در ماه ژوئیه ۲۰۲۰، نفتکش گلف اسکای با ۲۸ خدمه در آبهای نزدیک به امارات متحده عربی ناپدید شد. چند روز بعد این نفتکش سر از آبهای ایران درآورد و ظن آن می رود که در حال حاضر با نقض تحریم ها به طور مخفیانه به حمل و نقل نفت جمهوری اسلامی کمک می کند. برای اولین بار ۸ خدمه سابق این نفتکش در باره ناپدید شدن آن با بی بی سی صحبت کرده و گفته اند که گروهی از مردان مسلح نفتکش را ربوده بودند. تمام این عده به استثنای ناخدای کشتی از بیم جان و لطمه به کارشان، تقاضا کرده اند نامشان ذکر نشود.

در حالی که ساحل امارات در تاریکی فرو می رفت، کاپیتان جاگیندر، منتظر ایستاده بود.

کشتی به دلیل ادامه نبرد قانونی بین مالک قبلی و فعلی گلف اسکای، همچنان در بندر لنگر انداخته بود.

کاپیتان جاگیندر، می گوید وقتی قرار بود کنترل گلف اسکای را به دست بگیرد به او اطمینان داده شده بود که کشتی به زودی حرکت خواهد کرد.

ولی ماه ها گذشت و خبری نشد. خدمه کشتی که همه هندی بودند ادعا می کنند دسترسی کمی به غذا، آب آشامیدنی و اینترنت داشتند و با توجه به اپیدمی کرونا اجازه نداشتند به خشکی قدم بگذارند. آنها می گویند بدتراز همه این بود که از ماه آوریل دستمزدشان هم قطع شده بود.

روز پنجشنبه ۵ ژوئیه، ناخدا سینگ امیدوار بود که کار تازه اش شروع خواهد شد. گفته می شد صاحبان کشتی از یک گروه از بازرسان متخصص خواسته بودند امکان استفاده از نفتکش برای مقاصد دیگر را بررسی کنند. ناخدای خسته و بی حوصله کشتی می گوید وقتی سرانجام یک قایق کوچک در تاریکی پدیدار شد، دستور داد برای ملاقات با سرنشینان قایق، پلکان کشتی را پایین بیاورند.

ناخدا سینگ می گوید اول همه چیز عادی به نظر می رسید. هفت مرد که لباس کار پوشیده و تخته یادداشت در درست داشتند به اتفاق خدمه برای بازرسی کشتی رفتند. بررسی آنها یک ساعت طول کشید. به گفته ناخدا سینگ و خدمه کشتی، بعدا یک مرد شصت و چند ساله توپر و نه چندان بلندقد با قیافه مهربان از ۲۸ خدمه نفتکش خواست در استراحتگاه کشتی جمع شوند.

رئیس بازرسان گفت کشتی قرار است به یک مخزن ذخیره سازی نفت تبدیل شود و پرسید چه کسانی مایلند برای چند ماه دیگر-البته با افزایش دستمزد، در کشتی بمانند. ولی وقتی تنها دو ملوان داوطلب شدند، وضعیت تغییر کرد و ناخوشایند شد.

از آنجا که در آن موقع تقریبا نیمه شب شده بود، ناخدا سینگ پبشنهاد کرد که همه بخوابند. اما وقتی به طرف در می رفت دید که سه نفر ناگهان وارد اطاق شدند. این سه نفر که سیاهپوش بودند و تفنگ هایشان را در هوا تکان می دادند با فریاد به همه گفتند که روی زمین بخوابند.

به گفته ناخدا سینگ و چند نفر از ملوانان، رئیس بازرس ها گفت: “ما نمی خواهیم به کسی صدمه بزنیم ولی اگر مجبور شویم این کار را می کنیم. آمریکایی ها این کشتی را دزدیده اند و ما آن را پس می گیریم.

“سرنوشت شما کاملا در دست ماست”

یکی از ملوانان می گوید: “اول فکر کردیم آنها دزدان دریایی هستند ولی خیلی حرفه ای بودند- آنها می دانستند دارند چه کار می کنند.”

خدمه گلف اسکای می گویند در حالی که رو به زمین دراز کشیده بودند، کسانی که آنان را اسیر کرده بودند به سرعت دستهای همه را بسته و جیب هایشان را خالی کردند. برخی از ملوانان گریه کنان التماس می کردند آنها را نکشند ولی به گفته آنان محافظانشان با لگد زدن به پهلویشان می گفتند ساکت شوند.

به گفته یکی از ملوانان، پس از حدود یک ساعت در حالی که موتورهای کشتی به راه افتاده و لنگر کشتی بالا آورده شده بود، احساس کردند که کشتی تکان می خورد.

بعد از این که گلف اسکای از لنگرگاه خود در خور فکان، خارج شد و شروع به حرکت کرد، تا دوازده ساعت در جایی توقف نکرد. وقتی سرانجام از حرکت باز ایستاد، نگهبانان دستهای ملوانان را باز کرده و آنان را به استراحتگاه ناخدای کشتی که پنجره هایش را با مقوا پوشانده بودند، منتقل کردند.

ملوانان می گویند برای روزهای متمادی نگهبانان که با هم عربی صحبت می کردند آنان را تحت نظر داشتند. وقتی به آنها اجازه داده شد برای رفتن به دستشویی یا پختن غذا در آشپزخانه کشتی از استراحتگاه خارج شوند، چند تن از آنان متوجه چهره های تازه ای در کشتی شدند.

یکی از ملوانان می گوید در آشپزخانه کشتی با مردی که می گفت از آذربایجان می آید صحبت کرده بود. سایرین به یاد می آورند که در کشتی صداهای کسانی را که فارسی صحبت می کردند، شنیده بودند. به عقیده آنان به منظور اداره کشتی خدمه تازه ای را آورده بودند.

چند تن از ملوانان می گویند برای مدت کوتاهی یک مرد شصت و چند ساله توپر دیگر که باخدمه کشتی صحبت نمی کرد به آنها ملحق شد. به گفته یکی از ملوانان به نظر می رسید او برای سر و صورت دادن به اوضاع آورده شده بود و اگر چه سلاح به همراه داشت هیچ عمل خشونت آمیزی از او سر نزده بود.

خدمه کشتی

منبع تصویر، HUMAN RIGHTS AT SEA

همچنان که تلاش خدمه سابق گلف اسکای برای دستیابی به عدالت ادامه دارد، بسیاری از آنان به دریا بازگشته اند

یک ملوان دیگر به خاطر می آورد که مرد دیگری که او هم شصت و چند ساله بود و به نظر می رسید گاردهای مسلح از او دستور می گیرند گفته بود: “با شما کاری نداریم و فقط کشتی را می خواهیم. ما پول را پرداخت کرده بودیم ولی جلوی آن گرفته شد. این تقصیر ما نیست. مشکل اینجاست که هیچ کشوری حتی کشور خودتان نمی خواهد شما را بپذیرد. سرنوشت شما کاملا در دست ماست.”

با گذشت روزها ترس خدمه کشتی افزایش می یافت.

یکی از ملوانان می گوید: “بعضی وقت ها احساس می کردیم که شاید آنها در نظر دارند ما را بکشند. فکر می کردیم هیچوقت نخواهیم توانست دوباره خانواده مان را ببینیم.”

اگر چه به خدمه نفتکش گفته شده بود ساکت بمانند، بعضی وقت ها برای گذراندن وقت با نگهبانان صحبت می کردند. یکی از ملوانان یک مورد از این مکالمات را به خوبی به یاد دارد:

“من رفتار تو را با سایر ملوانان می بینم و متوجه شده ام که تو آدم خوبی هستی ولی چنانچه کار بدی بکنی مجبورم با تو همان رفتاری را بکنم که به من گفته شده. چون تو را دوست دارم تنها می توانم بگویم که می توانی نحوه کشته شدنت را انتخاب کنی: می توانم گلویت را ببُرم یا یک گلوله در سرت خالی کنم.”

عکس مچ دست

منبع تصویر، JOGINDER SINGH

خدمه کشتی عکس هایی را به اشتراک گذاشته اند و می گویند مچ دستانشان، هنگامی که ربایندگان کشتی آنها را می بستند، زخم شده است

“وضعیتِ بسیار خطرناکی است”

خوشبختانه این ملوان هرگز مجبور به انتخاب نشد.

در اوایل ساعات صبح ۱۴ ژوئیه، نگهبانان خدمه کشتی را روی عرشه آوردند، چند تن از آنان بلافاصله نور چراغ هایی را که در طول ساحل ادامه داشت، شناختند. آنها گفتند که نزدیک بندرعباس، یک شهر بندری در جنوب ایران هستند.

ملوانان می گویند در حالی که چشمانشان را بسته بودند، آنان را به یک قایق چوبی منتقل کردند. ولی چند نفر از آنان قبل از این که چشمانشان را ببندند متوجه شدند که اسم گلف اسکای را که روی بدنه کشتی نوشته شده بود، با رنگ سیاه پوشانده اند.

خدمه مورد بحث را به ساحل منتقل کرده و سپس به یک میدان هوایی بردند. پس از آن که بالاخره چشمانشان را باز کردند، متوجه شدند که داخل یک هواپیما-به گفته آنان جت ارتشی، هستند. این هواپیما سرانجام در تهران به زمین نشست.

در آنجا آنان را سوار اتوبوس کردند و سرانجام وارد جاده ای شدند که به فرودگاه بین المللی امام خمینی منتهی می شد. به گفته این ملوانان در طول راه سه مرد که می گفتند از سفارت هند هستند، وارد اتوبوس شدند و از همه در باره هویتشان و این که چرا در ایران هستند سئوال می کردند.

کاپیتان سینگ داستان ربودن نفتکش را به آنان گفت. کارکنان سفارت هند که شگفت زده شده بودند گفتند که برای همگی بلیت هواپیما برای پرواز به کشورشان تهیه شده و به استثنای دو نفر که گذرنامه شان احتیاج به تجدید داشت، گذرنامه و کارت ویژه سوار شدن به هواپیما در اختیار سایر ملوانان قرار داده شد.

در حالی که ملوانان به یک هواپیمای عادی مسافری منتقل می شدند، سه دیپلمات هندی دو نفری را که اجازه پرواز به آنان داده نشده بود با خود بردند.

این ملوانان در تاریخ ۱۵ ژوئیه و دو نفر باقی مانده در تاریخ ۲۲ ژوئیه وارد دهلی شدند. مقامات هند قبل از این که آنان بتوانند به خانه هایشان برگردند، در یک هتل اسکانشان داده و به آنان گفته بودند به خاطر حفظ جانشان از هتل خارج نشوند.

یکی از ملوانان می گوید به ما گفته شده بود نباید هتل را ترک کنیم چون وضعیت بسیار خطرناک است و ممکن است کسانی که در کشتی بودند ما را پیدا کنند.

“همه می دانند که آن، یک کشتی ایرانی است”

امروز که بیش از یک سال از این واقعه پرماجرا می گذرد، خدمه نفتکش گلف اسکای هنوز در پی پاسخ به این سئوال هستند که چگونه و چرا این کشتی ربوده شد.

آنها در تلاش برای گرفتن ۲۰۰ هزار دلار دستمزد معوقه خود هستند که می گویند محاسبه طلبشان از تاریخی است که نفتکش در نزدیکی سواحل امارات ربوده شد.