روایت هایی از جلسات خصوصی هاشمی رفسنجانی و رهبر ایران در دوره احمدی نژاد

روابط اکبر هاشمی رفسنجانی و رهبر جمهوری اسلامی ایران، در طول دوران رهبری آیت الله خامنه ای فراز و نشیب های فراوانی داشت. اما بی تردید، مهم ترین نقطه عطف در روابط این دو مقام حکومتی، با ظهور محمود احمدی نژاد در عرصه سیاست ایران رقم خورد.
این ظهور، به چنان بحرانی در روابط رهبر و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر شد که تاثیرات آن، تا پایان عمر هاشمی رفسنجانی ادامه یافت. در دوران محمود احمدی نژاد، این دو مقام حکومتی بارها در جلسات خصوصی به مخالفت با دیدگاه های همدیگر پرداختند که محتوای تعدادی از این جلسات، به تدریج مشخص شده است.
روایت برخی از گفتگوهای خصوصی هاشمی رفسنجانی و رهبر در این مقطع، در بخش هایی از کتاب “روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی” به تالیف جعفر شیرعلی نیا (انتشارات سایان) گردآوری شده است.
این کتاب به بازخوانی اتفاقات مهم زندگی هاشمی رفسنجانی از تولد تا نیمه سال ۱۳۹۴ پرداخته، اما همچون کتاب های خاطرات سالانه این سیاستمدار، از سوی دفتر او منتشر نشده است. در عین حال، پیش از انتشار به تایید او رسیده و شامل گفتگوهای اختصاصی مولف کتاب با هاشمی رفسنجانی، در مورد بخش هایی حساس از خاطرات سیاسی او و از جمله دوران محمود احمدی نژاد ست.
6
“روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی” چند ماه قبل از درگذشت هاشمی رفسنجانی منتشر شده
اغلب اطلاعات کتاب، در طول سالیان گذشته در منابع دیگر هم مورد اشاره قرار گرفته، اما گردآوری آنها در یک مجموعه واحد و روایت های تکمیلی هاشمی رفسنجانی در مورد وقایع خاص، بازخوانی این اطلاعات را معنی دار می کند. به ویژه آنکه این مجموعه، آخرین کتابی است که در زمان حیات اکبر هاشمی رفسنجانی، در مورد خاطرات سیاسی او منتشر شده و تصادفا، چند ماه پیش از مرگش در دسترس عموم قرار گرفته است.
مخالفت رهبر با رقابت رفسنجانی در ۱۳۸۴
به نظر می رسد آیت الله خامنه ای، از پیش از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد مخالف کاندیدا شدن اکبر هاشمی رفسنجانی برای پست ریاست جمهوری بوده است.
حسن روحانی که در سال ۱۳۸۴ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، حکایت می کند که در آن زمان، در جلسه ای خصوصی به آیت الله خامنه ای گفته “اگر مطمئن شوم اقای هاشمی کاندیدا نمی شود حاضرم کاندیدای ریاست جمهوری شوم.” آقای خامنه ای گفته می داند اکبر هاشمی رفسنجانی کاندیدا نخواهد شد و افزوده: “اگر بخواهد به نظام کمک کند، بهتر است همین کار فعلی [ریاست مجمع تشخیص] را انجام دهد.”
هاشمی رفسنجانی می گوید که حاضر بوده در صورتی که علی اکبر ولایتی کاندیدای واحد اصولگرایان شود، از حضور در انتخابات خودداری کند و حتی پیشنهاد کرده که رهبر، از بقیه اصولگرایان بخواهد از ولایتی حمایت کنند، اما آقای خامنه ای زیر بار نرفته است. نهایتا: “در آخرین قراری هم که با ایشان گذاشتیم گفتم اگر این کار را نکنید، من می آیم. تا قبل از آن واقعا نمی خواستم بیایم.”
کسانی هستند که پشیمان می‌شوند و توبه می کنند و از من عفو می خواهند و چیزهایی می گویند… مثلا گروهی آمدند و گفتند بچه های بسیج تصمیم گرفتند، ماده یا مرکبی پیدا کنند تا مهر انتخابات را پاک کنند. اینها از صبح تا شب بارها رفتند رأی دادند ومهرش را پاک کردند و رفتند جای دیگر رأی دادند. اگر در تهران ۱۰۰نفر باشند مهم نیست ولی اگر تصمیم سازمانی باشد و بخواهند در سراسر کشور این کار را بکنند، رقم عجیبی است
هاشمی رفسنجانی، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم
هاشمی توضیح می دهد که در روز ثبت نام برای انتخابات، آیت الله خامنه ای بر خلاف معمول او را برای دیدار هفتگی دعوت نکرده و در نتیجه، بدون مشورت نهایی با رهبر ثبت نام کرده است: “آقا از سفر کرمان برگشته بودند، ما معمولا سه شنیه به دیدار آقا می رویم اما آن سه شنبه ایشان دعوت نکردند. گفتم شاید معذوریت دارند یا خسته هستند. گفتم اگر پیش ایشان بروم و مساله انتخابات و حضورم را مطرح کنم، یا می گویند نیایید که من هم نمی آیم و بعد اگر در جامعه مشکلی پیش آمد به عهده رهبری می افتد که صحیح نیست یا می گویند بیایید که این از اصل ایشان که نباید در انتخابات به نفع کاندیدای خاص دخالت کنند دور می شود، یا هیچ نمی گویند و می گویند خودت می‌دانی که این هم زیبنده ارتباط ما دو نفر نیست.”
آیت الله خامنه ای، بعدها پنهان نمی کند که از کاندیدا شدن هاشمی رفسنجانی راضی نبوده است. به گفته هاشمی، سال بعد که او می خواسته در انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبت نام نکند، از جانب رهبر پیام می رسد که آن وقت که نباید می آمدی، آمدی و حالا که واجب است بیایی نمی آیی؟
اعتراض به انتخابات ۱۳۸۴
در پی اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری نهم و پیروزی محمود احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی مدعی بمی شود نیروهایی با “تبلیغات، تخریب و وارد کردن گسترده نیروهای منسجم در سه استان” بر نتایج انتخابات تأثیر گذاشته اند. این ادعا، به ویژه به مرحله اول انتخابات ارتباط دارد که محمود احمدی نژاد، با فاصله اندکی از مهدی کروبی جلو افتاده و به عنوان منتخب دوم، به مرحله بعدی رای گیری رسیده بود.
اکبر هاشمی رفسنجانی در یک دیدار خصوصی می گوید: “کسانی هستند که پشیمان می شوند و توبه می کنند و از من عفو می خواهند و چیزهایی می گویند… مثلا گروهی آمدند و گفتند بچه های بسیج تصمیم گرفتند، ماده یا مرکبی پیدا کنند تا مهر انتخابات را پاک کنند. اینها از صبح تا شب بارها رفتند رأی دادند و مهرش را پاک کردند و رفتند جای دیگر رأی دادند. اگر در تهران ۱۰۰ نفر باشند مهم نیست ولی اگر تصمیم سازمانی باشد و بخواهند در سراسر کشور این کار را بکنند، رقم عجیبی است.”
هاشمی می افزاید: “یا رقمی از شناسنامه های المثنی گفتند که تاسف بار است. از مدت ها پیش به بهانه های مختلف شناسنامه های المثنی درست کردند که متمرکز بود. در یک موقعیت تصمیم گرفتند از آنها استفاده کنند. یا تقلب های فراوانی که در خواندن آرا شد که اسناد فراوانی موجود است… اگر اینها را به جامعه بگویم، انقلاب رامی شکنم. لذا بعد از انتخابات تصمیم گرفتم نگویم.”
او به حدی از نحوه برگزاری انتخابات گلایه دارد که تصمیم می گیرد در انتخابات سال بعد مجلس خبرگان نامزد نشود. این تصمیم، به اختلاف نظری جدید میان او و آیت الله خامنه ای می انجامد: “ما دخالت سپاه رادر انتخابات سال ۸۴ دیده بودیم و به ایشان هم گفته بودیم و ایشان ادله ما را می دانستند. بعد از اینکه بحث ثبت نام پیش آمد، گفتم شرکت نمی کنم. ایشان ابتدا توسط آقای [واعظ] طبسی و دکتر روحانی به من پیغام دادند که شما باید بیایید. شما در ریاست جمهوری نبایست می آمدید که آمدید ولی اینجا که باید بیایید، نمی آیید.”
هاشمی رفسنجانی به رایزنی ها ترتیب اثر نمی دهد و در نتیجه رهبر شخصا به مذاکره با او می پردازد: “استدلال ایشان این بود که اگر تودر این خبرگان نباشی و برای من حادثه ای پیش بیاید، معلوم نیست بعدش چه می شود…. اگر در جلسه بعد از رحلت امام تو نبودی، آن جلسه به خوبی تمام می شد؟ گفتم من در آن روزها خیلی موثر بودم ولی الان این گونه نیست.”
در اسفند ۱۳۸۷ آیت الله علی سیستانی در ملاقاتی با هاشمی از اختلافاتش با رهبر می‌پرسد و او جواب می دهد: ‘اینها مهم نیست چون مباحث فکری است. آنچه مهم است این است که در عمل ما متحد عمل کنیم و به نظر رهبری عمل می شود.’ با قانع نشدن آیت الله سیستانی از جواب های اکبر هاشمی رفسنجانی، نهایتا مسئول تشریفات آیت الله از همه حضار می‌خواهد وی و هاشمی را تنها بگذارند تا صحبت ها را به طور خصوصی ادامه دهند. روایت هاشمی رفسنجانی از جلسه خصوصی تنها این است: ‘توضیحاتی به ایشان دادم و برای اینکه ببینم نتیجه گرفتیم یا نه، آخرین بار از ایشان پرسیدم اگر جای ما بودید، در مورد این مسائل چه کار می کردید؟ اگر پیشنهادی دارید بگویید. ایشان گفتند با حرف هایی که شما گفتید، به نظرم اگر من هم بودم، همین کارها را می کردم’
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه می دهد: “دلایل مرا نپذیرفتند و به من امر کردند باید ثبت نام کنید واضافه کردند که نام نویسی شما در انتخابات مجلس خبرگان یک تکلیف الهی است و واجب. گفتم من که بر خودم واجب نمی دانم. شما که واجب می دانید، تهیه مقدمات آن نیز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم که ایشان پذیرفتند و عملی کردند و من هم نامزد شدم.”
ظاهرا منظور هاشمی رفسنجانی از مقدمات، اجازه تشکیل “کمیته صیانت از آرا” در انتخابات مجلس خبرگان ۱۳۸۵ بوده که رهبر با آن موافقت می کند و این کمیته، به نظارت بر نحوه برگزاری انتخابات در سال ۱۳۸۵ می‌پردازد.
هرچند سه سال بعد، نهادهای زیرنظر رهبری تشکیل کمیته ای مشابه برای نظارت بر انتخابات ۱۳۸۸ را بر نمی تابند.
اشاره علنی به اختلافات با رهبر
با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی به منتقد سرسخت دولت او تبدیل می شود.
هاشمی در بهمن ۱۳۸۵، در پاسخ به این سوال که آیا با رهبر در مورد انتقاداتش از دولت حرف می زند یا نه می گوید: “با ایشان صحبت هایی کردم. البته مدتی است که صحبت نمی کنم… مایل نیستم ایشان احساس ناراحتی کنند.”
در مهر ۱۳۸۷ رضا تقوی رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه به دیدار هاشمی رفسنجانی می آید تا از او گله کند که چرا هیچ وقت در خطبه های نماز جمعه اش از دولت تعریف نمی کند. وقتی هاشمی می گوید “اشکالات به کارهای دولت را خیلی جدی می بینم” تقوی اصرار می کند که “مثبتات را بگویید” و جواب می شنود: “مثبتاتی نمی بینم.”
رئیس مجمع تشخیص نظام در آذر ۱۳۸۷، در مورد اختلاف نظرهای خود با رهبر می گوید: “یک بار درباره این موضوع بحث کردیم و نتیجه این شد در مواردی که بحث می کنیم ونظرها واحد نمی شود، طبیعتاً ایشان حجتی ندارند که بخواهند به حرفم گوش دهند… اما من نمی توانم صرفا به نظر خودم عمل کنم زیرا حجت دارم. می گویم رهبرم چنین چیزی را گفته است.”
وی همچنین خبر می دهد که هنوز “هر یکی دو هفته یک بار” با هم شام می خورند (او بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ خبر می دهد که ملاقات هایش با رهبر، به ماهی یک بار کاهش یافته).
اختلافات با رهبر جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۳۸۷ و در جریان سفر به عراق نیز موضوع گفتگویی با آیت الله علی سیستانی رهبر ایرانی الاصل شیعیان عراق قرار می گیرد که مسائل ایران را با جزئیات دنبال می کند. هاشمی رفسنجانی به آیت الله سیستانی توضیح می دهد: “اینها مهم نیست چون مباحث فکری است. آنچه مهم است این است که در عمل ما متحد عمل کنیم و به نظر رهبری عمل می شود.”
رئیس مجمع تشخیص نظام می‌گوید که آیت الله خامنه ای بعد از خطبه‌های ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، دردیداری خصوصی به او گفته حاضران در صف های جلوی نماز جمعه، از تعریف های رهبر از هاشمی رفسنجانی خوششان نیامده: ‘به من گفتند من دیدم اینهایی که پایین نشستند، از آن حرف‌های من که درباره شما بود اخم کردند.’ هاشمی می افزاید که واکنش همین حاضران، به صحبت های رهبر در مورد نزدیکی دیدگاه هایش به رئیس جمهور به کلی متفاوت بوده: ‘آن جمله را که گفتند یک دفعه همه زنده شدند و شروع به شعار دادن کردند’
با قانع نشدن آقای سیستانی از جواب های اکبر هاشمی رفسنجانی، نهایتا مسئول تشریفات آیت الله از همه حضار می خواهد وی و هاشمی را تنها بگذارند تا صحبت ها را به طور خصوصی ادامه دهند.
روایت هاشمی رفسنجانی از جلسه خصوصی این است: “توضیحاتی به ایشان دادم و برای اینکه ببینم نتیجه گرفتیم یا نه، آخرین بار از ایشان پرسیدم اگر جای ما بودید، در مورد این مسائل چه کار می کردید؟ اگر پیشنهادی دارید بگویید. ایشان گفتند با حرف هایی که شما گفتید، به نظرم اگر من هم بودم، همین کارها را می کردم.”
انتخابات ۱۳۸۸
انتخابات ریاست جمهوری دهم در حالی نزدیک می شود که به روایت هاشمی رفسنجانی، نگرانی اصلی محافظه کاران کاندیداتوری محمد خاتمی است و حتی در مقایسه با خاتمی، ترجیح می دهند میرحسین موسوی نامزد شود: “شاید فکر می کردند آقای موسوی رای نمی آورد”.
هاشمی نقل می کند: “یک روز رهبری به من گفتند بچه های اطراف ما می گویند شما به آقای خاتمی می گویید کنار نروید که آقای موسوی نیاید. یعنی تا این اندازه مساله شان جدی بود. من گفتم شما می دانید من هر دوی اینها را مثل هم می دانم. برای من چه فرقی می کند که این یا آن بیاید.”
در نهایت، میرحسین موسوی می آید و احمدی نژاد در جریان مناظره تلویزیونی با او، به طور غیرمنتظره اتهاماتی را به اکبر هاشمی رفسنجانی و خانواده اش وارد می کند.
هاشمی رفسنجانی می گوید: “انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس العمل نشان دهند.” اما معلوم می شود که قرار نیست انتظار هاشمی برای عکس العمل رهبر، قبل از انتخابات برآورده شود. در نتیجه، تصمیم می گیرد در قالب نامه ای سرگشاده به آقای خامنه ای، به صحبت های رئیس جمهور واکنش نشان بدهد.
حکایت می کند: “نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه می دادم، روزنامه چهارشنبه می نوشتند و اگر چهارشنبه می دادم، پنجشنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت [قانونی] تبلیغات تمام می شد.”
آقا به من گفتند در تنفیذ شما باید حکم مرا به احمدی نژاد بدهید. گفتم من انتخاب او را قبول ندارم و شما هم می دانید و من او را رئیس جمهور نمی‌دانم و حاضر نیستم تأیید کنم … ایشان گفتند اگر شما ندهید چه کسی بدهد؟ به آقای خاتمی که نمی توانم بگویم بدهد. به چه کسی بگویم؟ گفتم خودتان می‌دانید
هاشمی رفسنجانی، بعد از انتخابات ۱۳۸۸
هاشمی رفسنجانی سپس، با اشاره ای مبهم به اطلاع خود از “برنامه های محافل مجریان انتخابات” می افزاید: “در همان فرصت باقیمانده نامه را برای مقام معظم رهبری فرستادم و متاسفانه در آن فاصله دو ساعت باقیمانده نامه به ایشان نرسید و چون جوابی به من نرسیده بود درآخرین لحظاتی که می خواستم خدمت ایشان بروم آن را منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم هنوز متن اصلی [نامه ارسالی] را ندیده بودند.”
رئیس مجمع تشخیص، واکنش آیت الله خامنه ای به نامه خود را چنین توضیح می دهد: “ایشان گفتند واقعا هیچ ملاحظه ای روی نامه ندارم ولی اگر جای شما بودم بعد از انتخابات منتشر می کردم. گفتم خواست خدا بود که شما تا قبل از انتشار نبینید. چون اگر می خواندید و به من می گفتید، منتشر نمی کردم و این مناسب نبود.”
دومین دوره احمدی نژاد
یکی از اتفاقات بعد از انتخابات که رسانه ها از آن بی خبر می مانند، این است که نمازجمعه ۲۹ خرداد را، بر حسب نوبت بندی ائمه جمعه تهران، باید هاشمی رفسنجانی می خوانده؛ اما آیت الله خامنه ای با توجه به حساسیت شرایط، شخصا تصمیم به اقامه آن می گیرد. ظاهرا طبق روال هر گاه رهبر قصد خطبه خواندن داشته باشد، به جای امامی که نوبت معمول اوست نماز را اقامه می کند و آن امام، باید در “نوبت بعدی” خطبه بخواند (در کتاب عنوان نشده که “نوبت بعدی” یعنی چند هفته دیگر، اما نوبت هاشمی چهار هفته بعد فرا می رسد).
آقای خامنه ای در خطبه های خود، اتهامات محمود احمدی نژاد به شخص هاشمی رفسنجانی را نادرست می داند و از شخص هاشمی تعریف می کند. در عین حال، به صراحت یادآور می شود که نظرش به نظر احمدی نژاد نزدیک تر است.
رئیس مجمع تشخیص می گوید که آیت الله خامنه ای بعد از خطبه ها، دردیداری خصوصی به او گفته حاضران در صف های جلوی نماز جمعه، از تعریف های رهبر از هاشمی رفسنجانی خوششان نیامده: ” به من گفتند من دیدم اینهایی که پایین نشستند، از آن حرف های من که درباره شما بود اخم کردند.” هاشمی می افزاید که واکنش همین حاضران، به صحبت های رهبر در مورد نزدیکی دیدگاه هایش به رئیس جمهور به کلی متفاوت بوده: “آن جمله را که گفتند یک دفعه همه زنده شدند و شروع به شعار دادن کردند.”
هاشمی رفسنجانی اظهاراتی را از اصغر حجازی مسئول امنیتی دفتر رهبری بازگو می‌کند که حکایت دارد رئیس جمهور نه تنها قدردان حمایت رهبر در انتخابات ۱۳۸۸ نبوده، که فکر می‌کرده بدون حمایت او می‌توانسته وضعیت بهتری داشته باشد. هاشمی می‌گوید: ‘آقای حجازی بعد از سال ۸۸ و قبل از این ماجراها [اختلاف بر سر وزارت اطلاعات] به من گفت آقای احمدی نژاد در مجلسی گفته اگر آقا از من حمایت نکرده بود، من ۳۰ میلیون رأی می‌آوردم’
جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ نوبت به خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی می رسد که در آن، از جمله پیشنهاد آزادی دستگیرشدگان، دلجویی از خانواده های کشته شدگان، دادن وقت صحبت به منتقدان انتخابات در تلویزیون و لزوم “رفع تردید” در ارتباط با انتخابات را مطرح می کند. این خطبه ها، واکنش شدید منصوبان آیت الله خامنه ای را به دنبال دارد و در عمل، به آخرین خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی درطول زندگیش تبدیل می شود.
در آستانه مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد در ۱۲ مرداد، رهبر در گفتگویی خصوصی، درخواست مهمی را از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح می کند که هاشمی رفسنجانی با تصریح بر اینکه “انتخابات را قبول ندارد”، زیر بار نمی رود.
روایت هاشمی چنین است: “آقا به من گفتند در تنفیذ شما باید حکم مرا به احمدی نژاد بدهید. گفتم من انتخاب او را قبول ندارم و شما هم می دانید و من او را رئیس جمهور نمی دانم و حاضر نیستم تأیید کنم … ایشان گفتند اگر شما ندهید چه کسی بدهد؟ به آقای خاتمی که نمی توانم بگویم بدهد. به چه کسی بگویم؟ گفتم خودتان می دانید.”
نتیجه سردرگمی ایجاد شده، بروز اتفاقی بی سابقه در تاریخ مراسم تنفیذ روسای جمهور ایران است: حکم محمود احمدی نژاد را، به ناچار وحید حقانیان از مسئولان دفتر رهبری حمل می کند و به دست آیت الله خامنه ای می‌رساند تا به رئیس جمهور بدهد.
نخستین اجلاس مجلس خبرگان رهبری بعد از انتخابات ۱۳۸۸، در شهریور همان سال برگزار می شود و به اختلافی جدید میان هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس و روحانیون حامی احمدی نژاد می انجامد.
هاشمی پس از دیدن پیش نویس بیانیه پایانی مجلس خبرگان، برای تأیید آن سه شرط می گذارد: “از عنوان کودتای مخلمی در بیانیه استفاده نشود، از احمدی نژاد حمایت جدی نشود و بحث درگیری های خیابانی و محکومیتش حذف شود”. احمد خاتمی دیگر عضو هیات رئیسه، که ظاهرا دست اندرکار نگارش متن بوده، با شروط هاشمی موافقت می کند. درنتیجه، متن به جای “کودتای مخلمی” به “استحاله انقلاب، ایجاد فتنه و اغتشاشات اخیر” و به جای حمایت جدی از رئیس جمهور به انتظارات خبرگان از رئیس جمهور اشاره می کند. بحث درگیری های خیابانی هم کلا حذف می شود.
با شروع مخالفت های محمود احمدی نژاد با رهبر جمهوری اسلامی در فروردین ۱۳۹۰، مدافعان او غافلگیر می شوند و هاشمی وضعیت جدید را، به معنی تحقق پیش بینی های قبلی خود در مورد خطرات رئیس جمهور وقت برای نظام می داند. به عقیده او: “احمدی نژاد دچار غرور شده بود و خیال می کرد مردم جمع می شوند و او را با سلام و صلوات می آورند.”
در آخرین روز اردیبهشت ۱۳۹۲، علی لاریجانی به منزل هاشمی رفسنجانی می‌آید: ‘پیغام از شورای نگهبان آورده بود که من از حضور در صحنه انتخابات انصراف بدهم. به ایشان گفتم هرگز این کار را نمی کنم.’ رئیس مجمع تشخیص تاکید می‌کند که اگر رهبر مایل به کناره گیری او باشد، مناسب است این تمایل صراحتا اعلام شود: ‘پس از بحث هایی که شد گفتم اگر رهبری به من بگویند انصراف بده در این صورت با ذکر دستور ایشان انصراف می‌دهم. راه دیگر این است که شورای نگهبان اعلام عدم احراز صلاحیت بکند. خب بکند. من هیچ اعتراضی نخواهم کرد’
هاشمی رفسنجانی حتی در این ارتباط، اظهاراتی را از اصغر حجازی مسئول امنیتی دفتر رهبری بازگو می کند که حکایت دارد رئیس جمهور نه تنها قدردان حمایت رهبر در انتخابات ۱۳۸۸ نبوده، که فکر می کرده بدون حمایت او می توانسته وضعیت بهتری داشته باشد. هاشمی نقل می کند: “آقای حجازی بعد از سال ۸۸ و قبل از این ماجراها به من گفت آقای احمدی نژاد در مجلسی گفته اگر آقا از من حمایت نکرده بود، من ۳۰ میلیون رأی می‌آوردم.”
اکبر هاشمی رفسنجانی می گوید بعد از ماجراهای احمدی نژاد، به محمد یزدی نایب رئیس خبرگان که از حامیان سرسخت رئیس جمهور بوده به سختی انتقاد می کند: “حالا که رسوا شده، می گویی فلان کس (مشایی) باعث انحرافش شده! اصل انحراف خود اوست. اگر اشتباه کردی، صادقانه به مردم بگو اشتباه کردم. نه اینکه پشت فلان کس قایم شوی و بگویید انحراف کار او بوده.”
انتخابات ۱۳۹۲
پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در شرایطی نزدیک می شود که پرونده هسته ای گره خورده و تحریم های بین المللی، به نقطه اوج خود رسیده است. در این مقطع، رایزنی های هاشمی برای انتخابات بعدی شروع می‌شود: “ابتدا به ناطق نوری پیشنهاد کاندیداتوری دادم اما او نپذیرفت و هر دو روی کاندیداتوری آقای روحانی به توافق رسیدیم.”
در عین حال، خود هاشمی رفسنجانی هم به صرافت کاندیداتوری می افتد و دلیل این تصمیم را، اصرارهای هوادارنش عنوان می کند. در جلسه ای به علی مطهری و عده ای دیگر از نمایندگان که خواهان نامزد شدن او هستند می‌گوید: “باید با رهبری مشورت کنم. اگر سکوت کردند می آیم و به تکلیفم در برابر مردم و خدا عمل می کنم ولی اگر مخالفت کردند حتما نمی آیم.”
در نهایت، در آخرین ساعات مهلت قانونی ثبت نام نامزدهای انتخابات، رسما کاندیدا می شود. بعدا نقل می شود که در روز کاندیداتوری سعی کرده با رهبر جمهوری اسلامی تماس بگیرد و نظرش را بپرسد اما موفق نمی شود و در نهایت، عدم واکنش او را به معنی عدم مخالفت تلقی می کند.
رئیس مجمع تشخیص، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه ‘بعد از انتخابات دیدارها و ملاقات هایتان با رهبری به سبک سابق است یا بیشتر شده است؟’ جواب می دهد: ‘یک وقتی بود با رهبری خیلی کار داشتیم و ایشان نیز کار داشتند و زیاد باید می رفتیم، هفتگی می رفتیم… [الان] تقریبا ماهی یک بار اتفاق می افتد.’ وی مشخص نمی کند که مشخصا از چه زمانی ملاقات هایش با رهبر از حالت ‘هفتگی’ در آمده. با وجود این، نقل قولی از او در آذر ۱۳۸۷ موجود است که در آن می گوید او و آیت الله خامنه ای ‘هر یکی دو هفته یک بار یک شام با هم هستند’. نقل قولی که نشان می‌دهد که ملاقات های این دو مقام حکومتی، در زمانی که احتمالا بعد از سال ۱۳۸۸ بوده، رو به کاهش گذاشته است
بعد از ثبت نام هاشمی، حسن روحانی برای ماندن یا ادامه رقابت، از او کسب تکلیف می کند. به روایت هاشمی: “گفت با آمدن شما، من انصراف بدهم؟ من گفتم نه، فعلا بمانید. در نهایت یا من می مانم یا شما.”
در آخرین روز اردیبهشت ۱۳۹۲، علی لاریجانی به منزل هاشمی رفسنجانی می آید: “پیغام از شورای نگهبان آورده بود که من از حضور در صحنه انتخابات انصراف بدهم. به ایشان گفتم هرگز این کار را نمی کنم.”
رئیس مجمع تشخیص تاکید می کند که اگر رهبر مایل به کناره گیری او باشد، مناسب است این تمایل صراحتا اعلام شود: “پس از بحث هایی که شد گفتم اگر رهبری به من بگویند انصراف بده در این صورت با ذکر دستور ایشان انصراف می دهم. راه دیگر این است که شورای نگهبان اعلام عدم احراز صلاحیت بکند. خب بکند. من هیچ اعتراضی نخواهم کرد.”
شورای نگهبان، راه دوم را انتخاب می کند. هاشمی رفسنجانی می گوید: “قبل از اینکه [اعضای شورای نگهبان] تصمیم بگیرند که من نباشم، آقای مصلحی وزیر وقت اطلاعات با معاونینش به آنجا رفته بودند… مصلحی در جلسه به آنها گفته ما صبح و ظهر و شب به طور مرتب آرای آقای هاشمی را رصد می کنیم که ساعت به ساعت بالا می رود و الان به ۷۰ درصد رسیده است.”
روایت اکبر هاشمی رفسنجانی این است که مصلحی، در مورد تبعات رئیس جمهور شدن وی به شورای نگهبان هشدار می دهد و بر همین مبنا، شورا او را رد صلاحیت می کند.
با این حال، کاندیدای مورد حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات خرداد ۱۳۹۲ به ریاست جمهوری می رسد و هاشمی، انتخاب او را حاصل زمینه سازی خود می داند.
رئیس مجمع تشخیص، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه “بعد از انتخابات دیدارها و ملاقات هایتان با رهبری به سبک سابق است یا بیشتر شده است؟” جواب می دهد: “یک وقتی بود با رهبری خیلی کار داشتیم و ایشان نیز کار داشتند و زیاد باید می رفتیم، هفتگی می رفتیم… [الان] وقتی لازم باشد گاهی با یک تلفن مساله را به ایشان می گویم و گاهی هم همین طور می روم. ولی این طوری که بنشینیم و مدتی حرف بزنیم، تقریبا ماهی یک بار اتفاق می افتد.”
هاشمی رفسنجانی در جمع عده ای از هوادارانش می‌گوید: ‘در دوره احمدی نژاد به ویژه پس از سال ۸۸ انقلاب داشت منحرف می‌شد و به سمت اختناق می‌رفت، من موفق شدم در بدترین شرایط تا حدودی این وضع را عوض کنم… اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم.’ او حدود ۸ ماه بعد از بیان این اظهارات، از دنیا می رود
وی مشخص نمی کند که مشخصا از چه زمانی ملاقات هایش با رهبر از حالت “هفتگی” در آمده. البته نقل قولی از او در آذر ۱۳۸۷ موجود است که در آن می گوید او و آیت الله خامنه ای “هر یکی دو هفته یک بار یک شام با هم هستند”. نقل قولی که نشان می دهد که ملاقات های این دو مقام حکومتی، در زمانی که احتمالا بعد از سال ۱۳۸۸ بوده، رو به کاهش گذاشته است.
در نهایت، به نظر می رسد که او مجموعا از نتیجه رویارویی های خود با محمود احمدی نژاد راضی است. تا جایی که در جمع عده ای از هوادارانش می گوید: “در دوره احمدی نژاد به ویژه پس از سال ۸۸ انقلاب داشت منحرف می‌شد و به سمت اختناق می‌رفت، من موفق شدم در بدترین شرایط تا حدودی این وضع را عوض کنم… اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم.”
اکبر هاشمی رفسنجانی، حدود ۸ ماه بعد از بیان این اظهارات، از دنیا می رود.

(Visited 104 times, 1 visits today)

You may also like...