اسکار و جایزه‌هایش، تبریک به ‘آن مردان’ و نادیده گرفتن ‘آن زنان’

وعد الخطیب، برای سما

“برای سما” فیلمی مستند است درباره‌ی جنگ سوریه. اکران جهانی‌اش آغاز شده و در بفتا، در چهار رشته نامزد شد. بیشترین تعداد نامزدی برای فیلم مستند تا کنون. اما به صراحت باید گفت لیاقت الخطیب خیلی بیش از این‌هاست. برای کسانی که فیلم را نمی شناسند: وقتی که جنگ در حلب آغاز شد، وعد الخطیب دانشجویی بود که در طی پنج سال ثبت تجریبات و دیده‌هایش را ادامه داد. او که همسر یک پزشک در بخش اورژانس بیمارستان و مادر یک فرزند دختر بود، با دقت یک خبرنگار، وقایع را بی‌وقفه ثبت و ضبط کرد. وعدالخطیب در همکاری با ادوارد واتز که تهیه‌کنندگی‌ فیلم را بر عهده داشته است، با جزییاتی بی‌نظیر و شگرف، تاثیر جنگ بر زندگی انسان‌ها را با شجاعت و مهارتی غریزی و خود‌آموخته تصویر می کند.

دنی

کلر دنی، حیات والا

دیدن نام کارگردان اهل کره جنوبی، بونگ جون ـ هو در میان فهرست بهترین کارگردانی برای ساختن فیلمی در ژانر درام کمدی سیاه به نام “انگل”، هیجان انگیز بود اما ای کاش نام اسطوره‌ سینمای فرانسه، کلر دنی هم در فهرست آمده بود. فیلم “حیات والا” نخستین فیلم دنی به زبان انگلیسی است و در ژانر علمی تخیلی ترسناک، ماجرای سفر مجرمانی با فضاپیما به سوی یک سیاهچاله و شرکت آنان در تحقیقات علمی را روایت می کند. ژولیت بینوش در نقش دکتر بیز ماموریت دارد زنان سفینه را باردار کند و فیلم سرشار است از مایعات بدن آدمی. می‌توان امیدوار بود کلر دنی چرخشی داشته باشد به سوی ژانر فیلم‌های مین‌استریم.

اتلاننتیس 

متی دیوپ، آتلانتیک

وقتی که متی دیوپ، سال گذشته در کن مقام برتر را به دست آورد، نخستین زنی بود که فیلمش در بخش رقابتی کن حضور پیدا کرده بود. متی دیوپ قبل‌تر در فیلم ۳۵ پیک رام به کارگردانی کلر دنی بازی کرده بود. آتلانتیک، روایتی است از سواستفاده‌ ثروتمندان در فقرا در داکار، پایتخت سنگال. روایتی که به شکلی جادویی بدون قربانی کردن هیچ‌یک از محکومان ماجرا، به افسانه ای ماورایی می‌ماند. گویی دیوپ دو ژانر را در هم آمیخته تا ژانری یکه بسازد.

حق نشر عکسGETTY 

گرتا گرویگ، زنان کوچک

حذف و ندیده گرفتن فیلم درخشان گرتا گرویک، ظالمانه ترین اتفاق امسال بود. بازسازی برجسته‌ او از رمانی کلاسیک، با آن تم فمینیستی و بازی عالی بازیگرانش که در نهایت به فهرست اصلی و نهایی راه پیدا کردند و تک‌تک قاب‌بندی‌های زیبایش و موفقیت بزرگش در گیشه، می‌توانست گرویگ را در جایگاه نامزدی بهترین کارگردان بنشاند. گرویگ نامزد بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی شد اما داوران چه چیز بیشتری انتظار داشتند؟ بهترین کارگردانی برای فیلم جوکر ساخته تاد فیلیپ؟ گرتا گرویگ قبلا با فیلم “لیدی برد” نشان داده است که فیلمساز قابل و معتمد به نفسی است. حال گرویگ خوب است، حال هالیوود نه ظاهرا.

یوهانا هاگ، سوغاتی

فیلم‌های هاگ آن‌قدر متمایزند که باید در کتاب‌های آموزش سینما فصلی برای سبک او گشود. هرگز کسی تاکنون چنین هوشیارانه و با چشمانی باز طبقه‌ متوسط به بالای انگلستان را بررسی نکرده است. سوغاتی فیلمی است که صراحت و صداقتی معذب‌کننده دارد. یک اتوبیوگرافی درباره یک هنرجوی سینما و دوست‌پسر محترم اما هرویینی‌اش، آنتونی. ماجرای فیلم می‌توانست در دهه‌ی هشتاد اتفاق افتاده باشد اما در خلال‌ تماشای رفتار آنتونی، گریزش از روحیه‌ طنز، و ابراز احساساتش می‌توان سیاستمداران امروز انگلیسی را بهتر شناخت.

بلبل 

جنیفر کنت، بلبل

“بابادوک” یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌های دهه‌ی اخیر بود اما هرگز از نظر استقبال تماشاگران به پای فیلم “بلبل” نرسید. بلبل در ضمن گوشه چشمی هم به تاریخ هولناک استعماری استرالیا دارد. دو شخصیت اصلی فیلم، زنی ایرلندی و یک بومی تاسمانیایی اند که سربازی را که مرتکب قتل شوهر و فرزند یک زن شده، می‌کشند. تماشای فیلم اصلا آسان نیست اما بلبل، حماسه‌ای است که حتی یک دقیقه از زمان دو ساعته اش را هدر نمی‌دهد. اثری بزرگ در سینما.

کویین 

ملینا ماتسوکاس، کویین و اسلیم

این فیلم نخستین کار ماتسوکاست اما نباید پیشینه‌ او در ساختن ویدیوهای درخشان از جمله برای بیانسه را فراموش کرد. “کویین و اسلیم” فیلمی جاده‌ای است در ژانر جنایی ـ عاشقانه که در بستر بی‌عدالتی اجتماعی تصویر شده است. دنیل کالویا و جودی ترنر اسمیت خیره‌کننده‌اند: دو آدم ناسازگار که پس از کشتن افسر پلیس بر اثر یک تصادف، در حال فرارند. با تصاویر و رنگ‌های درخشان و تصویربرداری فوق‌العاده، ماتسوکاس فیلمی خلق کرد که ترکیبی از هنر و آگاهی‌بخشی اجتماعی است. یکی از همان صداهایی که جامعه نیاز دارد بشنود.

بیشتر بخوانید:

ماریل هلر، روزی زیبا در محله

با همان سه فیلم برنده، خاطرات یک دختر نوجوان و هرگز می‌توانی مرا ببخشی، هلر در فیلمسازی به جایی خیره‌کننده رسید. با هدایت ستاره‌ سینمای محبوب تام هنکس و فراهم کردن فضایی برای درخشیدن، او را به نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل رسانید. ماریل هلر به نوعی هوشمندی و ذکاوت را به سینمای مین‌استریم آورده است. اما چرا این فیلم در اسکار نادیده گرفته شد؟ پاسخ می‌تواند این باشد که هلر، فیلمی ساده ساخته است. فیلمی که به شکلی فریبنده ساده است.

خدای کثیفح

ساشا پولاک، خدای کثیف

“خدای کثیف” ماجرای زنی از قشر کارگر را روایت می‌کند که پس از جراحت در یک‌ اسیدپاشی، تلاش می ‌کند هویت خود را بازیابد. فیلمی غمگین، مفرح و الهام‌بخش. فیلمی که ثابت می‌کند کارگردانش، پولاک، استعدادی استثنایی است. او هلندی است و این فیلم، نخستین فیلمی است که به زبان انگلیسی ساخته است.اما تصویری که از لندن نشان می‌دهد، تصویری است به همان دقتی که یک ساکن لندن می‌بیند.

لوپزع

لورنا اسکافاریا، شیادان

هرچند جنیفر لوپز علیرغم اجرای درخشانش در فیلم، در شاخه‌ بهترین بازیگر نقش مکمل کاملا ندیده گرفته شد، اما رک و راست، همه‌ ما باید عصبانی باشیم که اساسا خود فیلم شیادان هم ندیده گرفته شده است. فیلمی بر مبنای داستانی واقعی، که در نیویورکر منتشر شده بود و ماجرای رقصندگان و کارگران جنسی نیویورکی است که به مشتریان ثروتمند وال‌استریتی دارو می‌خورانند و جیبشان را خالی می‌کنند. فیلمی بسیار بهتر از مرد ایرلندی و بسیار برتر از جوکر. نوع نگاه اسکارفیا به فضای کلاب رقصندگان و کارگران جنسی است نگاهی مهم در سینمای هالیوود است. نگاهی زنانه.

بانوح

سلین سیاما، سیمای بانویی در آتش

سومین فیلم سیاما، “دخترانگی”، فیلمی بود آفریقایی ـ فرانسوی و در زمان معاصر. اما ماجرای فیلم چهارم او، “سیمای بانویی در آتش”، در قرن هجدهم می‌گذرد. عاشقانه‌ای آرام و سوزان میان زنی اشراف‌زاده و زنی نقاش که برای نقاشی چهره‌ او استخدام شده است. مانند هر درام دیگری که راوی زمان خود باشد، سیمای بانویی در آتش، درامی جذاب است و به همان اندازه متهورانه که در فضایی زنانه، حکایت ازدواجی اجباری را روایت می‌کند. یک عوض کننده‌ قواعد بازی.

بدرود  

لولو وانگ، بدرود

درام ـ کمدی وانگ، که بر اساس داستان خانواده‌ خود او روایت می‌شود، آن‌قدر واقعی و ملموس به نظر می‌رسد که از یاد می‌بریم چه اندازه به دقت و بلندپروازانه ساخته شده است. فیلم، داستانی صمیمی دارد: جوان چینی ـ آمریکایی به چین سفر می‌کند تا مادربزرگ محتضرش را ملاقات کند در حالیکه اعضای خانواده، قریب‌الوقوع بودن مرگ مادربزرگ را از پیرزن پنهان کرده‌اند. وانگ، بافت فرهنگی نیویورک و چین را تصویر می‌کند. فیلم مفرح و احساسی است، فیلمی که اسکار را برای کارگردانش به ارمغان نیاورد اما او را تثبیت کرد.

حق نشر 

اولیویا وایلد، بوک‌سمارتبوک اسمارت

وایلد در نخستین فیلمش در مقام کارگردان، فیلم دوستانه‌ ساخته است با حضور بانی فلداشتاین و کایتلین دیور، در نقش دو دوست صمیمی که قرار است شبی مهمانی برگزار کنند. بوک اسمارت نسخه‌ دخترانه‌ ماجرای هنجارشکنانه‌ی پسرانه نیست بلکه فیلمی است درباره‌ دوستی زنانه، شوخ و طناز، و قابل لمس. زبان طنز او بی‌نقص است. قطعاتی را کنار هم می‌گذارد و دیالوگ‌های کوتاه را می‌چیند و شخصیت‌های فیلم همه به حد هم توانایی شکستن هنجارها را دارند. با ترکیب استعداد و اعتماد به نفس، وایلد در نهایت صدایی تازه می‌آفریند.

You may also like...

Casino burun dolgusu casino siteleri Bedava bonus 1xbet bedava bonus veren siteler bonus veren siteler Huluhub.com batman escort ankara escort eryaman escort etimesgut escort escort mersin bodrum escort izmir escort bayan escort istanbul