Scroll Top

جوانی در تعلیق؛ روایت دانشجویان معترض از سرکوب، تعطیلی، بازداشت و مهاجرت

Screenshot 2026-05-15 at 2.17.36 PM

بیش از چهار ماه از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان گذشته است، اما برای شمار زیادی از دانشجویانی که آن روزها در تجمع‌های اعتراضی شرکت کردند، سرکوب همچنان ادامه دارد. بسیاری از آنان پس از بازداشت، احضار، بازجویی و آزادی موقت با وثیقه، اکنون با واقعیتی تازه مواجه‌اند: تعلیق از دانشگاه، ممنوع‌الخروجی، لغو پذیرش‌ از دانشگاه‌های خارجی، محرومیت از خوابگاه و بلاتکلیفی کامل درباره آینده‌ای که برای آن سال‌ها تلاش کرده بودند.

اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی از دانشگاه‌های مختلف ایران، از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان و دانشگاه مازندران نشان می‌دهد ده‌ها دانشجو پس از مشارکت در اعتراضات دی‌ماه یا بازداشت شدند یا درگیر پرونده‌های قضایی و امنیتی شده‌اند که عملا روند تحصیل، اشتغال و مهاجرت آنان را متوقف کرده است.

یک دانشجوی ۲۵ ساله‌ دانشگاه صنعتی شریف که در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی تحصیل می‌کند و برای ادامه تحصیل از چند دانشگاه اروپایی پذیرش گرفته بود، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «همه‌چیز آماده بود. پذیرش داشتم، استاد راهنما مشخص شده بود و حتی برای ویزا، وقت سفارت گرفته بودم، اما بعد از بازداشت در اعتراض‌ها، گذرنامه‌ام را ضبط کردند و گفتند تا اطلاع ثانوی ممنوع‌الخروجم.»

او که مانند دیگر مصاحبه‌کنندگان نمی‌خواهد نامش فاش شود، افزود: «سال‌ها درس خواندم تا از ایران بروم و آینده‌ام را در بهترین دانشگاه‌های جهان بسازم و دوباره به وطن بازگردم، اما حالا نه می‌توانم بروم و نه حتی مطمئنم بتوانم همین‌جا ادامه تحصیل بدهم. دانشگاه‌ها هم که از دی‌ماه کلا تعطیل‌اند و انگار اصلا قصدی برای بازگشایی هم ندارند.»

به گفته این دانشجو، دانشگاه مقصد پس از چند بار تمدید مهلت ثبت‌نام، سرانجام پذیرش او را لغو کرد.

بسیاری از دانشجویان هم می‌گویند بدون صدور حکم رسمی، از ورود آنان به دانشگاه‌ها، استفاده از خوابگاه یا ادامه فعالیت‌های دانشگاهی محروم شده‌اند.

دانشجوی ۲۲ ساله‌ای از دانشگاه شیراز که در رشته پزشکی تحصیل می‌کند، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «به من گفتند تا زمانی که پرونده امنیتی‌ات بسته نشده، صلاح نیست در بخش‌های بیمارستانی حاضر شوی. عملا بدون اینکه حکمی صادر شود، از ادامه تحصیل محروم شده‌ام. پزشکی فقط درس نیست، بلکه بهترین سال‌های عمر و جوانی‌ات را پای آن می‌گذاری، ولی حالا احساس می‌کنم همه‌چیز به هدر رفته است. مگر گناه ما چه بود؟ چرا این‌ها اینقدر ظالم و بی‌رحم‌اند؟ گرانی وحشتناک، قطعی اینترنت، محرومیت از تحصیل، همه این‌ها زندگی‌ ما را نابود کرده است.»

برخی دانشجویان پس از آزادی، ترجیح داده‌اند به دلیل ترس از بازداشت دوباره به دانشگاه یا شهر محل تحصیل خود بازنگردند. دانشجوی ۲۱ ساله‌ای از دانشگاه فردوسی مشهد که اکنون پنهانی در خانه یکی از بستگانش زندگی می‌کند، می‌گوید: «در ظاهر دانشجوییم، اما ماه‌ها است که نه سر کلاس رفته‌ایم و نه آینده‌ای برای خودمان می‌بینیم. دانشگاه‌ها همچنان تعطیل‌اند و البته که فدای شجاعت تمام مردم ایران و خون ریخته‌شده ده‌ها هزار جان‌باخته، اما خب افسردگی شدید از غرق شدن در این وضعیت بلاتکلیفی، من و تمام رفقایم را رها نمی‌کند.»

فشار‌های امنیتی تنها متوجه خود دانشجویان نیست و خانواده‌ها نیز با نگرانی دائمی زندگی می‌کنند. پدر یکی از دانشجویان بازداشت‌شده در تهران می‌گوید: «پسرم همیشه شاگرد اول بود. تمام امید ما این بود که درسش را تمام کند و آینده خوبی داشته باشد. حالا به جای صحبت درباره فارغ‌التحصیلی، هر روز درباره دادگاه و احضاریه حرف می‌زنیم.»

او ادامه می‌دهد: «بزرگ‌ترین درد این است که می‌بینی فرزندت فقط به دلیل اعتراض به شرایط کشور، باید آینده‌اش را از دست بدهد. خاک بر سر آن نسلی که در این انقلاب نقش داشت. همه‌چیزمان را از ما گرفتند. کشور را دودستی تقدیم این جانیان کردیم و حالا هرکاری می‌کنیم، نمی‌روند. واقعا اشغالگرند. آخر چه کینه‌ای از این بچه‌های معصوم دارید که همچنان آزارشان می‌دهید؟ در نهایت که سقوط می‌کنید…»

شماری از دانشجویان پس از آزادی تصمیم گرفته‌اند به هر شکل ممکن ایران را ترک کنند. دانشجوی ۲۳ ساله‌ای از اصفهان که پس از آزادی از بازداشت، از طریق مرز زمینی ترکیه از ایران خارج شد و حالا در میلان ایتالیا درس می‌خواند، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «من عاشق رشته‌ام بودم و همیشه می‌خواستم در ایران بمانم و به کشورم خدمت کنم، اما بعد از آنچه دیدم، فهمیدم دیگربرای من جایی وجود ندارد.»

او می‌گوید: «وقتی کشوری بهترین جوانانش را میان زندان، اعدام و مهاجرت قرار می‌دهد و دانشگاه‌ها یا مدارس را هم به مدت بیش از چهار ماه کلا تعطیل می‌کند، در واقع آینده خودش را نابود می‌کند. فقط زمانی برمی‌گردم که این آخوندها و سپاهی‌ها دیگر در قدرت نباشند.»

داشتن پرونده امنیتی یا تعطیلی دانشگاه‌ها تنها تحصیل جوانان ایرانی را تحت تاثیر قرار نداده است و بسیاری از دانشجویان نگرانند که در آینده امکان استخدام در مراکز مختلف را نیز از دست بدهند. یک زن دانشجوی رشته حقوق در دانشگاه تهران می‌گوید: «حتی اگر زندان هم نروم، همین پرونده امنیتی می‌تواند سال‌ها دنبال من باشد. یعنی احتمالا برای وکالت یا استخدام با مشکلات فراوانی روبرو خواهم شد. البته که به‌شدت امیدوارم این‌ها به‌زودی سقوط کنند. اصلا نمی‌خواهم به ماندنشان فکر کنم، چون در آن صورت چیزی از ایران باقی نمی‌ماند.»

پیام‌های رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد که وضعیت تعلیق طولانی‌مدت، تهدیدهای دائمی، تعطیلی‌ها و بی‌اطمینانی به آینده، فشار روانی شدیدی بر این دانشجویان وارد کرده است. یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در تهران می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم مثل قبل روی درس تمرکز کنم. کتاب را باز می‌کنم، اما ذهنم مدام به سمت دادگاه، حکم و آینده‌ای می‌رود که معلوم نیست چه خواهد شد. احساس می‌کنم در مهم‌ترین سال‌های زندگی‌ام، زمان متوقف شده است. اصلا برای چه درسی بخوانیم؟ مگر اصلا معلوم است چه زمانی دانشگاه‌ها باز می‌شوند؟»

دانشگاه‌ها در دهه‌های اخیر همواره از مهم‌ترین مراکز تولید دانش و تحول اجتماعی در ایران بوده‌اند، اما سرکوب دانشجویان معترض و تعطیلی‌هایی که به دلیل هراس از آغاز مجدد اعتراضات دانشجویی ادامه دارد، نه‌تنها بر زندگی شخصی آنان، بلکه بر آینده علمی و توسعه ایران نیز اثر می‌گذارد. در شرایطی که دانشجویان ممتاز به زندان می‌روند، اعدام می‌شوند، از دانشگاه اخراج می‌شوند یا مجبور به مهاجرت می‌شوند، ایران بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست می‌دهد که جایگزین کردن آن در کوتاه‌مدت ممکن نیست.

یک دانشجوی ۲۴ ساله‌ از دانشگاه مازندران در پایان صحبتش با ایندیپندنت فارسی می‌گوید: «همه ما برای آینده‌مان برنامه داشتیم. یکی می‌خواست پزشک شود، یکی مهندس، یکی استاد دانشگاه، اما بعد از دی‌ماه، انگار زندگی‌ ما متوقف شد. جوانی‌مان را از ما گرفتند. آینده‌ای را که برایش جنگیده بودیم، از ما گرفتند. تنها چیزی که ما را سرپا نگه داشته، امید به روزی است که سقوط این جانیان را در خیابان‌ها جشن بگیریم.»