هفته خوزستان بود، فریاد آب آب از سرزمین گرم و پرآب بلند، در حاشیه بزرگ‌ترین رود کشور. گاهی صدای گلوله‌ای بر تلخی خبر افزود و آه از نهاد هر چه شاعر و نقاش و هنرمند بود بلند کرد. دنیای مجازی غوغا کرد با تصاویر زنده‌ای که می‌رسید و شعارها ثبت تاریخ شد. فریاد همراهی خشمگینانه از دیگر نقاط کشور هم کم کمک رسید. درست در همین لحظات جاری شدن آب در زاینده‌رود و شادمانی اصفهانی‌ها، نوحه همدلی یزدیان هم در حاشیه خبرها بود. تا ستاد مبارزه با کرونا جلو افتاد و شش روز تعطیلی تهران و تهرانی‌ها، هزاران اتومبیل را راهی “شمال” کرد. کارشناسان می‌گویند این یعنی یک موج تازه از کرونا.

در میان‌ فریادهای برخاسته از کناره‌های کارون، تصویر شورش‌های خیابانی هاوانا هم می‌رسید، هوا گرم، شرجی و افشای خستگی مردم از حکومت انقلابی کاسترو. آن‌ها ۲۰ سالی قبل از ایران انقلاب کردند.

همزمان با هفته خوزستان، آمار کشتگان کرونا برخلاف انتظار و وعده دولتمردان مدام رو به افزایش گذاشت، این خود درد بود. خبر درگذشت رزا افتخاری همراه قدیمی خانم شهلا شرکت در مجله زنان، آن هم در آمریکا و بعد از جدالی سخت با سرطان غم‌افزا شد، درست هفته‌ای بعد از شکست حمیدرضا صدر از همان خرچنگ، او هم در آمریکا. در این کنار فقط مانده است آرزوی رهایی عباس معروفی قصه‌نویس صاحب سبک از پنجه‌های سرطانی که در سرش پیچیده است.

هنر در فغان خوزستان

تراژدی خوزستان، فرهنگ و هنر را نیز به حرکت آورد. صدای فغان موسیقی اول از همایون شجریان برخاست، در پایان هر اجرای نمایش‌‌ها ذکری از این مصیبت شد. نقاشان و کارتونیست‌ها نیز همراه شدند. خوزستان تنها نماند.

سیزده سال پس از قتل فجیع محمد مختاری، شعری به خط او از ماهنامه وزن دنیا بلند شد و در فضای مجازی گشت، انگار محمد می‌دانست. چنان‌که سعید حجاریان، محمد دیگر (محمد جهان‌آرا) را به یاد آورد و خطاب به او نوشت: ممد کاش بودی و می‌دیدی… در جنگ هشت‌ساله خوزستانی‌ها بر سر خاک، مقابل گلوله‌های روبرو ایستادند اما الان بر سر آب، به گلوله‌های پشت سر فکر می‌کنند…

هیلا صدیقی که از نوجوانی صدای ستم‌دیدگان بوده است، همراه با تصویر، دردنامه شهریور ۹۷ خود را باز خواند و هادی خرسندی شاعر بلندآوازه طنزپرداز معاصر در چند بیت درد تشنگی و گرما خرماپزان را سرود. در بخشی از سفرنامه کوتاه شادگان آمده است:

لوله داریم تا لوله!

ز فلاحیه می‌رفتم به اهوازبدیدم مردمی با غصه دمسازهمه خشکیده لب، با دیده ترفرود دست‌ها بر سینه و سرجوانی دیدم آنجا تیر خوردهکلامی داشت بر لب تا نمرده:چرا آبی نمی‌آمد ز لوله؟ولی از لوله می‌آمد گلوله

محمد مختاری و شعرش

منبع تصویر، وزن دنیا

توضیح تصویر، محمد مختاری و شعرش

زینب فرجی در شعری با عنوان هجای خونین، شرایط را در ماهنامه وزن دنیا تصویر کرده است:

چگونه آخر شاهنامه خوش باشدوقتی رؤیای تازه‌ای برای شکفتن نیستماهی را به دریا برگردانو در این متن صخره‌ای باشچرا که موج‌ها به بیمارستان برده‌اند ماه راروی تخت شماره‌ی سهساعت سه‌بار زنگ می‌زندزنیآبستن لحظه‌ی شادمانی رسیدن و نرسیدن بود

پیمان طالبی در شعری بلند از غم خوزستان گفته است و در نهایت سروده:

شیخ یک شب نشسته بر منبرخواست تا روضه را کند آغازگفت:«در کربلا…» یکی پرسید:کربلای عراق یا اهواز؟آی مردم! چرا یکی ز شمابر سر شمر‌ها نمی‌غرّد؟بخدا گر کسی بیارد آبدست او را کسی نمی‌برّد!

مریم محبوب شاعر هم در استقبال همپای جلوداران – سرود روزهای جنگ – قصیده‌ای سروده که در نهایت به این‌جا می‌رسد:

« تنگ است ما را خانه ، تنگ است ای برادربر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر»تا کی ز درد قدس اینسان آه و ناله اینجا فرو رفتند سرها در زبالهالجار ثم الدار هم اندازه داردبیگانه را تیمار هم اندازه داردجایی که تاریک است و خانه در ظلام است فانوس بردن سوی مسجدها حرام است

شباهت های ایران و کوبا

نمایش خاک سفید
 

نمایشگاهی جمعی/ NegarGallery

گالری ایرانشهر
 

دفتر ایام… خوزستان

منبع تصویر، KAMBIZ DRAMBAKHSH

توضیح تصویر،