روزنامه های تهران، رقابت بین کیست؟ روحانی با رییسی یا قالیباف؟

فضل‌الله یاری در سرمقاله روزنامه همدلی نوشته: عملکرد شورای نگهبان در تایید یا رد صلاحیت برخی از چهره‌های سیاسی کشور در انتخابات پیش‌رو با خود پرسش‌هایی را مطرح کرده است که با برخی از اتفاقات دوره‌های گذشته که جمع شود، بر این پرسش‌ها تاکید می‌کند. برای درک بهتر این شبهات، نگاهی به عملکرد این نهاد عالی نظارتی در تایید یا رد صلاحیت برخی افراد، ضروری است.
به نوشته این مقاله: محمود احمدی‌نژاد در حالی دو روز پیش از سوی شورای نگهبان برای حضور در مسند ریاست جمهوری «سلب صلاحیت» شد که ۱۲سال پیش در حالی از سوی این نهاد نظارتی «رجل سیاسی» تشخیص داده شد که فقط چند سال استانداری و یک دوره کوتاه شهرداری تهران را در کارنامه سیاسی و اجرایی خود داشت. او در روزگاری که رزومه کاری خود را به شورای نگهبان فرستاد به اندازه کسانی چون علیرضا زاکانی، محمدمهدی زاهدی، حمیدرضا حاجی بابایی، مصطفی کواکبیان و .. – که از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت نشدند – سابقه سیاسی نداشت.
همدلی افزوده: رد صلاحیت برخی از فعالان سیاسی کشور در دوره‌های گذشته و دوره فعلی مانند منوچهر متکی (انتخابات گذشته) و زاهدی و حاجی‌بابایی و زاکانی و کواکبیان(فارغ از جایگاه سیاسی و جناحی آنان) و مقایسه سابقه آنان با سابقه محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ این شبهات را تقویت می‌کند.
رقابت بر سر چی؟
مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: از هم‌اینک و پیش از مبارزات انتخاباتی و پیش از اینکه مناظره و برنامه‌ای در کار باشد، با توجه به شواهد و قرائن، رقبای اصلی را می‌توان از بقیه جدا کرد.در واقع اگر از پایین به بالا نگاه کنیم، تجربه نشان می‌دهد که نامزدی میرسلیم و هاشمی‌طبا بیش از آنکه جدی باشد، نوعی جوری جنس را به ذهن متبادر می‌کند. ضمن اینکه چگونه ممکن است جهانگیری به‌عنوان یکی از مهره‌های اصلی دولت یازدهم در مبارزات انتخاباتی، جلوی روحانی قد علم کند. در واقع نامزدی جهانگیری با تایید شدن روحانی، دیگر کارایی ندارد و باید خیلی زود منتظر کناره‌گیری معاون اول رییس‌جمهور بود.
نویسنده نتیجه گرفته: با این حساب در جمع تاییدشدگان در کنار دو رقیب اصلی از پیش توجیه شده، فقط می‌ماند شهردار پایتخت که برای سومین بار قرار است برای رسیدن به پاستور مبارزه کند در حالی که مشخص است او برای رقابت با روحانی آمده نه برای رویارویی با رییسی چراکه از هر منظری به موضوع نگاه کنیم، در‌می‌یابیم که قالیباف به اردویی تعلق دارد که تعلق خاطرشان به رییسی غیرقابل انکار است.
جهان صنعت افزوده: شورای نگهبان شش نفر را برای ریاست‌جمهوری مناسب دانسته تا مردم یکی را انتخاب کنند و بر کرسی دولت‌داری بنشانند اما اینکه این انتخاب باید بر چه مبنایی باشد، خود سوال بزرگی است که به‌طور اصولی، جواب را باید در «برنامه» نامزدها جست‌وجو کرد، اینکه یکی از کارنامه‌اش دفاع کند و دیگران به ذکر کمبودها و مشکلات و در یک کلام به تکرار شعارهای کلیشه‌ای اکتفا کنند، قطعا در خوشبینانه‌ترین فرض در بر همان پاشنه خواهد چرخید، صدالبته اگر وضع بدتر نشود!
کارتون علیرضا پاکدل، اعتمادحق نشر عکساعتماد

کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد
رد صلاحیت احمدی نژاد
عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به رد صلاحیت احمدی‌نژاد نوشته این عمل آن هم بدون حتی یک رای مثبت در شورای نگهبان پرسش‌هایی را طرح می‌کند که پاسخ به آنها ضروری است. تفاوت او با دیگران در این است که پیش از این، دو بار تایید صلاحیت شده بود، بنابراین از نظر شورای نگهبان فرض بر داشتن صلاحیت وی است، مگر آنکه در سال‌های اخیر اتفاق یا اتفاقاتی رخ داده باشد که این صلاحیت زایل شده باشد. کسان دیگری که تایید نشده‌اند با این پرسش مواجه نیستند، زیرا شورای نگهبان معتقد است که باید احراز صلاحیت کند و در مورد آنان نتوانسته چنین چیزی را احراز کند ولی درباره احمدی‌نژاد با آن سابقه و دفاعیات مفصل اعضای شورا از وی، به طوری که برخی از اعضای شورا یا در ستاد او فعال بودند یا به تصریح و تلویح از او حمایت انتخاباتی کرده بودند، اکنون باید اتفاقاتی رخ داده باشد که صلاحیت او را احراز نکرده‌اند و به تعبیر دقیق‌تر رد کرده‌اند.
نویسنده به گمانی زنی پرداخته و نوشته: آغاز این حرکت از همان سال ١٣٨٨ و در جریان انتخاب مشایی به عنوان معاون اول بود. پروژه‌ای که قصدش نامزد کردن وی برای دور بعد انتخابات در سال ١٣٩٢ بود؛ اقدامی که با مخالفت رهبری نظام و اصرار احمدی‌نژاد مواجه شد. ولی اوج این مساله در سال ١٣٩٠ بود که به دنبال دستور او برای تغییر وزیر اطلاعات رخ داد و منجر به خانه‌نشینی مشهور ١١ روزه او شد. در ادامه نیز شکاف‌های عمیقی میان طرفین به وجود آمد به ویژه حساسیت قم نسبت به احمدی‌نژاد بیش از همیشه شد. در کنار این اتفاقات سیاسی؛ اقدامات خلاف قانون از دولت احمدی‌نژاد وجود دارد که باز کردن پرونده آنها یکی از ضروریات است. پرسش مهم این است که احمدی‌نژاد چه کاری کرده که صلاحیت قبلی او کنار گذاشته می‌شود؟
به نظر مقاله اعتماد: پاسخ به این پرسش باید شفاف و روشن و قاطع باشد. نمی‌توان از آن به صورت استخوان لای زخم عبور کرد! با بیان یک رای شورای نگهبان این مساله حل نخواهد شد. از روی یک نظر نمی‌توان فهمید که چرا او رد صلاحیت شده است یا به تعبیر دقیق‌تر صلاحیت قبلی از او سلب شده است؟ تنها در یک صورت نظر شورای نگهبان را می‌توان درک کرد که معتقد شوند احراز صلاحیت وی در دو نوبت پیش اشتباه بوده است ولی ردصلاحیت وی باید به استناد یکی از دو شیوه سیاسی یا قضایی صورت گیرد که در هر مورد مرجع این کار به ترتیب مجلس و دستگاه قضایی است.
رئیسی در مواجهه با رئیسی با قالیباف
احمد غلامی در مقاله ای در شرق نوشته: ابراهیم رئیسی بیش از آنکه با نامزدهای دیگر ریاست‌جمهوری در تقابل باشد در مواجهه با خودش است. او ناگزیر پیش از رسیدن به چنین جایگاهی باید تکلیفش را با خودش روشن کند. مردی که همواره در سمت‌های قضائی بوده و به کسی جز بالادستی‌اش پاسخ‌گو نبوده، این بار در صورت پیروزی در جایگاهی می‌نشیند که باید پاسخ‌گوی همگان باشد. شاید از همین‌رو است که رئیسی طوری رفتار می‌کند گویا برای کسب جایگاه ریاست‌جمهوری به میدان نیامده است و بیشتر درصدد انجام تکلیفی است که بر گردنش نهاده‌اند.
به نظر سردبیر شرق: رییسی بیش از هر چیز تلاش می‌کند تا از شخصیت خود صیانت کند. از همین جا معلوم می‌شود که رئیسی برای در معرض رأی قراردادن خود، دست به کار خطیری زده است و بعید است برای رسیدن به این جایگاه همچون قالیباف به آب و آتش بزند. محمدباقر قالیباف در این زمینه بی‌شباهت به محسن رضایی نیست که او هم خدمت به خلق را صرفا از مسیرِ کسب مناصب رده‌بالای اجرائی دنبال می‌کند. با یک قیاس دم‌دستی اختلاف فاحش قالیباف و رئیسی عیان می‌شود که بیانگر اختلاف سلیقه جدی اصولگرایان در این زمینه است. قالیباف با آگاهی و حساب‌بازکردن بر این خصیصه رئیسی، مایل است در صحنه بماند تا با آغاز فعالیت‌های انتخاباتی، به‌طرز عملی ثابت کند کارآمدتر از دیگر نامزدهای اصولگراست.
شرق در نهایت نوشته: برای قالیباف این انتخابات بازی دو سَر بُرد است، حتی اگر به نفع رئیسی کنار برود انتظار آن را دارد که جایگاه مهمی در دولت آینده به‌دست آورد. قالیباف نشان داده است اشتیاق وافری برای رسیدن به جایگاه ریاست‌جمهوری دارد و همین اشتیاق است که دیگران را از او برحذر می‌دارد. قالیباف هرچه بیشتر به سمت این جایگاه می‌دود، انگار همچون محسن رضایی از آن دورتر می‌شود.
جواد دلیری در سرمقاله اعتماد نوشته: رقابت اصلی انتخابات ٩۶ میان کیست؟ حسن روحانی و ابراهیم رییسی رقابت می‌کنند یا رییس‌جمهوربا شهردارپایتخت. کدام یک از این دو گزاره‌ و فرضیه انتخاباتی به واقعیت نزدیک‌تر است؟ گزاره نخست رقابت بین دو تفکر، دو نگاه مدیریتی کشور و دو جهان‌بینی سیاسی، متفاوت است و گزاره دوم رقابتی میان دو روش اجرایی و دو منش ناهمسو در دولتداری در عین مشترکات فکری.صحنه انتخابات اکنون به نظر می‌رسد «یک» در برابر «دو» است چرا که در جبهه اصلاح‌طلبان- اعتدالگرایان، تکلیف نامزد نهایی انتخابات مشخص است.
سردبیر اعتماد افزوده: اسحاق جهانگیری معاون روحانی با تصمیم جمعی اصلاح‌طلبان و درخواست رییس‌جمهور وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و از ابتدا اعلام کرد که به نفع روحانی کنار خواهد رفت. او مکمل روحانی است و خواهد بود. مصطفی هاشمی‌طبا نیز اگرچه به طیف اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است و همکار اعتدالگرا بوده است، اما بیشتر مستقل وارد صحنه انتخابات شده است. شاید او به نفع روحانی کنار برود و اگر هم در صحنه باقی بماند، پایگاه رای او تاثیری منفی بر آرای روحانی نخواهد شد.
نتیجه گیری مقاله این است که: بدین‌ترتیب نامزد اصلی انتخابات ٩۶ در جبهه اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تنها حسن روحانی خواهد بود.در سوی دیگربازی ابراهیم رییسی کاندیدای تازه نفس اصولگرایان انقلابی و راستگرا هر چند به «جمنا» تعهدی نداد و اصرار دارد که نامزد مستقل شناخته شود اما بر خلاف تصور حامیان حضورش نتوانست موج انتخاباتی بسازد و برای ماندن در انتخابات و داشتن شانس نیازمند حمایت سیاسی-اجتماعی اصولگرایان است.
سردبیر اعتماد پیش بینی کرده: پیش از به صدا درآمدن زنگ مناظره‌های انتخاباتی، رقابت شدید و یک جنگ دو قطبی قالیباف – رییسی شدت خواهد گرفت. چه آنکه به نظر می‌رسد هر یک از این دو کاندیدای جناح اصولگرایی سعی خواهد کرد نامزد اصلی راست کیشان سیاسی ایران باشند.
رد صلاحیت درخت بهاری
هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت اعلام کرده درختان بهاری که اجازه شرکت در انتخابات را ندارند، آقای مهندس طول و عرض هم که رتتو! و بقیه نامزدهای محترم، از کیلویی‌ها تا استخوان‌خرد کرده‌ها که هیچ. شش نفر ماندند. دو به دو با هم می‌روند بیرون! دو تا رییس‌جمهور دارای رای! دو تا معاون اول! دو تا هم تماشاچی یا حداکثر وزیری چیزی! از الان بگویم‌ هر کدام رییس‌جمهور شوند، یا قالیباف یا جهانگیری می‌شوند معاونشان! به آن دو تای باقیمانده هم یک پستی می‌دهند. مثلا وزارت ورزشی، وزارت صنایعی چیزی.
به نظر طنزنویس جهان صنعت: این وسط روسیاهی ماند برای آنها که نهال را با پیتش می‌کارند! همان‌ها که فکر می‌کردند می‌توانند با نظام معامله کنند! حالا بروید سه تایی دم همان درخت بنشینید شعر بخوانید! بهار است! هوا خوب، مناظره‌ها هم در پیش!
سوال‌: ولی واقعا دلمان نمی‌آید نپرسیم! این آقای غرضی چرا رد صلاحیت شد؟ چرا؟ حیف نبود؟ ما روی مناظره کوبنده ایشان با آقای میرسلیم حساب باز کرده بودیم. چرا جوان مردم را نا‌امید می‌کنید؟ ما دلمان برای مبارزه انتخاباتی ایشان تنگ می‌شود.
کارتون علی میرایی، قانونحق نشر عکسقانون

کارتون علی میرایی، قانون
عقبگرد مردم سالاری
احمد مازنی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: برگزاری انتخابات به مفهوم گام برداشتن در مسیر مردم‌سالاری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است، انتظار می‌رود هر دوره‌ای نسبت به دوره قبل گامی به جلو در روند مردم‌سالاری باشد. مناظره نامزدها‌ی ریاست‌جمهوری یکی از نشانه‌های رشد مردم‌سالاری است که در دوره‌های قبل به صورت زنده برگزار می‌شد، اما بر اساس مصوبه کمیسیون تبلیغات گویا قرار است در این دوره به صورت پخش زنده برگزار نشود. به نظر من باید در این مصوبه تجدیدنظر شود، چرا که اولاً چنین رویه‌ای نوعی پسرفت و عقبگرد در جریان مردم‌سالاری است.
این نماینده مجلس تاکید کرده: در حالی که بسیاری از برنامه‌های عادی صدا و سیما به صورت زنده پخش می‌شود و افراد عادی در برابر دوربین رسانه ملی ظاهر می‌شوند عدم پخش زنده مناظره‌ها نوعی بی‌اعتمادی به نامزدها را تداعی می‌کند، ثالثاً این مصوبه موجب القای شبهه بی‌اعتمادی به مردم است. این در حالی است که اگر اخبار صحیح و شفاف به صورت زنده و مستقیم در اختیار مردم قرار نگیرد خبرهای نادرست از طریق رسانه‌های ناشناخته به سمع و نظر مردم می‌رسد،
مهرشاد ایمانی هم در قانون تاکید کرده: یعنی وقتی قرار است بر اساس جرح، تعدیل و مصلحت‌سنجی، برخی از صحبت‌ها حذف یا دستخوش تغییر شود، دیگر فلسفه انتشار آزاد اطلاعات از بین می‌رود. هرچند بر اساس قانون انتخابات، اختیار تعیین نوع و شکل تبلیغات انتخاباتی با کمیسیون نظارت بر تبلیغات انتخابات است، اما به نظر می‌رسد در تفسیر و اِعمال نحوه برگزاری تبلیغات، اعضای کمیسون مزبور نمی‌توانند خلاف اصول قانون اساسی و یا خلاف اصول عامه حقوقی تصمیم‌گیری کنند؛ زیرا اگر قرار باشد هر نهاد یا مسئولی به بهانه اختیاری که در دست دارد حقوق ملت را محدود کند، اصل دموکراسی یا همان مردم‌سالاری دچار خدشه می‌شود.
به نظر نویسنده: به همین سبب در ارائه برنامه‌های صداوسیما یا هر طریق دیگری برای تبلیغات، باید اصول مصرح قانونی رعایت شود. به‌طور کلی تفسیر زمانی جای دارد که نص وجود نداشته باشد. نهادهای ذی‌ربط در هر موضوعی نمی‌توانند مدام بر اساس تفسیر و مصلحت، قوانین اساسی و موضوعه کشور را نادیده انگارند. به‌طورمشخص در خصوص امر اخیر، یعنی اطلاع رسانی آزاد در رسانه ملی برای شناخت مردم از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، باید حقوق شهروندی مردم رعایت شود.
همه ناراضی، چه کسی راضی؟
حامد طبیبی در شرق نوشته: ساعاتی قبل از انتشار خبر جمع‌بندی شورای نگهبان درباره نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، صداوسیما، خبرگزاری‌ها، وب‌سایت‌ها و کانال‌های پرشمار جریان خاص نزدیک به اصولگرایان، خط خبری به راه انداختند که احتمالا در دل خود امیدوار بودند به یک «موج خبری» تبدیل شود؛ زنده‌نبودن مناظره نامزدها در سیما و نقش دولت روحانی در این اتفاق. اگر این گزاره درست فرض شود که جریان مقابل اصلاح‌طلبان و دولت روحانی، به دنبال نسبت‌دادن آگاهانه هر نوع کاستی و اتفاق منفی به دولت است، آن‌گاه می‌توان به تعقل و درک حاکم بر آنان تا حدی امیدوار شد.
نویسنده اظهار نظر کرده که: در منظومه فکری افرادی که نه ذیل «فعل اخلاقی» در سیاست که زیر پرچم «حذف رقیب به هر قیمت» سینه می‌زنند، هر «‌ خبری» – حتی خلاف واقع- که به منفعل‌کردن رقیب یا ریزش حتی یک‌صدم درصد آرای وی منجر شود، مباح شمرده می‌شود، پس این‌بار هم می‌توان مأموربودن آنها را درک کرد. گرچه حسن روحانی در لحظه اجازه نخواهد داد قوی‌ترین برگ برنده رجل سیاسی سخنور و مطلعی مانند او یعنی «مناظره زنده» در اختیار مخالفانش قرار بگیرد و درعین‌حال، منتفی‌شدن آن نیز بر گردن مرد پیروز مناظره‌های سال ٩٢ انداخته شود که هنوز پاتک‌های او به رقبا در انتخابات گذشته، دهان به دهان می‌چرخد.
مقاله شرق یادآوری کرده که: روحانی در دیدار با نخبگان استان فارس صراحتا گفت: «من طرفدار آزادترین شیوه مناظره‌ها هستم که مردم بتوانند بهتر انتخاب کنند» و در کنایه‌ای با آدرس مشخص ادامه داد: «یکی از افتخارات دولت یازدهم این است که هرکه هرچه خواست، گفت». کمی پیش‌تر از آن، حسام‌الدین آشنا در صفحه شخصی خود، از مخالفت رئیس‌جمهور با غیرزنده‌بودن مناظره‌ها سخن گفت و سخنگوی وزارت کشور نیز در کانال تلگرامی، رأی دولت در کمیسیون را دو رأی عنوان کرد تا به صورت غیرمستقیم از مخالفت دولت با این تصمیم فکت بدهد.
از پخش زنده می ترسند
کیهان در یادداشت روز خود با اشاره به اطلاعیه کمیسیون وزارت کشور درباره قطع پخش زنده مناظره های انتخاباتی تصمیم را «عجیب» و «سؤال‌برانگیز» خوانده و نوشته: آقایان از پخش زنده مناظره‌ها چه نگرانی و یا ـ خدای نخواسته – وحشتی دارند که از یکسو حاضر به ارائه کمترین توضیحی درباره این تصمیم خود نیستند و از سوی دیگر همگان را دعوت به سکوت و یا تهدید به پیگرد و بازخواست می‌کنند؟ انتظار این بوده و هست که با صراحت و به‌گونه‌ای شفاف برای مردم توضیح بدهد که در فاصله میان ضبط تلویزیونی مناظره‌ها و پخش نسخه ضبط شده آن چه سود و فایده‌ای برای مردم – و نه برای یک جریان سیاسی خاص- دیده است که از بیان و توضیح آن برای افکار عمومی خودداری می‌کند؟
و اما درباره پی‌آمدهای خسارت‌آفرین فاصله‌اندازی میان ضبط و پخش مناظره‌ها -پخش غیرزنده – گفتنی‌هایی هست که در این وجیزه به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم؛
اگر قرار است مناظره‌ها به همان صورت که ضبط شده‌اند و بدون دستکاری و حذف و سانسور پخش شود، چه نیازی به این فاصله‌اندازی هست و چرا باید میان ضبط و پخش فاصله باشد؟ کمیسیون مربوطه چه نوع اظهارنظری را ناپسند و پخش آن را به مصلحت نمی‌داند؟! و ثانیا؛ آیا کمیسیون نظارت که تصمیم به پخش غیرزنده مناظره‌ها گرفته است، از صلاحیت لازم برای سانسور و حذف برخی از اظهارات مطرح شده از سوی نامزدها را دارد؟ چه کسی و کدام مرجع قانونی این صلاحیت یعنی صلاحیت تشخیص آنچه مصلحت است و آنچه مصلحت نیست را به کمیسیون داده است؟
کارتون نازنین جمشیدی، شهروندحق نشر عکسشهروند

کارتون نازنین جمشیدی، شهروند
بی تیتر، بی‌خنده، بی پیام
ابراهیم افشار در توضیح احوال خود با تشبیه رد صلاحیت شدگان در ستون طنز بی قانون نوشته: حال سید ممدغرضی را دارم که از خواب قیلوله برخاسته رفته نشسته جلوی تلویزیون، زده شبکه خبر، دیده که صدا‌و‌سیما دارد زیرنویس اسامی تایید صلاحیت‌شدگان انتخابات را می‌زند. هرچی چشمش دو دو زده که زیرنویس در حال گذر را نگه دارد و اسم خودش را توی شش نفر نهایی پیدا کند، دیده که نمی‌شود. از بغل دستی پرسیده اسم من چیه داداش؟ طرف گفته من چه می‌دونم، مارو گرفتی؟ ممد گفته نه به خدا، یه لحظه اسمم رو قاطی کردم. من هاشمی‌طبام یا میرسلیم؟
طنزنویس اضافه کرده: حال محمود احمدی‌نژاد را دارم که عصر رفته باغچه رو آب داده، دون داده. کود داده. هرس کرده. با باغچه شوخی کلامی کرده. شوخی دستی کرده. برگشته تو سالن سینمای خانگی، تلویزیون را باز کرده، دیده هی زیرنویس می‌زنند اما اسمش تویش نیست. هی با خودش نوچ نوچ کرده. هی به عبدالحسین داوری زنگ زده که استاد، شما چی می‌بینی تو زیرنویس صفحه که پیر در خشت خام ندیده؟ استاد گفته خداحافظی نمی‌کنم خداحافظی نکن. محمود گفته چه ربطی داره؟ حالا به بقایی چی بگیم؟ برید سرشو گرم کنید که با این خبر مهیب، رو در رو نشه.
در ادامه طنز بی قانون آمده: حال هاشمی‌طبا را دارم که یه نگاه می‌کنه به میرسلیم، بعد به خودش. میرسلیم میگه ها چیه؟‌ خیالیه؟ هاشمی‌طبا میگه نه داداش. چه خیالی؟ از سر نیگاه اونم برید کنار بی‌زحمت و حال محسن رضایی را دارم که یک نگاه می‌کند به میرسلیم یک نگاه به هاشمی‌طبا، بعد می‌رود می‌گیرد می‌خوابد. پتو را که می‌کشد روی سرش می‌گوید بچه‌ها این تلویزیون رو دو دقیقه خاموش کنید من چشمم گرم بشه. حال کریمی قدوسی را دارم که یک نگاه می‌کند به زیرنویس تلویزیون، بعد به کوچک زاده می‌گوید این هاشمی‌طبا همون میرسلیم نیست؟ بذرپاش میگه نه بابا.

(Visited 126 times, 1 visits today)

You may also like...