سازمان همکار‌ی‌های شانگهای سرانجام درهایش را به روی جمهوری اسلامی ایران باز کرد؛ تحولی که اگرچه بیش از یک دهه طول کشید، اما در زمانی رخ داد که حکومت ایران بیش از همیشه به اقدامات مشروعیت‌زای بین‌المللی نیاز دارد و در جریان مواجهه‌ با آمریکا و مجادله برنامه هسته‌ای، روزهایی سرنوشت‌ساز پیش رویش قرار گرفته است.

سازمان همکاری‌های شانگهای، یک سازمان منطقه‌ای بین‌المللی است که از سال ۲۰۰۱ میلادی تاسیس شده و در مجموعه سازمان‌های بین‌المللی، یکی از مهم‌ترین نهادهاست که در آن از حضور و نفوذ «غرب» به ویژه آمریکا خبری نیست و به همین دلیل نیز ایران سال‌ها در تلاش بود تا به این سازمان بپیوندد.

اما درخواست رسمی ایران در سال ۲۰۰۸ میلادی، به نتیجه نرسید. در آن زمان هنوز مساله برنامه هسته‌ای ایران مناقشه‌ای بود که هم غرب با آن سر ستیز داشت و هم چین و روسیه به آن بدبین بودند. ضمن اینکه اصولا «غرب‌ستیزی» فزاینده ایران در سال‌های قدرت محمود احمدی‌نژاد در ایران، هرگز به مذاق چین خوش نیامد.

علاوه بر چین، تاجیکستان نیز از ایران دل‌خوشی نداشت و مساله حمایت آشکار و نهان جمهوری اسلامی از گروه‌های اسلامگرای این کشور، بار سنگینی بر روابط دو کشور بود؛ دو کشوری که به رغم نزدیکی فرهنگی و زبانی و سابقه تاریخی مشترک هرگز نتوانستند از این امتیازهای ویژه در روابط سیاسی‌شان بهره ببرند.

عضویت ایران

ایران نخستین کشور خاورمیانه است که به عضویت سازمان همکاری‌های شانگهای درمی‌آید. اثرات این عضویت بر این سازمان در کوتاه‌ مدت چندان قابل ملاحظه نیست، اما در درازمدت، این احتمال وجود دارد که عضویت ایران موجب شود تا دیگر کشورهای خاورمیانه – به ویژه ترکیه و عربستان – نیز تصمیم بگیرند به این سازمان بپیوندند.

اما این عضویت برای ایران یک موفقیت دیپلماتیک محسوب می‌شود. در واقع همانقدر که عدم پذیرش ایران در این سازمان به مدت ۱۳ سال، بر موقعیت و اعتبار تهران اثر منفی گذاشت، عضویتش یک پیروزی است که می‌تواند بر موقعیت بین‌المللی جمهوری اسلامی، اثر مثبتی داشته باشد.

این عضویت همچنین نشان می‌دهد که چین نیز بیش از گذشته در روابطش با ایران به موضع روسیه نزدیک شده است و از گسترش روابطش با ایران ابایی ندارد. به بیان دیگر، برخلاف گذشته، رقابت‌های منطقه‌ای هزینه‌ساز تهران و سیاست خارجی مخاصمه‌جوی ایران در منطقه که با سیاست خارجی «صعود صلح‌آمیز چین» همخوانی ندارند، مانعی جدی بر سر راه نزدیکی بیش از پیش پکن و تهران نیست.

اگرچه در تبلیغات مقام‌های دولتی، بر اهمیت این عضویت در روابط تجاری و منفعت اقتصادی برای ایران تاکید شده، اما این عضویت بر مشکلات مبادلات تجاری با ایران که ناشی از تحریم‌های اقتصادی است اثر مستقیمی نخواهد داشت. اگرچه این عضویت در درازمدت می‌تواند بر تصمیمات سیاسی کشورها برای افزایش مبادلات تجاری با ایران اثراتی داشته باشد.

عضویت کامل ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای تا دو سال به طول خواهد انجامید

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، عضویت کامل ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای تا دو سال به طول خواهد انجامید

در عوض فواید سیاسی این عضویت می‌تواند فراتر از بهبود موقعیت بین‌المللی باشد و به طور مشخص در کوتاه‌مدت بر شرایط حساس مذاکرات هسته‌ای نیز اثر بگذارد. در حال حاضر سرنوشت مذاکرات احیای برجام روشن نیست و ایران، آمریکا را به زیاده‌خواهی متهم می‌کند. تحریم‌های آمریکا نیز همچنان ایران را آزار می‌دهند.

این عضویت نشان می‌دهد که برخلاف فضای مذاکرات هسته‌ای در دوران پیش از برجام که ایران با انزوایی کم‌سابقه روبه‌رو شده بود، این‌بار حتی به رغم سرسختی ایران در مذاکرات، نه تنها از انزوای بیشتر تهران خبری نیست، بلکه حتی ایران موفق شده از انزوای قدیمی هم بکاهد.

برای آمریکا و متحدانش که در تلاشند علاوه بر احیای محدودیت‌های برجام، محدودیت‌هایی بیشتر برای توسعه برنامه موشکی ایران اعمال کنند یا جلوی حمایت ایران از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه – به ویژه حزب‌الله لبنان – را بگیرند، همراهی چین و روسیه اهمیتی سرنوشت‌ساز دارد. چرا که شمشیر داموکلس شورای امنیت بر سر ایران تنها در صورتی به نتیجه می‌رسد که چین و روسیه نیز با غرب همراه باشند.

علاوه بر این، ایران از این عضویت می‌تواند در سیاست داخلی، همان بهره‌ای را از سازمان شانگهای ببرد که دیگر کشورهای غیردموکراتیک عضو این سازمان می‌برند: استفاده از مکانیزم‌‌های این سازمان برای تثبیت قدرت تمامیت‌خواه داخلی و به حاشیه راندن مخالفان.

به عنوان مثال ایران می‌تواند بعد از عضویت کامل، از ناظران انتخاباتی سازمان همکاری شانگهای به عنوان ناظر بین‌المللی دعوت کند و بعدی تازه به مشروعیت بین‌المللی انتخابات در ایران بدهد.

یکی دیگر از ابزارهای این سازمان، ساختار مبارزه با تروریسم آن است که کشورهای عضو از آن برای سرکوب گروه‌های سیاسی داخلی بهره برده‌اند. در چارچوب این مکانیزم، حکومت ایران با «تروریست»، «جدایی‌طلب» یا «تندرو» خواندن گروههای مخالف، فعالیت بین‌المللی این گروه‌ها را دستکم در کشورهای عضو این سازمان محدود می‌کند.

و برای نخستین بار، جمهوری اسلامی این فرصت را خواهد داشت که با تایید یک سازمان بین‌المللی، برخورد با گروه‌های مخالف را، با سطحی (هر چند نازل) از مشروعیت بین‌المللی پیش ببرد؛ برخوردی که عموما از نظر سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سرکوب‌های خشن توصیف می‌شوند و نتیجه فقدان دموکراسی در ساختار حکومت ایران هستند.