۲۳ سال از درگذشت آیت‌الله احمد آذری‌‌بیگدلی مشهور به آذری‌قمی می‌گذرد. او فرزند حوزه علمیه بود. از روحانیون ارشدی بود که حوزه را سازماندهی کرد تا پشتوانه انقلاب و حکومت باشد اما در نهایت حوزه و حکومت دست به دست هم دادند تا زندگی پرتلاطم او در حصر خانگی پایان یابد.

آنچه دوباره نام آقای آذری‌قمی را رسانه‌ای کرده انتشار دو نامه منسوب به او به رهبر ایران است.

رسانه‌های حکومتی در روزهای اخیر تلاش کردند تا از این نامه‌های “عذرخواهی” آقای آذری‌قمی، مهر تائیدی بر عملکرد و جایگاه مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای بزنند و به نوعی سندی برای محبوبیت و مشروعیت رهبر حکومت ایران نشان دهند.

با گذشت بیش از ۳۲ سال از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای انتشار این نامه‌ها از نظر زمانی چه اهمیتی دارد و چه کمکی به رهبر ایران می‌کند و آیا آذری قمی از آیت‌الله خامنه‌ای عذرخواهی کرد یا مردم

چرا آذری‌قمی؟

نهم آبان رسانه‌های ایران خبر دادند که محمد محمدی‌ری‌شهری، وزیر پیشین اطلاعات ایران و عضو مجلس خبرگان رهبری کتابی به نام”روشن‌بینی امام خمینی” منتشر کرده و برای نخستین بار نامه‌ای از احمد آذری‌قمی در آن دیده می‌شود که حاوی عذرخواهی از آیت‌الله خامنه‌ای است.

در این نامه که در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۷۵ نوشته شده، احمد آذری قمی می‌گوید “براساس یک سوء‌ظن و شدت علاقه به نظام مقدس اسلامی”، “ناخواسته” به نظام ضربه زده است.

به دنبال انتشار این نامه، درباره زمان و تاریخ آن از جمله تفاوت تاریخ شمسی و قمری اظهارات مختلفی شد و تناقض‌ها و سوالاتی در رسانه‌ها مطرح شد.

دفتر نشر آیت‌الله خامنه‌ای روز سه شنبه نهم آذرماه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که به درخواست پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی دو نامه آقای آذری قمی را منتشر می‌کند.

نامه دوم بدون سربرگ و بر تکه‌ کاغذی نوشته شده و حدود یازده ماه با نامه نخست فاصله دارد و در اول اردیبهشت ماه سال۷۶ نوشته شده است.

نامه دوم بدون سلام و مقدمه است و به نظر می‌رسد بعد از چندماه آیت‌آلله خامنه‌ای سوالی از حامل نامه داشته یا نکته‌ای را مطرح کرده و آقای آذری قمی در پاسخ نوشته است: ” در نامه‌ای که توسط آقای مسعودی {خمینی} تقدیم شد جهت را سؤال کرده بودید ایشان نمی‌دانستند. در اوائل مسئله مرجعیت من فکر می‌کردم که شما هم به دنبال مقام هستید. با توسل به حضرت عباس سلام‌الله علیه مشکلم فوراً حل شد و شنیدم که فرزندان خود را به آقای بهجت ارجاع داده‌اید. در هر صورت من سخت احساس مظلومیت و محرومیت از خدمت به نظام می‌نمایم و از شما توقع دارم که آنرا رفع نمائید و اگر با آن سوء ظن به شما جسارت شده مرا ببخشید”.

موضوعاتی که در نامه دوم به آنها اشاره شده گنگ به نظر می‌رسد، مختصر است و مشخص نیست چرا با نوشتن چنین نامه‌ عذرخواهی، این روحانی منتقد در آبان‌ماه همان سال بدون برگزاری دادگاه یا حکمی، حصر خانگی می‌شود.

محسن کدیور، منتقد آیت‌الله خامنه‌ای و نویسنده کتاب “فراز و فرود آذری‌قمی” در یادداشتی سه شنبه این هفته، دهم آذر، در وب‌سایتش به نقد این دو نامه پرداخته و نوشته است: نامه اول همانی است که در کتاب آقای ‌ری‌شهری آمده اما نامه دوم تازگی دارد.

او معتقد است هر دو نامه جعلی است و سربرگ آن، صندوق پستی، و جای درج تاریخ زیر امضا اشکالاتی دارد و خط تاریخ این دست‌خط با خط متن آن یکی نیست.

آقای کدیور همچنین به مصاحبه اخیر علی‌اکبر مسعودی خمینی با خبرگزاری فارس استناد می‌کند که گفته بود: وقتی نامه را به آیت‌الله خامنه‌ای دادم “من عرض کردم که آقا شما فرمایشی ندارید؟ فرمودند که کاری ندارم”.

خانواده آقای آذری قمی نیز طی همین هفته در اطلاعیه‌ای اعلام کرده‌اند که او از مواضعش عقب نشینی نکرده و پشیمان هم نشده بود.

در ادامه اطلاعیه خانواده آقای آذری قمی با اشاره به بیماری و محدودیت‌های ملاقات در دوران حصر او گفته شده: “ضمن تکذیب این خبر اعلام می نماییم اتهام و دروغ بستن بر شخصی که در قید حیات نیست و امکان دفاع از خود را ندارد نشان بی تقوایی و بی عدالتی دست اندرکاران این سناریو می باشد”.

IRAN
نامه دوم احمد آذری‌قمی به آیت‌الله خامنه‌ای که به نظر در یک تکه کاغذ نوشته شده است

آذری‌قمی از مبارزه تا حصر خانگی

احمد آذری قمی سال ۱۳۰۲ در شهر قم متولد شد. او با آیت الله موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید امروز قم هم‌درس بود و از شاگردان آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله خمینی، آیت‌‌الله خویی و آیت‌الله طباطبایی بود.

او قبل از انقلاب فعالیت سیاسی داشت و بعد از انقلاب نیز از روحانیون شناخته شده و از موسسان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود و به حکم آیت‌الله خمینی نخستین دادستان انقلاب اسلامی تهران شد اما بعد از دو ماه و نیم استعفا کرد. یک دوره عضویت در مجلس شورای اسلامی و دو دوره در مجلس خبرگان رهبری از جمله سوابق نمایندگی اوست.

مخالفت احمد آذری قمی در سال ۶۴ با نظر آیت‌الله خمینی درباره نخست‌وزیری میرحسین موسوی یکی از شاخص‌ترین مخالفت‌های او با رهبر پیشین جمهوری اسلامی است. او به همراه ۹۸ نفر از نمایندگان مجلس در حمایت از رئیس جمهور وقت (آیت‌الله خامنه‌ای) به نخست وزیری آقای موسوی رای منفی داد و نظر آیت‌الله خمینی را “مولوی و ارشادی” دانست و گفت: نظر رهبر حکم قانون ندارد.

احمد آذری قمی با راه‌اندازی روزنامه رسالت به عنوان مخالفت سرسخت سیاست‌های اقتصادی دولت مطالبی منتشر می‌کرد و از مدافعان بازار آزاد و اجـرای احکـام فقهـی بـدون هرگونـه دخالـت دولـت بود.

با درگذشت آیت‌الله خمینی، دور جدیدی از زندگی احمد آذری‌قمی آغاز شد. او در مجلس خبرگان رهبری نقش مهمی در حمایت از آیت‌الله خامنه‌ای داشت. او برای نخستین‌بار پیشنهاد رهبری آیت‌الله گلپایگانی و قائم مقامی آیت‌الله خامنه‌ای را در خبرگان رهبری مطرح کرد اما با ایده او موافقت نشد.

با مطرح شدن نام آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان گزینه رهبری، آقای آذری‌قمی از این پیشنهاد دفاع می‌کند اما آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید شرایط مرجعیت را ندارد و می‌پرسد: “همین آقای آذری که اسم بنده را اول بار آوردند در جلسه، بنده اگر حکم بکنم، قبول خواهند کرد؟” احمد آذری قمی در پاسخ می‌گوید: “برای دادن حکم لازم نیست که مجتهد باشید. اگر مجتهد هم نباشید از باب صدق عدول مومنین {واجب الاتباع است}”.

او در پـنج سـال اول رهبری آیت‌الله خامنه‌ای از مدافعان سرسخت ولایت مطلقـه فقیه بود و حتی چند گام جلوتر رفت و در ۱۹ تیرماه سال ۶۸ در یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: “ولی‌فقیه می‌تواند توحید را موقتا تعطیل کند”.

اما در سال ۷۳ این نگرش تغییر کرد و با درگذشت آیت‌الله محمدعلی اراکی که در مقام فقیه اعلم بود، بحث انتخاب مراجع پیش آمد. احمد آذری قمی با طرح “مجتهد جامع‌الشرایط اعلم” با مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای مخالفت کرد و این آغاز مخالفت علنی با رهبر ایران بود.

خبرگزاری های نزدیک به حکومت ایران از جمله “تسنیم” در روزهای اخیر تحلیل‌های زیادی درباره آراء و افکار احمد آذری قمی منتشر کرده‌اند و براین باورند که دلیل مخالفت‌های اقای آذری قمی این بوده که او را در “فهرست فقهای جایزالتقلید” معرفی نکردند و مخالفت او از اینجا شروع شد.

احمد آذری قمی تا پیش از دوران حصر خانگی چندین نامه علنی به شخصیت‌های مختلف از جمله اکبر هاشمی‌رفسنجانی و محمد خاتمی روسای جمهور وقت نوشت و ولایت آیت‌الله خامنه‌ای را به دلیل نداشتن شرایط “جامع‌الشرایط” باطل اعلام کرد.

با ادامه نامه این نگاری‌ها، در آبان‌ماه ۷۶ گروه‌های “خودسر” با شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” به دفتر و کلاس احمد آذری‌قمی حمله کردند.

ابتدا نیروهای سپاه پاسداران در نامه‌ای او را از ورود به مدرسه فیضیه قم منع کردند و پس از چند روز تقریبا همزمان با حصرآیت‌الله منتظری، او هم به حصر خانگی رفت و پس از ۱۵ ماه حصر، روز ۲۲ بهمن ۱۳۷۷ در پی یک بیماری درگذشت.

IRAN

منبع تصویر، TASNIM

توضیح تصویر، آیت‌الله منتظری (سمت راست)،آیت‌الله مشکینی (نفر وسط)، احمد آذری‌قمی (سمت چپ) و آیت‌الله صانعی و صادق خلخالی در ردیف دوم دیده می‌شوند

” عذرخواهی” چه اهمیتی دارد

محسن کدیور در کتاب “فراز و فرود آذری قمی” با استناد به مدارک خانواده آقای آذری‌قمی و نیز تحقیق میدانی از نوشته‌ها، بیانیه‌ها و سخنرانی‌هایش، به تفصیل به روند تغییر و تحول فکری او پرداخته ‌ است.

نوشته‌های آقای آذری‌قمی نشان می‌دهد که مواضع او نسبت به آیت‌الله خامنه‌ای روز به روز تندتر می‌شود و به جایی می‌رسد که می‌گوید: “رهبری آقای خامنه‌ای معلول تلاش من بوده که از این سبب و جهات دیگر از خدای خود و از شما جوانان عزیز عذر می‌خواهم”.

او بارها از نقش نیروهای امنیتی و شماری از روحانیون مانند محمد یزدی در قرار دادن نام آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان مرجع تقلید انتقاد می‌کند و در یکی از نوشته‌هایش می‌گوید: “نیروهای امنیتی در امور مرجعیت دخالت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند ‘مرجع اعلم ‘ معرفی شود چرا که با چنین اقدامی آیت‌الله خامنه‌ای به حاشیه می‌رود.”

احمد آذری قمی فشارها برای جا انداختن مرجعیت رهبر حکومت ایران را ناصواب، خیانت به اسلام و بی‌ارزش و بی‌اعتبار کردن جایگاه مرجعیت می‌داند و استبداد دینی را بدترین نوع استبداد می‌خواند.

احمد آذری قمی دو ماه قبل از درگذشتش در یادداشتی با عنوان “ولایت فقیه در شرع و قانون اساسی” دوباره تاکید می‌کند آنچه درباره ولایت فقیه نوشته فقط مختص “امام معصوم و آیت‌الله خمینی” است و اگر کسان دیگری را شامل شده ” عذرخواهی” می‌کند.

براساس مستندات کتاب آقای کدیور، نگاه آیت‌الله آذری قمی نسبت به آیت‌الله خامنه‌ای تا پایان عمرش تغییر نکرد.

احمد آذری قمی اگرچه در میان اهالی حوزه، جایگاه مراجعی همچون آیت‌الله منتظری و آیت‌الله گلپایگانی را بدست نیاورد و در شمار مراجع تقلید قرار نگرفت و حکومت و مدیران حوزه هم اجازه انتشار رساله‌اش را ندادند، اما روحانی سرشناسی بود که تائید و حمایتش می‌توانست در مرجعیت افراد موثر باشد.