حبیب لاجوردی، موسس و مدیر پروژه تاریخ شفاهی ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد، که یکی از معتبرترین منابع تاریخ معاصر ایران است، سوم مرداد ۱۴۰۰ در ۸۳ سالگی در ایالات متحده درگذشت.

در این پروژه آقای لاجوردی و همکارانش با چهره های موثر در تاریخ معاصر ایران در فاصله سال های ۱۲۹۹ تا ۱۳۶۰ گفت و گوهای مفصلی به زبان فارسی و بعضا انگلیسی انجام داد که حاصل آنها ۱۳۴ مصاحبه است که به غیر از این انتشار عمومی، در برخی از موارد به صورت کتاب هایی به زبان فارسی منتشر شده است. دو مصاحبه یکی با ریچارد فرای ایرانشناس شهیر آمریکایی و دیگری دنیس رایت سفیر بریتانیا در تهران از کتاب هایی است که به زبان انگیسی چاپ شده است.

مصاحبه ها شامل گفت وگو با شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوره پهلوی است که در فرانسه به ضرب گلوله کشته شد و قتل آن از سوی دادگاهی در پاریس به جمهوری اسلامی ایران نسبت داده شد.

علی امینی نخست وزیر و وزیر دارایی، مسکن و آبادانی، عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، ارتشبد حسن طوفانیان مشاور عالی تسلیحاتی ستاد بزرگ ارتشداران، جعفر شریف امامی رئیس مجلس سنا و از نخست وزیران ایران، سلطان حمیدمیرزا قاجار فرزند ولیعهد ایران در دوره قاجاریه، امیرتیمور کلالی از وزرای کابینه محمد مصدق و کریم سنجانی اولین وزیر خارجه ایران پس از انقلاب بهمن ۵۷ نمونه ای از ده ها مصاحبه ای است که در پروژه تاریخ شفاهی انجام شده است.

عمده این گفت وگوها اینک به صورت متن درامده و با قابلیت جستجو، اسناد مهمی برای شناخت دوره مهمی از تاریخ معاصر ایران و منابع دست اولی برای تاریخ نگاران و پژوهشگران است.

یکی از این مصاحبه ها مربوط به دریارسالار کمال حبیب‌اللهی آخرین فرماندهِ نیروی دریایی شاهنشاهی ایران است که در آن از آماده شده ایران برای تشکیل نیروی زیردریایی در سال های آخر سلطنت شاه خبر داده است. دریاسالار حبیب‌اللهی در این گفت و گو روایت کرده است که تصمیم اولیه شاه خرید ۲۴ فروند زیردریاییاز جمله از ایالات متحده بود و می‌خواست از موشک هارپون آمریکایی هم بر روی زیردریایی‌ها استفاده کند.

هارپون که یک نوع موشک ضدکشتی است که ایران آن را در اقیانوس هند آزمایش کرده بود و تصمیم داشت با همکاری مشترک اسرائیل و آمریکا کارخانه ساخت آن را در کرمان تاسیس کند که در زمان انقلاب بهمن ۵۷ بخش هایی از آن انجام شده بود. مدیت بعد پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی و در زمان جنگ با عراق، نیروهای ایرانی توانستند با در اختیار داشتن تعداد بسیار کمی از این موشک ها به برتری دریایی قابل توجهی در برابر عراق دست پیدا کنند.

حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را طراحی کرد.

آقای لاجوردی موسس و مدیر پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، تحصیل کرده دانشگاه های ییل، هاروارد و آکسفود بود که پس از پایان تحصیل در سال ۴۲ به ایران بازگشته بود و در کارخانه خانوادگی لاجوردی ها که شرکت صنعتی بهشهر بود، فعالیت می کرد.

مدتی بعد حبیب لاجوردی همزمان با مدیریت در شرکت صنعتی بهشهر، موفق شد با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابهی از آن را در تهران تاسیس کند اما وقوع انقلاب اسلامی زندگی او را همانند بسیاری از ایرانیان دگرگون کرد. اول از همه علیرغم قول دولت موقت و موافقت آیت الله خمینی، شرکت صنعتی بهشهر با حکم محمد بهشتی که به ریاست شورای عالی قضایی رسید، مصادره شد.

اکبر لاجوردیان از اقوام حبیب لاجوردی یکی از بنیانگذاران شرکت توسعه صنعتی بهشهر که در زمان وقوع انقلاب مدیرعامل این شرکت بود در کتاب “۱۱۰ سال پیدایش و گسترش گروه صنعتی بهشهر” شرحی شگفت آور از مصادره این کارخانه داده است. آقای لاجوردیان تا چندی پس از انقلاب عضو اتاق بازرگانی ایران باقی ماند و همچون حبیب لاجوردی برنامه ای برای خروج از ایران نداشت اما ترور مشکوک برادرزاده اش و سپس اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد در حالی که از کارآفرینان خوشنام ایران بودند، زنگ خطر را برای آنها به صدا درآورده بود.

اکبر لاجوردیان به نمایندگی از مدیران شرکت بهشهر با مقام های ارشد انقلاب دیدار می کرد اما پس از ملاقات با مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت، تصور می کرد ممکن است دولت وی نتواند جلوی مصادره اموال خانوادگی آنها را بگیرد به همین منظور قرار ملاقاتی با ابوالحسن بنی صدر از تئوریسین های اقتصاد اسلامی و از چهره های نزدیک به آیت الله خمینی ترتیب داد تا موافقت وی را برای ادامه کار گروه صنعتی بهشهر به شکل و شیوه سابق به دست بیاورد.

ملاقات در منزل خواهر آقای بنی صدر که نزدیک مجلس بود برنامه ریزی شده بود. اکبر لاجوردیان دیدار را این گونه روایت کرده است:

“ما را به یک اتاق سه در چهار راهنمایی کردند. بعد از چند دقیقه خود آقای دکتر بنی‌صدر تشریف آوردند، اما سر و وضعی که ایشان داشتند موجب حیرت همه‌ ما شد: اولاً ایشان با پیژامه وارد مجلس شدند. دوم این که با صورتی که احتمالاً چند روز بود که موهای آن را نتراشیده‌اند، ظاهر گردید. علاوه بر این وضعیت آشفته ظاهری، عجیب‌تر رفتار بنی‌صدر بود. او بعد از سلام بلافاصله گفت که تمام صنایع ایران مونتاژی است و به حال مملکت مفید نیست”.

در پاسخ به سئوال مدیرعامل گروه صنعتی بهشهر که پرسیده بود آیا این شرکت را بازدید کرده، بنی صدر گفته بود “احتیاجی ندارم. من در پاریس که بودم مجلات اقتصادی ایران مخصوصاً مجله اتاق بازرگانی را می‌خواندم و می‌دانم که تمام صنایع ایران مونتاژی هستند”. سپس در ادامه از پاسخ دادن به سئوالات فنی که از او شده بود درمی ماند و به گفته لاجوریان “یکباره از جای خود بلند شد و گفت که برای سخنرانی باید برود و جلسه را ترک کرد”.

سرانجام نه تنها کارخانه بهشهر مصادره شد که مرکز مطالعات مدیریت در تهران که زیر نظر هیات علمی دانشکده بازرگانی هاروارد و مدیریت حبیب لاجوردی قرار داشت، از مالکیت آنها درآورده و در نهایت با نام “دانشگاه امام صادق” به محمدرضا مهدوی کنی سپرده شد. احمد علم الهدی امام جمعه کنونی مشهد هم به یکی از مدیران منتقذ آن تبدیل شد که ماموریت آن تربیت مدیر برای کارگزاران جمهوری اسلامی است.

لاجوردی ها از جمله حبیب لاجوردی مجبور به خروج از ایران شدند. مدیرعامل وقت شرکت بهشهر در کتابی که درباره این کارخانه منتشر شده توضیح داده کسی که زمینه خروج وی و همراهانشان را از مرز ایران به سوی ترکیه را فراهم کرد رئیس یکی از کمیته‌های انقلاب اسلامی بود.

این فرد پیش از انقلاب “دست به سرقت زده بود” و به زندان افتاده بود و یکی از همراهانی که می خواست از مرز خارج شود وی را مطابق خواسته خانواده اش از زندانی در جنوب ایران به تهران منتقل کرده بود و “از آن جایی که او را به عنوان زندانی شاه می‌شناختند بعد از انقلاب آزاد و رئیس کمیته شد”. جبران این کمک، خارج کردن مدیرعامل گروه صنعتی بهشهر از مرز ایران همراه گروه دیگری از ایرانیان بود که به اجبار عازم اروپا و آمریکا بودند.

حبیب لاجوردی به فاصله کوتاهی پس از خروج از ایران پروژه تاریخ شفاهی در دانشکده مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد را طراحی کرد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی که موسس آن یکی از روح الله حسینیان یکی از مدیران امنیتی جمهوری اسلامی بود، مقالاتی علیه آقای لاجوردی منتشر و از وی بابت کارنامه اش در ایران و پروژه تاریخ شفاهی وی در آمریکا به تندی انتقاد کرده است.

به غیر از انتشار متن برخی از مصاحبه های انجام شده در پروژه تاریخ شفاهی در ایران، ترجمه ای از کتاب “اتحادیه‌های کارگری و خودکامگی در ایران” نوشته حبیب لاجوردی که در دانشگاه سیراکیوز منتشر شده بود هم در ایران به چاپ رسیده است.