ناپدید شدن هواپیمای پرواز تهران-یاسوج از روی رادار در سمیرم در نزدیکی سمیرم و کوهپایه‌های دنا، موجی دیگر از بهت و غم را در رسانه‌های آنلاین و فضای واکنشی شبکه‌های مجازی برانگیخته است.

سایه سنگین هواپیمای تهران یاسوج بر فضای مجازی کاملا محسوس است. هشتگ‌های #سقوط_هواپیما #تهران_یاسوج #سقوط_هواپیما-یاسوج از اولین ساعت‌های حادثه تا لحظه نگارش این گزارش در مجموع حدود ۳۰ هزار بار در توییتر استفاده شده است.

تقویم اندوهناک فاجعه
پیاپی شدن فجایع انسانی در ماه‌های اخیر و دست به دست شدن اخبار و حواشی آن در شبکه‌های مجازی، سال ۹۶ را برای بخش بزرگی از کاربران فضای مجازی، سالی مرگبار رقم زده است. باید در یاد داشته باشیم که هنوز حدود سه ماه از زلزله کرمانشاه با بیش از ۶۰۰ کشته نگذشته و تصاویر چهره‌های نگران خانواده‌های کارگران معدن #یورت هنوز از ذهن‌ها دور نشده و عکس‌های نفت‌کش #سانچی مشتعل بر روی آواتار کاربری بسیاری در فضای مجازی به چشم می‌خورد. این تسلسل را بگذاریم کنار اینکه به تازگی سالگرد آتش‌سوزی مهیب #پلاسکو را پشت سر گذاشته‌ایم.

به نظر می‌رسد که این پی‌درپی شدن حوادث مرگبار به تنهایی موجب افسردگی یا خشم بخشی از افکار عمومی نیست. اعتراض‌ها به مواردی است که می‌شود رد انتقاد از روش مدیریت بحران، از اقدامات میدانی و عملی، تا استراتژی خبررسانی و طرز مواجهه با خانواده‌های داغدار را در آنها دید.

بعضی از اعضای خانواده‌ها در چند مورد از جمله در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی و دیگر رسانه‌ها از همان ابتدا گلایه‌مند و خشمگین‌اند که “چرا هنوز اثری از هواپیما پیدا نشده مسئولان تسلیت می‌گویند و خبرگزاری‌ها از مرگ همه سرنشینان خبر می‌دهند؟”

کپی‌رایت تص
مسابقه برای مخابره فاجعه؛ تکذیب پشت تکذیب
در حالی که هنوز اثری از هواپیمای 72-ATR پرواز شماره ۳۷۰۴ هواپیمایی آسمان و ۶۶ سرنشینش پیدا نشده، ارسال پیام‌های تسلیت از سوی مقامات ارشد و چهره‌ها از یک سو و پیش‌دستی کردن ارگان‌های ذیربط و بعضی خبرگزاری‌های ایران در مخابره عجولانه خبر پیدا شدن لاشه هواپیما و تکذیب‌های پی‌درپی از دیگر سو، در کنار بحران در مدیریت بحران، وضعیتی را رقم زده که در این یک جمله از وزیر راه خود را نشان می‌دهد: “در ابهام کامل هستیم”.

طبق روال مرسوم در دنیا این سازمان هواپیمایی کشوری است که طبیعتا مرجع اخبار مرتبط با حوادث هوایی است. اما گویا عطش فضای مجازی که به مدد تلگرام، خود در یکی دو سال اخیر یکی از اصلی‌ترین منابع کسب خبر بخش بزرگی از شهروندان ایرانی شده، خبررسانی فاجعه را به کلی متحول کرده است. وجود تقاضا در میان کاربران تشنه آخرین تحولات در کنار فشار رسانه‌ها، پازل ناتوانی مسئولان در مدیریت اخبار را کامل می‌کند.

اما اخبار ضد و نقیض و درز کرده از هر منبع حاضر در محل و انتشار آن در خبرگزاری‌های رسمی ایران که منجر به تکذیب پیاپی اخبار می‌شود امری جدید نیست. دست کم خبررسانی درباره نفت‌کش سانچی، زلزله‌زدگان کرمانشاه و دورتر، مرگ مرتضی پاشایی، خواننده پاپ که مبتلا به سرطان بود، نمونه‌هایی است از مسابقه‌ای اعلام نشده در فضای مجازی برای اولین بودن در انتشار خبر مرگ و فاجعه و انتشار پیام تسلیت.

اما این رقابت، ناکارآمدی نهادهایی را که وظیفه تعیینی‌شان اطلاع‌رسانی است، نفی نمی‌کند. نحوه اطلاع‌رسانی از حادثه، روند جستجو و امداد و نجات و مدیریت خبر، درست یا غلط، نه فقط صدای خانواده‌ها بلکه صدای خبرگزاری‌ها را هم درآورده. نمونه‌ای از فشار رسانه‌ای دراین‌باره را می‌توان در یادداشتی انتقادی از خبرگزاری قوه‌قضاییه، میزان، دید. جایی که نویسنده می‌نویسد: “سازمان هواپیمایی کشوری به عنوان نهاد متولی حمل و نقل هوایی تجاری آخرین ارگانی بود که سقوط هواپیما را تایید کرد و این مطلب به وضوح بی برنامگی این سازمان را در اطلاع رسانی پس از سانحه نشان می‌دهد.”

بنظر می‌رسد این فشار رسانه‌ها در وادار کردن مسئولان به تأیید خبر “سقوط” هواپیما و کشته شدن تمام سرنشینان آن قبل از یافتن کوچکترین سر نخی از بدنه هواپیما موثر بوده است.

(Visited 118 times, 1 visits today)
Spread the love

You may also like...

هر گونه سوالی دارید , و یا اگر میخواهید سرویس اضافه و یا کنسل کنید , و یا اگر پیشنهادی دارید , فرم زیر را پر کرده و ارسال کنید , ما حتمآ به شما جواب خواهیم داد
Send