”دو واقعه تاریخی متفاوت با حسی مشترک، از تهران تا کاخ سفید ”ازدلبر توکلی

ترامپ، احمدی‌نژاد نیست و فضای سیاسی، آزادی بیان و ساختار قانون اساسی آمریکا و ایران، شباهتی با هم ندارند، اما این روزها، نوستالژی آدم را با خود می‌برد.
اگر روزنامه‌نگار و یا عکاس ایرانی باشی که در آمریکا زندگی می‌کند، بگیر و ببندهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران را هم تجربه کرده باشی، نمی‌توانی از مقایسه‌ ناخودآگاه انتخاب چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا (دونالد ترامپ) و محمود احمدی‌نژاد (رئیس‌جمهور پیشین ایران) در ذهنت فرار کنی.
از شعارهای انتخاباتی گرفته تا شب‌های پرالتهاب مناظره‌های کاندیدای حزب جمهوری‌خواه “دونالد ترامپ” و “هیلاری کلینتون” دموکرات و تا این روزهایی که پیر و جوان از ملیت‌های مختلف در اعتراض به ترامپ در شهرهای مختلف آمریکا به خیابان‌ها آمده‌اند، همه و همه یادآور لحظات انتخابات سال ۸۸ و جنبش اعتراضی سبز بود.
روزهایی که عبور از آن، زندگی بسیاری از خبرنگاران و عکاسان ایرانی را تنها به دلیل انجام رسالت شغلی‌شان، دگرگون کرد.
“حسین فاطمی” عکاس بین المللی، که هر دو رویداد انتخاباتی را (انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و ایران در سال ۸۸) از دریچه، دوربینش دنبال کرده است می گوید:” شب قبل از انتخابات رسیدم نیویورک، دوربین هایم را برای روز بعد آماده کردم. حال و هوای عجیبی داشتم. انگار انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ٨٨ برای من در فضا، مکان و زبان دیگری تکرار می شد.”
“صبح روز انتخابات در آمریکا، خیلی زود از خانه بیرون زدم و تا این لحظه، تمام وقایع را از دریچه دوربینم ثبت کردم. لحظات زیادی بود که برایم خاطرات آن روزهای ایران را تداعی می کرد. اولین جایی که رفتم عکس بگیرم کلیسایی بود در جنوب شیکاگو، انعکاس نور شیشه های رنگی پنجره کلیسا روی دیوار، مرا کاملا به حسینه ارشاد در تهران برد، حتا پوشه عکس ها را با اسم “حسینیه ارشاد” در لب تابم ذخیره کردم. ”
اما انتخاباتی که نتیجه اش، کام بخشی از جامعه آمریکا را تلخ کرد، برای حسین فاطمی تجربه جدیدی بود، او در خصوص این تجربه اش می گوید: “در این روزها که عکاسی می کردم، بسیار احساس خوبی داشتم نسبت به این که مطمئن بودم وزارت ارشادی وجود ندارد تا کارت مرا برای عکس خوبی که گرفتم باطل کند. می دانید؟ واقعا حس خوبی است که از نگاه کردن به زوایای مختلف در دوربینت ترس نداشته باشی و نیازی نباشد که قبل از انتشار هر عکس از همکارت بپرسی؛ اگر این عکس منتشر شود خطر ساز است؟ آیا دستگیر می شوم؟”

حسین فاطمی با اشاره به این که طی ۱۳ سال عکاسی حرفه ای در ایران به دلیل محدودیت های زیادی که برای انتشار عکس وجود داشت تقریبا ۳۰۰ عکس از او منتشر شد، گفت: “در خارج از ایران, خروجی کارهایم به طرز چشمگیری بالا رفته است. طی دو سال گذشته بیش از ۶۰۰ عکس ازکارهای من منتشر شد و این میزان حجم کار با محدودیت هایی که در ایران داشتم قابل مقایسه نیست.”
“حسن سربخشیان” عکاس بین المللی نیز که تجربه ای مشابه را طی این مدت داشته است می گوید: “یک جاهایی از مناظره بین هیلاری کلینتون و ترامپ برای من یادآور خاطرات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران بود، البته واقعا این دو متفاوت هستند. به هر حال مرور خاطرات آن روزها اجتناب ناپذیر بود. هرگز آخرین مناظره موسوی و احمدی نژاد را فراموش نمی کنم، در جاهایی بی پرده حرف زدن و رد شدن از مرزهای اخلاقی، که در مناظره اینجا هم شاهد آن بودیم.”
اما نا گفته نماند که در اتفاقات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ایران، عکاسان خارجی و همین طور عکاسانی که برای رسانه‌های نزدیک به حکومت کار نمی کردند، اجازه عکاسی در هر مکانی را نداشتند و ترس از دستگیری و شکسته شدن یا ضبط دوربین، سایه ای سنگین بود که دنبالشان می کرد.
آقای سربخشیان در این خصوص می گوید: “خب، عکاسی در ایران همیشه با این ترس ها همراه بود، ترس از پلیس و علاوه بر پلیس، ترس از لباس شخصی ها هم بود. اما در اینجا براحتی می توان عکاسی کرد. نمونه اش هم عکس هایی است که می بینید منتشر شد. ضمن آن که در اینجا، عکاس و خبرنگار از حمایت مقام مربوطه بالاتر خود برخودارند و می دانند که اگر دچار مشکلی شوند، مورد حمایت قرار می گیرند.”
“ساقی لقایی” خبرنگار می گوید: “این جا همه چیز در چارچوب قانون با نظارت دقیق و درست اتفاق افتاد. شائبه تقلب وجود نداشت. معترضان هم اعتقادی به تقلب ندارند، بلکه تاکید دارند که ترامپ را با آن نگرش جنسیت‌زده و نژادپرستی که از خود در تبلیغات برجای گذاشت دوست ندارند اما برای من، همه چیز این انتخابات یادآور دو دوره رئیس‌جمهور شدن احمدی‌نژاد بود. از مناظره‌ها و بگم‌بگم‌ها و شعارهای پوپولیستی ترامپ، تا رای غیرمنتظره مردمی که با سیاستمداران قهر کرده بودند، تا اعتراضات خیابانی. آدم ناخودآگاه سعی در مشابهت‌سازی دارد، حال آن که در واقع به خاطر تفاوت زیاد دو سیستم، شباهتی وجود ندارد.”
او همچنین می گوید: “ممکن است انتخاب ترامپ به عنوان رییس‌جمهور خوش‌آیند من و ما نباشد، اما قیاس ایران و آمریکا در این مورد بیشتر حسرت به جا می‌گذارد تا شباهت. ”
“کامبیز سلطانیان” خبرنگار نیز می گوید: “این اتفاقات مرا برد به نزدیکترین اتفاق مشابهی که تجربه کرده بودم و “جنبش سبز” را برایم تداعی کرد با این تفاوت که در اینجا کسی مردم را خس و خاشاک خطاب نکرد.”
او همچنین به نداشتن امنیت در ایران اشاره می کند و می گوید: “مانند بسیاری از همکارانم در آن روزها بیشتر از همیشه احساس نا امنی داشتم، هر لحظه می ترسیدم که به جرم پوشش خبری انتخابات و وقایع جنبش سبز، مرا دستگیر کنند. اخبار دستگیری ها را رصد می کردم و منتظر بودم که چه زمانی نوبت من می شود. می دانستم این اتفاق دیر یا زود خواهد افتاد، انگار در لیست انتظار بودم. البته در نهایت هم دستگیر و راهی خانه های امن سپاه شدم.”

(Visited 74 times, 1 visits today)

You may also like...