خوش‌آمدگویی جاستین ترودو به زن پناهجو با صورت تیرخورده

"هیچ مردی را به این خوبی ندیده‌ام"، شکیلا زرین که همسرش با شلیک گلوله صورتش را برای همیشه داغ‎دار کرده، این جمله را به جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا گفت؛ مردی که همواره در رسانه‌ها از برابری زن و مرد سخن می‌زند. شکیلا به عنوان یک قربانی در دیدار چند دقیقه‌ای از تلاش‌های آقای ترودوو برای بهبود وضعیت زنان سپاسگزاری کرده است. کشور کانادا برای شکیلا، مادر و خواهرش پناهندگی داده و نخست وزیر این کشور این قربانی خشونت خانوادگی را در آغوش گرفته و خوش‎‌آمد گفته است. شکیلا باشنده ولایت بغلان در شمال افغانستان، ۱۷ سال داشت که با پسر عمه‌اش که چندین سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد؛ ازدواجی که او آنرا "تحمیلی" می‌خواند. آنچه را که شکیلا در باره آن اتفاق گفت نمی‌خواستم زخم‌های شکیلا دوباره سر باز کرده و او را رنجور کند؛ به همین دلیل محتاطانه از او پرسیدم که اگر راحت است، فشرده‌ای از آنچه را که در آخر سال ۲۰۱۳ بر او اتفاق افتاده، به من حکایت کند. او با اشاره به این که سکوت به بازتولید خشونت کمک می‌کند، روایت از آنچه بر او گذشت را آغاز کرد و در توصیف رابطه هفت ماه با شوهرش به جز از خشونت‌های جسمی و جنسی از جمله لت‌وکوب، شکنجه و تجاوز، چیز دیگری برای گفتن نداشت. شکیلا زرین: می‌خواهم برای قربانیان دادخواهی کنم شکیلا با بیان این که هیچ وقت در برابر ظلم و ستم سر تسلیم فرود نخواهد آورد، سرانجام تصمیم می‌گیرد که نقطه پایانی به رنجش بگذارد. او به پلیس محلی مراجعه می‌کند. مامور پلیس پس از گوش دادن به داستان او می‌گوید که "این اصلا مسئله‌ای نیست، چون شوهرش گوش یا بینی‌اش را نبریده یا دهانش را پاره نکرده". شکیلا که از کمک پلیس ناامید شده بود، به خانه مادرش می‌رود. تنها چند ساعت بعد، شوهرش با چند مرد دیگر به سراغ می‌آیند و وقتی او می‌بیند که همسرش مسلح است، در یک تلاش ناکام پا به فرار می‌گذارد اما گلوله به صورتش اصابت می‌کند و او بی‌هوش می‌شود. وقتی در بیمارستانی در کابل به هوش می‌آمد، متوجه می‌شود که بانداژی صورتش را پوشانده، تنها با یک چشم می‌تواند ببیند و توان گپ زدن هم دیگر ندارد. از شکیلا پرسیدم که چه حسی داشت وقتی برای اولین بار پس از آن اتفاق صورت خود را در آیینه دید. شکیلا گفت:"گریه کردم. گفتم رویم (صورتم) را چه شده. لبم، بینی‌ام، چشمم، گوشم و حس شنوایی‌ام را چه شده. گفتم، چه بودم و چه شدم. مردها تا چه حد بی‌رحم هستند. احساس خیلی بدی داشتم. از زندگی کاملا ناامید شده بودم." تلاش برای برابری در 'بدترین' کشور برای زنان محکومیت بیش از هزار نفر از عاملان خشونت علیه زنان در یک سال آمار خشونت علیه زنان در افغانستان 'بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته است' شکیلا می‌گوید که او با هزینه دولت هند و کمک رادیو آزادی به دهلی پرواز کرد و حدود یک سال را در بیمارستان برای عمل جراحی گذشتاند. شکیلا چهار سال در هند زندگی کرد و در این مدت، عده‌ای از زنانی که اغلب فعالان مدنی هستند، به کمک او شتافتند. او گفت: "برایم پول جمع‌آوری کردند تا زبان انگلیسی را بیاموزم". به گفته او در همین مدت سازمان ملل به او وضعیت پناهندگی اعطاء کرد و برای اقامت او را به آمریکا معرفی کرد و این کشور به طور مشروط به درخواستش موافقت کرد. اما پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و دستور او درباره منع ورود پناهجویان، روزنه‌ امیدی که برایش ایجاد شده بود، از بین رفت. سرانجام کانادا به شکیلا، مادرش و خواهر کوچکش که با او در هند بودند، پناهندگی داد. آنها از آخر ماه ژانویه/جنوری امسال در کانادا زندگی می‌کنند. یکی از آرزوهای او دیدار نخست وزیر کانادا بود که بعد از دو ماه این فرصت برایش فراهم شد؛ او با مردی که خود را فمینیست می‌خواند و "از همه پناهجویان در کانادا استقبال می‌کند"، برای چند دقیقه‌ای دیدار کرد. نخست وزیر کانادا که پس از به قدرت رسیدن شمار برابر مرد و زن در کابینه‌اش معرفی کرده، چند ماه پیش در مقاله‌ای نوشته بود: "برابری بین زن و مرد تنها مسئله‌ای نیست که مربوط به زنان و دختران باشد؛ بلکه پسران ما نیز این مسئولیت را دارند تا فرهنگ مردسالار ما را تغییر دهند." 'من فرخنده هستم' دادخواهی شکیلا برای قربانیان دیگر حدود یک سال پس از اتفاقی که به شکیلا رخ داد، فرخنده دختر ۲۷ ساله کابلی توسط مردان خشمگین در مرکز شهر کابل زجرکش شد. مردان خشمگین در کابل پس از اینکه یک تعویذ نویس مدعی شده بود که فرخنده قران را آتش زده، او را زجرکش کردند و بعد جسدش را آتش زدند. شکیلا که خود قربانی خشونت علیه زنان بود، می‌گوید همیشه می‌خواست که برای زنان قربانی کشورش دادخواهی کند. او درباره اتفاقی که به فرخنده رخ داد، گفت: "ویدیویش را در خانه یک دوستم دیدم. مردهای وحشی، معذرت می‌خواهم، او را زیر ضربات مشت و لگد گرفته بودند؛ بعد از کشتن، جنازه او را آتش زدند. من پس از تماشای آن، دردهای خودم را فراموش کردم. وضعیتم خیلی خراب شده بود. گریستم و گریستم." شکیلا تصمیم گرفت در چند مراسمی که برای دادخواهی برای فرخنده در هند برگزار شده بود، شرکت کند. می‌گوید: "من در حالی که عکس فرخنده را با خود حمل می‌کردم، در وسط صحنه ایستادم و گفتم: فرخنده من هستم. باید عاملان این چنین جنایات جزاء ببینند." از شکیلا در باره همسرش پرسیدم، گفت: "شنیدم که پس از آن اتفاق پلیس او را بازداشت کرد و به کابل فرستاد. او برای مدتی زندانی بود اما بعدا از زندان رها شد و دوباره ازواج کرد." شکیلا که تازه زندگی خود را در کانادا آغاز کرده، می‌خواهد که تحصیل کند و آرزویش این است که حنجره‌ای برای قربانیان زن شود.

“هیچ مردی را به این خوبی ندیده‌ام”، شکیلا زرین که همسرش با شلیک گلوله صورتش را برای همیشه داغ‎دار کرده، این جمله را به جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا گفت؛ مردی که همواره در رسانه‌ها از برابری زن و مرد سخن می‌زند.

شکیلا به عنوان یک قربانی در دیدار چند دقیقه‌ای از تلاش‌های آقای ترودوو برای بهبود وضعیت زنان سپاسگزاری کرده است.

کشور کانادا برای شکیلا، مادر و خواهرش پناهندگی داده و نخست وزیر این کشور این قربانی خشونت خانوادگی را در آغوش گرفته و خوش‎‌آمد گفته است.

شکیلا باشنده ولایت بغلان در شمال افغانستان، ۱۷ سال داشت که با پسر عمه‌اش که چندین سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد؛ ازدواجی که او آنرا “تحمیلی” می‌خواند.

آنچه را که شکیلا در باره آن اتفاق گفت
نمی‌خواستم زخم‌های شکیلا دوباره سر باز کرده و او را رنجور کند؛ به همین دلیل محتاطانه از او پرسیدم که اگر راحت است، فشرده‌ای از آنچه را که در آخر سال ۲۰۱۳ بر او اتفاق افتاده، به من حکایت کند.

او با اشاره به این که سکوت به بازتولید خشونت کمک می‌کند، روایت از آنچه بر او گذشت را آغاز کرد و در توصیف رابطه هفت ماه با شوهرش به جز از خشونت‌های جسمی و جنسی از جمله لت‌وکوب، شکنجه و تجاوز، چیز دیگری برای گفتن نداشت.


شکیلا زرین: می‌خواهم برای قربانیان دادخواهی کنم
شکیلا با بیان این که هیچ وقت در برابر ظلم و ستم سر تسلیم فرود نخواهد آورد، سرانجام تصمیم می‌گیرد که نقطه پایانی به رنجش بگذارد. او به پلیس محلی مراجعه می‌کند.

مامور پلیس پس از گوش دادن به داستان او می‌گوید که “این اصلا مسئله‌ای نیست، چون شوهرش گوش یا بینی‌اش را نبریده یا دهانش را پاره نکرده”.

شکیلا که از کمک پلیس ناامید شده بود، به خانه مادرش می‌رود. تنها چند ساعت بعد، شوهرش با چند مرد دیگر به سراغ می‌آیند و وقتی او می‌بیند که همسرش مسلح است، در یک تلاش ناکام پا به فرار می‌گذارد اما گلوله به صورتش اصابت می‌کند و او بی‌هوش می‌شود.

وقتی در بیمارستانی در کابل به هوش می‌آمد، متوجه می‌شود که بانداژی صورتش را پوشانده، تنها با یک چشم می‌تواند ببیند و توان گپ زدن هم دیگر ندارد.

از شکیلا پرسیدم که چه حسی داشت وقتی برای اولین بار پس از آن اتفاق صورت خود را در آیینه دید.

شکیلا گفت:”گریه کردم. گفتم رویم (صورتم) را چه شده. لبم، بینی‌ام، چشمم، گوشم و حس شنوایی‌ام را چه شده. گفتم، چه بودم و چه شدم. مردها تا چه حد بی‌رحم هستند. احساس خیلی بدی داشتم. از زندگی کاملا ناامید شده بودم.”

تلاش برای برابری در ‘بدترین’ کشور برای زنان
محکومیت بیش از هزار نفر از عاملان خشونت علیه زنان در یک سال
آمار خشونت علیه زنان در افغانستان ‘بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته است’
شکیلا می‌گوید که او با هزینه دولت هند و کمک رادیو آزادی به دهلی پرواز کرد و حدود یک سال را در بیمارستان برای عمل جراحی گذشتاند.

شکیلا چهار سال در هند زندگی کرد و در این مدت، عده‌ای از زنانی که اغلب فعالان مدنی هستند، به کمک او شتافتند. او گفت: “برایم پول جمع‌آوری کردند تا زبان انگلیسی را بیاموزم”.

به گفته او در همین مدت سازمان ملل به او وضعیت پناهندگی اعطاء کرد و برای اقامت او را به آمریکا معرفی کرد و این کشور به طور مشروط به درخواستش موافقت کرد. اما پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و دستور او درباره منع ورود پناهجویان، روزنه‌ امیدی که برایش ایجاد شده بود، از بین رفت.

سرانجام کانادا به شکیلا، مادرش و خواهر کوچکش که با او در هند بودند، پناهندگی داد. آنها از آخر ماه ژانویه/جنوری امسال در کانادا زندگی می‌کنند. یکی از آرزوهای او دیدار نخست وزیر کانادا بود که بعد از دو ماه این فرصت برایش فراهم شد؛ او با مردی که خود را فمینیست می‌خواند و “از همه پناهجویان در کانادا استقبال می‌کند”، برای چند دقیقه‌ای دیدار کرد.

نخست وزیر کانادا که پس از به قدرت رسیدن شمار برابر مرد و زن در کابینه‌اش معرفی کرده، چند ماه پیش در مقاله‌ای نوشته بود: “برابری بین زن و مرد تنها مسئله‌ای نیست که مربوط به زنان و دختران باشد؛ بلکه پسران ما نیز این مسئولیت را دارند تا فرهنگ مردسالار ما را تغییر دهند.”


‘من فرخنده هستم’
دادخواهی شکیلا برای قربانیان دیگر
حدود یک سال پس از اتفاقی که به شکیلا رخ داد، فرخنده دختر ۲۷ ساله کابلی توسط مردان خشمگین در مرکز شهر کابل زجرکش شد. مردان خشمگین در کابل پس از اینکه یک تعویذ نویس مدعی شده بود که فرخنده قران را آتش زده، او را زجرکش کردند و بعد جسدش را آتش زدند.

شکیلا که خود قربانی خشونت علیه زنان بود، می‌گوید همیشه می‌خواست که برای زنان قربانی کشورش دادخواهی کند. او درباره اتفاقی که به فرخنده رخ داد، گفت: “ویدیویش را در خانه یک دوستم دیدم. مردهای وحشی، معذرت می‌خواهم، او را زیر ضربات مشت و لگد گرفته بودند؛ بعد از کشتن، جنازه او را آتش زدند. من پس از تماشای آن، دردهای خودم را فراموش کردم. وضعیتم خیلی خراب شده بود. گریستم و گریستم.”

شکیلا تصمیم گرفت در چند مراسمی که برای دادخواهی برای فرخنده در هند برگزار شده بود، شرکت کند. می‌گوید: “من در حالی که عکس فرخنده را با خود حمل می‌کردم، در وسط صحنه ایستادم و گفتم: فرخنده من هستم. باید عاملان این چنین جنایات جزاء ببینند.”

از شکیلا در باره همسرش پرسیدم، گفت: “شنیدم که پس از آن اتفاق پلیس او را بازداشت کرد و به کابل فرستاد. او برای مدتی زندانی بود اما بعدا از زندان رها شد و دوباره ازواج کرد.”

شکیلا که تازه زندگی خود را در کانادا آغاز کرده، می‌خواهد که تحصیل کند و آرزویش این است که حنجره‌ای برای قربانیان زن شود.

(Visited 358 times, 1 visits today)

You may also like...