جشنواره آوینیون؛ ایران با ‘بی تابستان’ و فرانسه با قهرمانی جام جهانی

هفتاد و دو سال برگزاری، قدمت و ابهت ویژه ای به جشنواره آوینیون می بخشد؛ جشنواره ای با ابعاد حیرت انگیز که هر سال در ماه ژوئیه در این شهر تاریخی زیبا در جنوب فرانسه برگزار می شود و در کنار ادینبورگ، بزرگ ترین جشنواره هنرهای نمایشی جهان را رقم می زند؛ امسال با دعوت از چهل و دو اثر از کشورهای مختلف و حضور بیش از هزار و پانصد اثر در بخش جنبی Off.

هرچند برگزاری این جشنواره، ده ها هزار نفر از سراسر فرانسه و کشورهای دیگر را به این شهر کوچک روانه می کند و طبیعتاً رونق اقتصادی به همراه دارد، با این حال برگزاری جشنواره ای با این ابعاد و با دعوت از گروه های مختلف تئاتری از کشورهای دیگر، هزینه های گزافی دارد که خوشبختانه کماکان توسط دولت تامین می شود.

بودجه بخش اصلی جشنواره امسال حدود سیزده میلیون و بیست وهشت هزار یورو اعلام شده که از این مبلغ بیش از هفت میلیون و سیصد و سی هزار یوروی آن از طریق سوبسید دولتی تامین شده و باقی آن از طریق فروش بلیت و اسپانسرها.

اما با آن که ده ها هزار جهانگرد از کشورهای گوناگون به هنگام برگزاری جشنواره به آوینیون سفر می کنند، این جشنواره، تنها به زبان فرانسه برگزار می شود؛ به این معنا که اجراها یا به زبان فرانسه هستند یا زیرنویس فرانسوی دارند و کماکان از زیرنویس انگلیسی خبری نیست.

قاعده بازی
خانم فرانسوی کناری ام در صف ورود برای تماشای نمایش “بی تابستان” اثر امیررضا کوهستانی به بغل دستی اش می گوید: “دو بر یک در نیمه اول جلو هستیم، می بریم، دیگه فکرش رو نکن، تمرکز کن و نمایش ات رو نگاه کن!”

نیمه اول فینال جام جهانی فوتبال تمام شده بود و چیزی نمانده بود به قهرمانی فرانسه، اما تعداد قابل توجهی از فرانسوی ها به جای تماشای نیمه دوم بازی، عازم تماشای تئاتری از ایران بودند، تا آنجا که تالار نمایش تقریباً پر شد.:

جشنواره آوینیون؛ از ایرانیان مهاجر تا ژولیت بینوش
جشنواره آوینیون؛ حضور تئاتر ایران پس از هفتاد سال
جشنواره آوینیون؛ از جدال تئاتر کهنه و نو تا قاصدکی از ایران
امیررضا کوهستانی قاعده بازی را فرا گرفته و هر سال بیش از هر کارگردان ایرانی دیگری در جشنواره های مختلف جهانی حضور دارد.

امسال او برای دومین بار در جشنواره آوینیون شرکت کرد؛ جشنواره ای که در طول هفتاد و دو سال برگزاری، در بخش اصلی به طور رسمی تنها دو بار میزبان اثری از ایران بوده؛ هر دو هم نمایش هایی از امیررضا کوهستانی.

“بی تابستان” که قسمت سوم سه گانه او محسوب می شود، در حال و هوای آثار قبلی، با تکنیکی کم و بیش مشابه و با استفاده از دوربین ویدئویی شکل می گیرد.

حیاط یک مدرسه ابتدایی جایی است که همه وقایع در نه ماه از سال (سال تحصیلی) اتفاق می افتد و سه شخصیت اصلی( با بازی لیلی رشیدی، مونا احمدی و سعید چنگیزیان) در یک موقعیت خاص عاطفی و احساسی با یکدیگر درگیرند.

عشق نمادین دختربچه به نقاشی که از محیط اطرافش سرخورده و مساله پاک کردن شعارهای روی دیوار مدرسه (که از زمان جنگ باقی مانده) بخش اجتماعی اثر را پررنگ می کند، اما کوهستانی به نظر می رسد مجبور است بسیاری از حرف هایش را سربسته و ناگفته بگذارد.

سکوت طلاست
جشنواره آوینیون در حمایت از تئاتر مدرن بوجود آمد، اما عجیب این که هر سال تعداد اجراهای مطلقا کلاسیک- غالباً استوار بر دیالوگ- بیشتر است از تعداد آثار مدرن.

آلفرد هیچکاک می گوید: “اگر یک فیلم خوب باشد، صدایش هم که قطع بشود، مخاطب باز کاملاً متوجه خواهد بود که چه خبر است.” فکر می کنم این گفته هیچکاک کاملاً درباره تئاتر مدرن هم صدق می کند. اما اگر دیالوگ را از دو نمایش امسال به کارگردانی مدیر جشنواره آوینیون، اولیویه پی (“حضور خالص” و”آنتیگونه”) بگیری، هیچ چیز دیگری برای تعقیب کردن باقی نمی ماند، همین طور “مادر” اثری از احمد العطار از مصر( با طراحی صحنه ای کلیشه ای و دیالوگ ها و بازی های اغراق آمیز درباره یک خانواده عرب).

مشکلی که در جشنواره های تئاتر جهانی و به ویژه در آوینیون دیده می شود، اهمیت دادن بیش از اندازه به موضوع و محتوای نمایش هاست. امسال تم جشنواره، مساله جنسیت است، به همین دلیل نمایش های بسیاری می توان دید با موضوع همجنس گرایی.

این نگاه محتوایی باعث می شود برخی از آثار ارائه شده، تنها به دلیل ربط موضوعی شان به تم جشنواره انتخاب شوند وگرنه احتمالاً گردانندگان جشنواره هم می دانند که این آثار ارزش هنری لازم برای دعوت شدن به جشنواره آوینیون را ندارند.


به مانند هر سال، معدودی هم اثر شگفت انگیز می توان در لابلای اجراها سراغ کرد.
از نفس افتاده
از طرفی آثار منتخب از آفریقا و کشورهای عربی و خاورمیانه نشان می دهد که این اجراها هرچه غریب تر و اگزوتیک تر باشند، بخت بیشتری برای شرکت در جشنواره را دارند؛ نمونه روشن اش “باشد که برخیزد و رایحه را بشنود” اثر علی چاهرور از لبنان بود که عزاداری شیعیان را به اگزوتیک ترین شکل ممکن اجرا می کند: با تلاوت طولانی قرآن در فضای تاریک آغاز می شود و بعد شیون و زاری آهنگین با بلندگوهایی به شدت گوشخراش پخش می شود(تا آنجا که پیش از ورود به تالار به تماشاگران پنبه ای می دهند تا در گوششان فرو کنند!) و خیلی زود یکدفعه خواننده زن، سینه اش را برهنه می کند تا غرابت کامل شود.

شاید باورتان نشود اما ریموند هوگ از آلمان، در اجرایی به نام “شماره سی و شش، خیابان ژرژ مندل”، با پخش اپراهای ماریا کالاس، نود دقیقه روی صحنه فقط راه رفت و اگر آن دو درخت تنومند شکوهمند چند صد ساله ( به قول پرویز دوایی “هنر دست اول”) در حیاط محل اجرا نبود، واقعاً چه چیز دیگری را می شد تماشا کرد؟

همه چیز رو به راهه
اما به مانند هر سال، معدودی هم اثر شگفت انگیز می توان در لابلای اجراها سراغ کرد.

اولی اثری از ساشا والتز، طراح رقص آلمانی با عنوان “انسان” که مفهوم قدرت را با رقص خیره کننده چهارده رقصنده از نژادهای گوناگون می کاود و دومی، “چیزهایی که می گذرد”، نمایشی از ایوو ون هوف، کارگردان بلژیکی با شهرت افسانه ای، که مفهوم خانواده را در فضایی برگمان وار به چالش می کشد

(Visited 68 times, 1 visits today)

You may also like...