نامجو، سرور کسمایی؛ یک نشست و دو رونمایی

سوم دسامبر. ساعت شش و نیم بعد ازظهر. دانشکده سواس. لندن. موضوع نشست، رونمایی دو کتاب است؛ “دراب مخدوش” نوشته محسن نامجو موزیسین و “یک روز پیش از آخر زمان” اثر سرور کسمایی نویسنده‌ای که به فارسی و فرانسه رمان می‌نویسد.
“دراب مخدوش”، چاپ انتشارات ناکجا، یادداشت‌های بیست سالگی محسن نامجوست بی‌کم و کاست بدون ویرایش. نامجو می‌گوید که چند کلمه انگشت شمار را از متن حذف کرده، اما در عکس‌هایی که از متونش در کتاب منتشر شده، حتی آن کلمات هم دیده می‌شوند.
“یک روز پیش از آخر زمان”، منتشر شده توسط نشر باران، قصه زندگی دختری است به نام مریم که به دنبال کشف واقعیتی است در زندگیش. واقعیتی که پدرش تلاش می‌کند آن را از او پنهان کند.
خانم کسمایی که این رمان را همزمان به فارسی و فرانسه نوشته می‌گوید که عبور از یک زبان به زبان دیگر، عبور از یک سنت به سنت دیگر است؛ عبور از یک خاطره جمعی به خاطره جمعی دیگر است. سرور کسمایی می‌گوید که اینطور نوشتن آسان نیست.
هر دو نویسنده بخش‌هایی از کتاب خود را برای حاضرین می‌خوانند. درباره آن توضیح می‌‍دهند و نیم ساعت پایانی جلسه به سوالات پاسخ می‌دهند.
دراب؛ تکنیک تار و سه تار
محسن نامجو که در آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی ید طولایی دارد، اولین بار است که کتابی منتشر می‌کند. این کتاب، نوشته‌های بیست سالگی اوست با پانوشت‌ها و پس گفتاری که در چهل سالگی بر آن نوشته است.
او در مقدمه کتابش نوشته که به نام‌های متعددی برای کتابش فکر کرده تا در نهایت به دراب مخدوش رسیده است. او توضیح می‌دهد: دراب یکی از درس‌های اولیه تکنیک تار و سه تار است. در واقع ساده‌ترین تکنیکی که در جلسات دوم یا سوم کلاس درس داده می‌شود و معمولا بی‌انگیزه‌ترین و کم استعداد‌ترین شاگردان هم آن را در کوتاه‌ترین مدت فرا می‌گیرند و به قول استادان، مخدوش و کثیف نمی‌نوازند.
4
یکی از اشعار نامجو که در دی ماه ۷۴ سروده به نام شبنم در این کتاب آمده:
نظر می‌بازیم
بر هارمونیای عدم
چون صبح بر شبنم راستین
ماهرانه بر گل می‌نشانیم
طایر بی‌سیرت را
گویی چنان که از خود برتریم.
از محسن نامجو می‌پرسم که “چرا و برای چه طیفی از مخاطبان این کتاب را منتشر کرده؟”
می‌گوید: ” فکرکردم به درد دانشجویان موسیقی می‌خورد؛ همه آنها که به دنیای هنر علاقمندند. بالا و پایین‌هایی که من در آن زمان داشتم را برایشان منتشر کردم برای اینکه متوجه اهمیت رویاهایشان باشند.”
آقای نامجو به بی‌بی‌سی فارسی که می‌گوید هرچه شعر در زندگی‌اش سروده را سال آینده منتشر می‌کند؛ چه آنهایی که در آلبوم‌هایش خوانده چه آنهایی که نخوانده. می‌گوید حدود ۱۰۰ شعر نوشته که همه آنها را سال آینده در مجموعه‌ای با نام احتمالی “دیوان ناقص” منتشر می‌کند.
“اعتراض به چهارگاه”
نثر محسن نامجو نوآوری‌های موسیقی او را ندارد، اما وقتی بخش‌هایی از کتابش را می‌خواند معلوم است که در خوانش آنها سبک ویژه‌ای دارد. نامجو آهنگ صدا و بالا و پایین کلام را بخوبی می‌شناسد و از این آگاهی به خوبی در خواندن متنش هم استفاده می‌کند.
محسن نامجو همان‌طور از آثارش پیداست اعتراض در بستر فرم را دوست دارد. او می‌گوید “تعهدی اگر الان هست در اعتراض به دستگاه چهارگاه است و این که چطور موسیقی را عوض کنی.”
نامجو در انتهای کتابش، در پس گفتار نوشته:
“فاتح بیست ساله اگر خود و زندگیش را به باد ندهد، معمولا آنقدر فرصت رشد و خودآگاهی نمی‌یابد تا هر از چندی در سالهای سی و چهل و پنجاهم، نظر به خویش و به پشت سر بیفکند. چون شکی ندارد که هیچ راهی را به خطا نرفته و هیچ درابی را مخدوش ننواخته است.”
5
“رمان ساختاری آزاد دارد، شعر ساختاری استبدادی”
سرور کسمایی درباره رمان نویسی در اروپا به ویژه فرانسه و ایران صحبت می‌کند. او می‌گوید زبان فارسی در مقطع تاریخی خاصی هویتش را از شعر گرفته است، به شاهنامه فردوسی اشاره می‌کند و می‌گوید اگر این اثر نبود زبان فارسی ماندگار نمی‌شد.
خانم کسمایی به شوالیه‌ گری و میزگرد شاه آرتور و اینکه چطور اروپایی‌ها از این اسطوره‌ها به رمان رسیدند صحبت کرد. او می‌گوید شعر ساختاری استبدادی دارد از این جهت که فقط حاوی دیدگاه شاعر است اما رمان چون روایت می‌کند، این آزادی را به خواننده می‌دهد که در نگاهش آزاد باشد. خانم کسمایی به نسبی بودن واقعیت اشاره می‌کند و می‌گوید این در رمان متبلور می‌شود.
نویسنده رمان “یک روز پیش از آخر زمان” معتقد است ادبیات فارسی در تاریخ تحول رمان شرکت نکرده و از این قافله عقب مانده است.
خانم کسمایی در کنار اشاره به آرتور شاه و دوازده شوالیه‌اش به کیخسروی شاهنامه هم اشاره می‌کند، که او هم یازده سردار داشته است. او به رنگ ‌و بوی مذهبی داستان این اسطوره‌ها در غرب اشاره می‌کند، مثلا تبدیل شدن شاه آرتور و یازده شوالیه ‌اش به مسیح و حواریون و ماجرای شام آخر. به گفته او این روند در فرهنگ فارسی-اسلامی به تولید شیعه اثنی عشری منجر شده است.
خانم کسمایی می‌گوید “در جستجوی زمان ازدست‌رفته” مارسل پروست هم از زمان می‌گوید؛ همین ساعتی که به دست‌ مان می‌بندیم؛ صفحه گردی با دوازده نقطه در اطرافش که باز هم یادآور همان میز گرد آرتور است و شوالیه‌ هایش، آنجا که دور میزگردی می‌نشستند و از جستجوهایشان گزارش می‌دادند.
سرور کسمایی علاوه بر دو رمان گورستان شیشه‌ای و دره عقاب‌ها، که به زبان فرانسه نوشته شده‌اند، دایی جان ناپلئون ایرج پزشکزاد را هم به فرانسه ترجمه کرده است. او می‌گوید رمان بعدیش در دهه ۷۰ شمسی در ایران اتفاق می‌افتد و قصه مردی است که بعد از مدت‌ها غیبت به جامعه باز می‌گردد.

(Visited 77 times, 1 visits today)

You may also like...