بزرگ جهان هستند که با تلاش برای ارتباط با ایران در پی کسب وجاهت برای خود هستند.

در ادامه این مقاله آمده: آنچه این روز‌‌ها در نوع و نحوه مواجهه قدرت‌های سلطه با ایران در موضوعاتی نظیر قدرت و توان موشکی‌، توان هسته‌ای و یا نفوذ منطقه‌ای باز می‌گردد، هرکدام به این شاخصه استقلال و صلابت ایران اسلامی باز می‌گردد و این در حالی است که این قدرت‌‌ها در طول ۳۹ سال گذشته برای شکست هیمنه نظام اسلامی و بازگرداندن حداقلی از سلطه گذشته علاوه بر تحمیل جنگ نظامی در دهه اول و جنگ‌های نیابتی در سال‌های اخیر، فلج‌کننده‌‌‌ترین تحریم‌‌ها را علیه مردم ایران تحمیل کرده‌اند.

و بالاخره: نظام اسلامی این توفیق را داشته است که طی این چهار دهه در سایه زعامت ولی فقیه، استقلال ایران را حفظ کرده و موقعیت و جایگاه ایران در عرصه جهانی را تحکیم و ارتقا دهد و یکی از دلایل گسترش تفکر انقلاب اسلامی و نفوذ و قدرت نرم انقلاب اسلامی در بین ملت‌های منطقه و جهان به خاطر عدم پذیرش سلطه و مبارزه همیشگی با استکبار جهانی است.

من از انقلاب دفاع می کنم

محمدجواد غلامرضا کاشی در دومین بخش از مقاله خود در روزنامه بهار نوشته: جمهورى اسـلامى نماینـده واقعى بخـش مهمى از فرهنـگ جمعى مردم اسـت. که نمونـه کوچک آن را در اکثـر خانه ها و مـردان ایرانى مى بینید. اگـر معتقدید دمکراتیک نیسـت، به این جهت است که اساسًا معلوم نیست و هنوز هم معلوم نشـده میان اسـلام و دمکراسى چه نسـبتى برقرار اسـت. هنـوز هم که هنوز اسـت با مردمـى سـروکار دارید کـه اگر قرار باشـد میان دمکراسـى و دین دارى شـان یکى را اختیار کنند، اکثریت شان هنوز دین را ترجیح مى دهند.

در ادامه مقاله این استاد دانشگاه آمده: پیامدهاى اقتصادى و اجتماعى سیاستهای جمهورى اسلامى بـراى بخـش هایى و گاه براى همـه مردم غیر قابل قبول اسـت، اما بخش مهمى از این مردم، میان این پیامدهـاى نامطلـوب و باورها و عـادات و قواعد زندگى خودشان نسبتى مى بینند. جمهورى اسلامى خویشـاوند اسـت حتى اگر دوستش نداشته باشند. خود را در آینه این نظام می بینند اگرچه شاید چندان از قیافـه خودشـان احسـاس خوبـى پیـدا نکنند.

نویسنده مقاله بهار افزوده: مـردم با نتایج فاعلیت خود مواجهند. به این معنا، این نظام وضع منحصر به فردى دارد. هنوز هم مثل زمان مشـروطه نمى دانیم چه نسبتی میان دین و دمکراسى برقرار است. اصولا نمى دانیـم چگونه باید میان سـنت ها و دنیاى جدید نسبتى برقرار کنیم. مفهوم آزادى و پیامدهاى عمیق آن را درک مى کنیم. مى بینیم نمى توان از آن چشـم پوشـید، امـا درسـت نمى دانیـم بـا پیامدهـاى رنگارنگاش چـه کنیم.


کارتون طراوت نیکی. قانون
هزارتوی نرخ ارز

بایزید مردوخی در مقاله ای در شرق نوشته: صاحب‌نظران درباره علل افزایش نرخ ارز، دیدگاه‌های مختلفی دارند، اما درباره یک نکته تقریبا اتفاق نظر دارند؛ تقاضای مردم عادی که بر اثر التهابات روانی، سراغ خرید ارز رفته‌اند، از ۵٠ تا ١٠٠ میلیون دلار فراتر نمی‌رود. تأمین این تقاضا، اساسا نمی‌تواند به جهش نرخ ارز منجر شود و نیازمند استقرار نیروهای انتظامی در مراکز فروش آن در کلان‌شهرها و در میدان ١۵ خرداد یا چهارراه استانبول تهران باشد.

به نوشته این اقتصاددان: منابع دولت مشخص است؛ یا درآمد حاصل از نفت است که آن‌هم به‌سادگی نقل‌وانتقال وجوه دریافتی‌اش امکان‌پذیر نیست یا مالیات و صادرات غیرنفتی است که آن‌هم معمولا یا گاهی تحقق پیدا نمی‌کند یا در تحقق تأخیر دارد. هزینه‌های جاری افزایش زیادی داشته و تأمین منابع پرداخت یارانه نقدی نیز بر گرده دولت سنگینی می‌کند؛ مصارفی که با توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی، کاستن از آن به‌غایت دشوار است.

مقاله شرق به این نتیجه رسیده: دولت بنای دخالت در امور شهروندان را ندارد، اما سوء‌استفاده از این دخالت‌نکردن نیز می‌تواند بهای گزافی برای کشور و مردم داشته باشد. الگوی تجملی و مسابقه ارتقای خودرو، مسکن و سبک زندگی تا روستاها گسترده شده است. در این شرایط، تأمین منابع برای دولت آسان نیست و ناچار باید سراغ محل‌های جدید کسب درآمد برود. افزایش نرخ ارز در کنار فشار تقاضای داخلی می‌تواند دستاورد دولت در تک‌‌رقمی‌کردن تورم را نیز به خطر بیندازد، اما از آن گریزی نیست.

سایه سنگین سیاست بر سر ارز

میثم رادپور در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: اختلال در مسیر انتقال منجر به محدودیت در دسترسی به منابع ارزی می‌شود و حتی افزایش درآمدهای ارزی در مقابل مخارج ارزی نیز نمی‌تواند جوابگوی نیاز بازار باشد‌‌. در کشوری همچون ایران که تحت فشارهای اقتصادی قرار دارد، نمی‌توان گفت که این منابع ارزی می‌تواند به نیاز بازار پاسخ دهد کمااینکه در شرایط کنونی مشکل اصلی اقتصاد دسترسی به منابع ارزی است‌‌.

شبکه نقل و انتقالات ارزی دچار اختلالات وسیعی است که معنی آن کمبود عرضه حواله در کشور است‌‌. زمانی که مسیر انتقال ارز دچار اختلال می‌شود، دسترسی به منابع ارزی محدود می‌شود و در نتیجه نظام حواله ارزی کشور نیز دچار اختلال می‌شود که چنین شرایطی باعث ایجاد تنش، اختلال و ابهام در بازار ارز شده و با کمبود عرضه حواله موجب تحریک قیمت‌ها در بازار می‌شود‌‌.

دولت به دنبال آن است که از طریق بازار نقدی بخشی از بازار حواله را کنترل کند که نمی‌توان تصور کرد این شرایط پایدار باقی بماند‌‌. از آنجا که نظام ارزی کشور در معرض محرک‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی قرار دارد. لازم است ایران روابط گسترده‌تری با کشورهایی همچون چین که از گلوگاه‌های اصلی کشور نیز به شمار می‌رود برقرار کند تا با مذاکرات بیشتر با کشورهای دیگر بتوان روابط ارزی خود را با سایر کشورها تقویت کرد.

دُلار آمریکایی همان دِلار گیلکی است؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق مصاحبه ای کرده با یک دلار و از وی خواسته خودش را معرفی کند. دلار جواب داده : سلام. بنده دلار آمریکایی، یک وطن‌فروش خودباخته غرب‌زده فلک‌زده هستم.

ما: می‌بینم که توجیه شدی و دیگه خارجی بلغور نمی‌کنی.

دلار: احسنت. بنده متوجه اشتباهاتی که تا به حال داشتم شده‌ام.

ما: ارتباط شما با آمریکا چیست؟

دلار: من از مادری ایرانی و از پدری آمریکایی هستم متأسفانه. نام کوچکم دُلار است که درواقع همان دِلار گیلکی است؛ یعنی نمک سبز که با ماست و گوجه‌سبز می‌خورند. آئوووو من اصلا خودم همین سبزه‌میدون به دنیا اومدم. بعد فریب خوردم و رفتم آمریکا تا با کشور خودم مبارزه کنم. واقعا شرمنده هستم. خاک بر سر من که فامیلم را از گیلکی به آمریکایی تغییر دادم.

دلار: CIA به من گفته باید تا آخرین لحظه بالا بکشم که ارزش ریال شل بشود.

ما: رئیس‌جمهور، هفته پیش گفت دلار پایین خواهد کشید. چرا احترام حرف او را نگه نداشتی و باز کشیدی بالا؟

دلار: من شرمنده‌ام. اگر به من یک فرصت دیگر بدهید کاملا پایین می‌کشم.

تیتر و عکس صفحه اول جوان
سینما غیرت نداشت

جواد محرمی در روزنامه جوان نوشته: نزدیک به دو دهه بود که سینمای ایران انباشته از آثار اجتماعی شده بود که در آنها کاراکترهایی که برای ناموسشان غیرتی می‌شدند هجو می‌شد. پدران با تعصب غیر عقلی و منطقی و کله خر و مثلاً غیرتی با دخترانشان بدرفتاری می‌کردند و شوهران و برادرانی که با خشونتی افراطی به محارمشان زور می‌گفتند.

به نوشته روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران:این رویه تا حدی پیش رفت که دو سال پیش در یکی از فیلم‌های مطرح جشنواره فجر کاراکتری خلق شد که در آن برادری از خانواده‌ای محروم برای رفع نیاز مالی خود خواهرش را به خواستگاری افغانی در ازای دریافت مبلغی پول شوهر می‌داد. همه این اتفاقات در حالی رقم می‌خورد که واقعیت در بطن جامعه چیز دیگری بود. غیرت در جامعه ایرانی وجود داشت اما نه به شکلی افراطی بلکه در حالتی تقریباً متعادل اما عده‌ای دوست نداشتند این تعادل را در آثار سینمایی بازتاب دهند و همواره تمایل داشتند نمایشی کاریکاتورگونه ازغیرت ارائه کنند.

به نظر جوان: فیلم لاتاری یک تنه روی این موج بی‌غیرتی یا غیرت ستیزی سینمای ایران می‌ایستد اما شاهکار فیلم لاتاری آنجا رقم می‌خورد که این غیرتی شدن را به غرور ملی پیوند می‌زند.

غیرت ملی سیاه نمایی نیست

نرگس عاشوری در روزنامه ایران گزارشی داده از دیدار دست درکاران فیلم لاتاری با اهل رسانه. و نوشته: سومین تجربه کارگردانی محمد حسین مهدویان سومین فیلم جشنواره بود. کارگردان جوان که با دو تجربه موفق فیلمسازی «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» خود را به‌عنوان پدیده سینمای ایران مطرح کرده برخلاف دو فیلم قبلی، در «لاتاری» روایت جنگی و تاریخی و سیاسی را مبنای ساخت قرار نداده و به سراغ موضوع ملتهب یعنی قاچاق زنان ایرانی به کشورهای خلیج‌فارس رفته است.

به گزارش این روزنامه: مهدویان در پاسخ به سؤالی مبنی بر شباهت پایان‌بندی فیلم به فیلم‌های ۴۰ سال پیش سینمای ایران گفت که‌ ای کاش خیلی باورهای ما مثل چهل سال پیش بود: «ما امروز در خیلی از مسائل نیاز داریم که به‌همان دوران بازگردیم. اگر منظور دوران فیلم‌های جاهلی یا فیلمفارسی است، من مشکلی با این مسأله ندارم.»

گزارشگر روزنامه ایران افزوده: در بخش‌های مختلفی از این نشست از محمود رضوی تهیه‌کننده این فیلم با توجه به گرایش‌های سیاسی‌اش سؤال شد. او در پاسخ به این سؤال که در صورت ریاست جمهوری قالیباف باز هم در فیلمش این سیاه نمایی را نشان می‌داد گفت که هیچ وقت غیرت ملی را سیاه نمایی نمی‌داند و معتقد است جوشش غیرت، سیاه نمایی نیست. او همچنین با کنایه به ماجرای کشدار شدن دریافت

پرویز جاهد در نقدی در همین روزنامه نوشته: ممکن است حرکت انتقامجویانه موسی و امیرعلی به خاطر ناموس در زمانه فعلی، عقب مانده و ارتجاعی به نظر برسد اما وقتی که قهرمان جوان و عاشق فیلم لاتاری نمی‌تواند بگذارد که خونِ دختری که دوستش داشته پایمال شود.

به نوشته این منقد فیلم: قهرمان میانسال فیلم که انقلابی بازنشسته و مسلمانی فناتیک است و از اینکه می‌بیند دختران کشورش به‌خاطر فقر مجبور به فحشا در کشورهای عربی شیخ نشین حوزه خلیج‌فارس شده و مورد سوء‌استفاده باندهای مخوف قاچاق دختران می‌شوند دلش به درد می‌آید و علیه آنها وارد عمل می‌شود، نمی‌توان آنها را به خاطر انتقامجویی فردی شجاعانه‌شان سرزنش کرد و کارشان را ارتجاعی خواند.

قرار بود چیز دیگه ای بشیم

محسن خیمه دوز در شرق نوشته: فیلم «لاتاری» از منظر فرم و روایت، یک قصه‌گوی عامه‌پسند گیشه‌دار است که با ریتم خوبِ روایتی که دارد، خواهد فروخت، اما به دلیل ماهیت ایدئولوژیکی‌اش، به سطحی‌نگری در بیان مسائل می‌رسد. فیلم از زبان یکی از کاراکترهایش این حقیقت تلخ و بنیادین را بیان می‌کند: «قرار بود چیز دیگه‌ای بشیم».

به نوشته گزارشگر شرق:اما به‌جای استفاده از روش طرح مسئله بر مبنای این حقیقت تلخ، فیلم راه ایدئولوژیک را می‌رود (مثل فیلم قبلی کارگردان، ماجرای نیمروز) و با خروج از حالت مسئله‌محور، تبدیل می‌شود به: «انتقام به سبک قیصر» (ردپای شخصیت‌های فیلم قیصر را می‌توان در لاتاری دید). جدا از سکانس پایانی «لاتاری» (که انتقام به سبک قیصر است).

دریغا مهدویان


کارتون مهدی عزیزی. قانون
عبدالجواد موسوی در ستون هفتگی خود در اعتماد نوشته: ما خوش‌بینانه و ساده‌دلانه در مقابل کسانی که می‌گفتند مهدویان فیلمساز یک نهاد است، دفاع می‌کردیم و می‌گفتیم: او یک فیلمساز باهوش است که خوب می‌داند چطور باید از امکانات یک نهاد استفاده کند و در نهایت حرف خودش را بزند. اما لاتاری نشان داد که: یه بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک بله، مهدویان به قدر خودش زیرک است اما دیگران هم عقب مانده نیستند.

به نوشته این منقد: اینکه هنرمندی آن قدر زرنگ باشد که هم برای آقای روحانی فیلم تبلیغاتی بسازد و در دیدار با ریاست محترم جمهور ژست مظلومان را بگیرد و بگوید: من داشتم برای یک دولت مستقر فیلم می‌ساختم اما فضا طوری بود که انگاری در یک خانه تیمی مشغول فعالیتم و چندماه بعد با یکی از مخالفان آقای روحانی همکاری کند تا فیلم سینمایی‌اش را جلوی دوربین ببرد، خیلی هم چیز عجیبی نیست.

(Visited 239 times, 1 visits today)

You may also like...