حسن روحانی؛ سناریوی تکراری دور دوم ریاست جمهوری

“این مرد هنوز هم می گوید حرف هایی برای گفتن دارد”. این عبارتی بود که برخی رسانه ها درباره سخنان محمد خاتمی در سال های پایانی ریاست جمهوری اش به کار می بردند.

از همین رو خبرنگارانی که سخنرانی ها و نشست های مطبوعاتی روسای جمهور سابق ایران را تجربه کرده اند، احتمالا کمتر از همه انتظار داشتند که حسن روحانی در برنامه تلویزیونی اخیر حرف جدید و خاصی بزند.

بسیاری از تحلیل گران، ریاست جمهوری در ایران را یک دوره ای می دانند و تنها در دور اول است که روسای جمهور برنامه های خود را آغاز و پیگیری می کنند. دور دوم ریاست جمهوری تنها به پیگیری همان برنامه های قبلی می گذرد و دولت برنامه جدیدی را آغاز نمی کند.

بوروکراسی ناکارآمد و قدرت های موازی در ایران در همان دوره اول رئیس جمهور را حلقه می کند و او نیز به مرور دراین ساختار فرو می رود و به جز دو سال اول سخنانش تکراری می شود.

دردو سال پایانی ریاست جمهوری دور دوم نیز همه وزرا و مقامات در اندیشه انتخابات ریاست جمهوری بعدی و تثبیت وضعیت خود هستند.

از سوی دیگر رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکانش از همان ابتدا بزرگترین مانع در برابر روسای جمهور منتخب ملت هستند و تلاش برای زمین گیر کردن دولت را از همان ابتدا آغاز می کنند. آن ها که در دور اول به پشتوانه رای مردم گاهی مقاومت هایی می کنند در دور دوم ریاست جمهوری عملا به خواسته های نهادهای زیر نظر آیت الله خامنه ای تن می دهند.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، به روحانی توصیه کرده که “از موانع مقابل خود بگوید”. او درعین حال پیش بینی کرده که بعید است روحانی این “شجاعت” را داشته باشد
موانع دیدنی و ناگفتنی
با این تفاسیر از همان ابتدا نمی شد که از حسن روحانی انتظار عملکرد خاصی را در دور دوم ریاست جمهوری داشت. اگر شانس با او همراه می شد و برجام ادامه پیدا می کرد، روحانی می توانست تا حدودی وضعیت اقتصادی و سیاست خارجی را بهبود بخشد. در حوزه سیاست داخلی نیز می شد از او حداقل هایی را انتظار داشت.

اما وضعیت دولت دوم محمد خاتمی در سیاست خارجی برای حسن روحانی تکرار شد. مواجهه با یک رئیس جمهور جمهوری خواه. پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق، ایران همکاری نزدیکی را با آمریکا در این دو کشور داشت و امید می رفت که این همکاری خود زمینه ای برای حل برخی موضوعات شود. ناگهان اما به “محور شرارت” خوانده شدن ایران توسط جرج بوش همه چیز به هم ریخت.

اینک نیز برای روحانی همه چیز به هم ریخته است. او که اولین رئیس جمهوری بود که با رئیس جمهور آمریکا به صورت تلفنی سخن گفت و به یک توافق جامع جهانی رسید و امید داشت که برخی اولین های دیگرنیز اتفاق بیافتد. اینک اما تنها امیدوار است که مذاکره با اروپا ادامه پیدا کند و برجام به صورت نصفه، نیمه اجرا شود.

دراین میان اما گویا رهبر جمهوری اسلامی هنوز به این اتفاق راضی نشده و با اجرای مقررات گروه ویژه اقدام مالی در ایران که به گفته برخی از نمایندگان پیش نیاز برجام اروپایی است، مخالفت کرده است.

روحانی باید اینک رهبر جمهوری اسلامی را راضی کند و شاید از این جهت بالا رفتن قیمت سکه و ارز تا سقفی از قیمت برای او بد هم نبود اما نه تا حد شکسته شدن رکورد تاریخی ۱۰ هزار تومان.

در این فضا و شرایط فعالان سیاسی انتظار داشتند که او با مردم سخن بگوید. واقعیت اما این بود که روحانی حرفی برای گفتن نداشت. همانگونه که روسای پیشین نیز در دور دوم ریاست جمهوری یا حرفی برای گفتن نداشتند و یا دیگر حرفهایشان شنیده نمی شد یا اگر هم گفته میشد تاثیری نداشت. از جمله لوایح محمد خاتمی برای افزایش اختیاراتش مشهور به “لوایح دوقلو” که دردور اول ممکن بود موج عظیمی در جامعه ایجاد کند، در دور دوم چندان بازتابی درفضای عمومی نداشت.

روحانی فعلا اراده سخن گفتن علیه موانعی که رهبر جمهوری اسلامی برایش ایجاد کرده ندارد، شاید اینکه برای برجام اروپایی به او نیاز دارد. از سوی دیگر از نگاه او، آنانی که باید بدانند می دانند که رهبر جمهوری اسلامی چه موانعی بر سر دولتش ایجاد کرده و سخن گفتن در اینباره دراین شرایط مشکلی را حل نخواهد کرد.

You may also like...