انتخابات بریتانیا، اولین مناظره و دیدگاه‌های دو حزب اصلی دربارۀ ایران

۲

بریتانیایی‌ها سه‌شنبه ۱۵ خرداد شاهد مناظرۀ آتشین و پرتنش رهبران حزب محافظه‌کار و حزب کارگر در آستانۀ انتخابات سراسری این کشور بودند؛ مناظره‌ای که در آن طیفی از موضوع‌های متنوع از مالیات و برنامه‌های اقتصادی تا مهاجرت و سیستم درمانی مطرح شد.

نظرسنجی‌های بعد از این مناظره نشان داد ریشی سوناک، نخست‌وزیر بریتانیا و رهبر حزب محافظه‌کار، با احتلاف اندکی موفق‌تر عمل کرده، هرچند بر اساس همین نظرسنجی‌ها کی‌یر استارمر، رهبر حزب کارگر، «محبوب‌تر» و «قابل‌اعتمادتر» به نظر رسیده است.

حزب کارگر که در اغلب نظرسنجی‌های عمومی با اختلافِ بیش از ۲۰ درصد از رقیب خود پیشی گرفته و احتمال می‌رود دولت آیندۀ بریتانیا را تشکیل دهد، می‌کوشد به ۱۴ سال حکمرانی محافظه‌کاران در بریتانیا پایان دهد؛ دورانی پرتنش که شاهد حضور پنج نخست‌وزیر متفاوت و همچنین شاهد خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بود.

در نظام سیاسی بریتانیا وقتی یک حزب اکثریت پارلمان را به دست باورد، رهبر آن به‌عنوان نخست‌وزیر از سوی شاه یا ملکه مأمور تشکیل دولت می‌شود.

انتخابات سراسری بریتانیا روز چهارم ژوئیه (۱۴ تیر) برگزار خواهد شد؛ کمتر از یک هفته بعد از تاریخ برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری زودهنگام در ایران.

اگر سرنوشت انتخابات ایران در مرحلۀ اول مشخص نشود و هیچ‌یک از نامزدها بیش از ۵۰ درصد آراء را به دست نیاورند،‌ براساس اعلام وزارت کشور جمهوری اسلامی، دور دوم انتخابات روز ۱۵ تیر برگزار خواهد شد؛ درست یک روز بعد از برگزاری انتخابات بریتانیا.

دیدگاه دو حزب اصلی بریتانیا دربارۀ خاورمیانه و ایران چیست؟

حزب محافظه‌کار بریتانیا در ۱۵ سال گذشته یکی از طرف‌های درگیر با ایران بر سر برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی بوده و از سوی دیگر نخست‌وزیران سابقِ برآمده این حزب از توافق هسته‌ای با ایران موسوم به «برجام» دفاع کرده‌اند.

از زمان حملۀ گروه افراطی حماس به اسرائیل و سپس حملۀ موشکی و پهپادی بی‌سابقۀ سپاه پاسداران به اسرائیل در فروردین ماه، موضع دولت ریشی سوناک دربارۀ ایران تندتر شده است.

بریتانیا در ماه‌های اخیر تحریم‌های جدیدی علیه ایران به دلیل برنامۀ پهپادی و ارسال تسلیحات برای روسیه در جنگ اوکراین و همچنین حمله به اسرائیل وضع کرده است.

این کشور به‌علاوه در کنار آمریکا چندین نوبت به حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن حمله هوایی کرده است و می‌کوشد جریان کشتی‌رانی در دریای سرخ را که با حملات حوثی‌ها دچار اختلال شده است، به حالت سابق بازگرداند.

اما برخی مواضع کی‌یر استارمر دربارۀ خاورمیانه در طول فعالیت سیاسی با جرمی کوربین، رهبر چپ‌گرای پیشین حزب کارگر، تفاوت چندانی نداشته است. استارمر به‌عنوان وکیل حقوق بشری از مخالفان حملۀ آمریکا و بریتانیا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود.

پس از آن‌که به رهبری حزب کارگر رسید، وعده داد از اقدامات مداخله‌گرانۀ نظامی جلوگیری کند و حقوق بشر را محور سیاست خارجی قرار دهد.

وقتی جنگ ائتلاف به رهبری عربستان سعودی با حوثی‌های یمن در جریان بود، او موافق ممنوعیت فروش سلاح به رهبری عربستان سعودی به دلایل حقوق بشری بود.

هنگامی که آمریکا در سال ۱۳۹۸ و در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با شلیک موشک، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، را از پا درآورد، کی‌یر استارمر این اقدام را محکوم کرد و گفت که جهان باید ایران را «جذب کند، نه منزوی».

با این حال پس از حملۀ فروردین امسال ایران به اسرائیل، او با انتشار بیانیه‌ای این حمله را «غیر قابل قبول» خواند و محکوم کرد و بر تعهد خود و حزب کارگر به امنیت اسرائیل تأکید کرد.

پوست‌اندازی حزب کارگر با کی‌یر استارمر

رهبر فعلی حزب کارگر در سال ۲۰۲۰ جایگزین جرمی کوربین شد. او از جناح میانه‌رو حزب کارگر است که سابقه فعالیت به عنوان وکیل متخصص در زمینه حقوق بشر و دادستان ارشد را داشته است. او خود را به عنوان فرزند یک «ابزارساز» معرفی می‌کند و به این ترتیب ریشه کارگری خود را به حامیان حزب یادآوری می‌کند.

آقای استارمر همین هفته در یک سخنرانی تبلیغاتی گفت که «محور سیاست باید خدمت کردن باشد» و شعاری که بارها تکرار کرده «اول کشور، بعد حزب» بوده است.

او که با شورش درون حزبی علیه جرمی کوربین توانست او را از رهبری کنار بزند، طی چهار سال گذشته کوشیده است حزب کارگر را به سمت میانه‌روی حرکت دهد و اتهام «ضدیهود» بودن این حزب در دوران آقای کوربین را که از دلایل ناکامی حزب در چند انتخابات بود، از اذهان پاک کند.

البته چپ‌گرایان و راست‌گرایان حزب کارگر از او انتقادهایی هم می‌کنند و رهبری او را زیر سؤال می‌برند.

به‌رغم این انتقادها، آخرین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد حزب کارگر می‌تواند در انتخابات ماه آینده به اکثریتی بزرگ در پارلمان برسد که حتی از پیروزی سال ۱۹۹۷ تونی بلر بزرگ‌تر خواهد بود و حزب محافظه‌کار ممکن است بدترین شکست یک قرن اخیر را متحمل شود.