دی ای پنی‌بیکر، مردی که پشت صحنۀ آمریکا را ثبت کرد

دی ای پنی‌بیکر، فیلم‌ساز صاحب‌نام آمریکایی که به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مستندسازان تاریخ سینما شناخته می‌شود، روز اول اوت به مرگ طبیعی در خانه خود در لانگ آیلند آمریکا درگذشت. او ۹۴ سال داشت.

پنی‌بیکر خالق آثاری مانند “باب دیلن، پشت سر را نگاه نکن”، “مونتری پاپ” و “اتاق جنگ” بود و در سال ۲۰۱۳ برای دستاورهای یک عمر اسکاری افتخاری دریافت کرد.

پنی‌بیکر را بیش‌تر برای مستندهایی که دربارۀ موسیقی و سیاست در آمریکا ساخت می‌شناسند، اما فیلم‌شناسی او که شش دهه را پوشش می‌دهد، موضوعاتی به مراتب متنوع‌تر را شامل می‌شود. “باز کردن قفس”، آخرین ساختۀ سینمایی او که در سال ۲۰۱۶ به نمایش درآمد، دربارۀ حقوق حیوانات است.

اما اکثر مستندهای پنی‌بیکر دربارۀ وقایعی هستند که در جلوی دوربین در حال رخ دادن‌اند. او هرگز به موضوعاتی که در گذشته به وقوع پیوسته بودند و باید در قالب مستند تحقیقی و با بازسازی و مصاحبه شکل بگیرند التفاتی نداشت. اما با همین علاقه عمیق به ثبت حقیقت در همان آنی که در حال شکل گرفتن است، پنی‌بیکر نوعی از سینما را به کمال رساند که از یک طرف به روزهای نخست تولد این هنر برمی‌گشت و از طرف دیگری آینده این رسانه مثل پخش زندۀ اینترنتی را پیش‌بینی می‌کرد.

پنی‌بیکر در ۱۵ جولای ۱۹۲۵ در اونستُنِ ایلی‌نوی به دنیا آمد. خدمت سربازی‌اش را در نیروی دریایی آمریکایی در زمان جنگ جهانی دوم گذراند و بعد از جنگ، در دانشگاه یل مهندسی خواند. تحصیل در رشته الکترونیک بعدها به او اجازه داد تا در بهینه‌سازی دوربین‌های ۱۶ میلی‌متری که با آن‌ها کار می‌کرد نقشی موثر ایفاء کند، در آن‌ها دست ببرد و مکانیزم دوربین را با نیازهایش تطبیق دهد.

D. A. Pennebaker

بعد از تحصیل، پنی‌بیکر به سینمای تجربی و آوانگارد علاقه‌مند شد و “قطار سریع‌السیر سرصبح” (۱۹۵۳) را بر اساس یک قطعه موسیقی به همین نام از دوک الینگتُن ساخت. این فیلم کوتاه، حرکت قطار شهری نیویورک را با ضرباهنگ موسیقی الینگتن تدوین می‌کند و مقدمه‌ای است بر دیگر مستندهای موسیقی پنی‌بیکر.

در ۱۹۵۹ او به «تعاونی فیلمسازان» پیوست، موسسه‌ای که کارش اجاره دادن وسایل فیلمسازی برای مستندسازان مستقل بود. او شرکت «همکاران درو» را با ریچارد لیکاک و رابرت درو (روزنامه‌نگار مجلۀ مصور لایف) تأسیس کرد. تاریخ این شرکت با شکل‌گیری «سینمای دایرکت [مستقیم]» گره خورده است، به خصوص وقتی شبکه تلویزیونی ای بی سی به آن‌ها سفارش چند مستند داد. برای ساخت این مستندهای سیاسی بود که پنی‌بیکر و همکارانش بهترین استفاده را از دوربین‌های سبک تازه، دستگاه‌های صدابرداری سبک قابل حمل روی دوش و فیلم‌ خام با حساسیت بالا بردند.

اولین مستند آن‌ها، “مقدماتی” (۱۹۶۰)، که تأثیری عمیق بر تاریخ سینما داشت، دربارۀ فعالیت‌های انتخابی جان اف کندی و هیوبرت هامفری در مراحل مقدماتی انتخابات حزب دموکرات بود. این فیلم یکی از مهم‌ترین سندها دربارۀ نهادهای سیاسی در آمریکا و نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری عقاید عمومی است.

در سال ۱۹۶۵ وقتی مدیربرنامه‌های خواننده و شاعر آمریکایی باب دیلن یکی از فیلم‌های کوتاه پنی‌بیکر را دید، از او دعوت کرد تا دربارۀ تور انگلستان دیلن در همان سال مستندی بسازد. حاصل، “باب دیلن، پشت سر را نگاه نکن” که در سال ۱۹۶۷ به نمایش درآمد، یکی از خیره‌کننده‌ترین فیلم‌های ساخته شده دربارۀ یک هنرمند در حین خلق اثر و تحت فشارهای همه‌سویه است.

D. A. Pennebaker

از نمای عنوان‌بندی “پشت سر راه نگاه نکن” که در آن باب دیلن روی مقواهای بریده شده قافیه‌های شعرش را نوشته و به تناسب شنیده شدن آن‌ها روی نوار صدای فیلم مقواها را عوض می‌کند (در حالی که شاعر آمریکایی الن گینزبرگ در پس‌زمینه در حال معاشرت با نفر سومی است) به عنوان نقطه آغاز موزیک‌ویدئو یاد شده است. فیلم‌های بعدی پنی‌بیکر به پروبال دادن به ایدۀ مستند موسیقی راک (راکیومنتری) و ویدئوی موسیقی کمک کرد و بریده‌های مختلفی از فیلم‌هایش برای دهه‌ها از شبکه‌های موسیقی مثل ام تی وی به عنوان «کلیپ» پخش می‌شدند.

او تور بعدی باب دیلن در سال ۱۹۶۶ که تفاوت عمده‌اش با تور قبلی در الکتریک شدن موسیقی سابقاً تمام‌فولک دیلن بود را هم فیلم‌برداری کرد، توری که به خاطر هو شدن دیلن و گروهش و برخورد تند با موسیقی او شناخته می‌شود، اما فیلمی که او از این تور ساخت (“چیزی در حال رخ دادن است”) هرگز نمایش داده نشد. حتی فیلم خود دیلن از این تور که با نماهای پنی بیکر تدوین کرده بود (“مستند را بخور”) هم هرگز دیده نشد تا این که مارتین اسکورسیزی از نماهای پنی‌بیکر در “راهی به خانه نیست” (۲۰۰۵) استفاده کرد.

یکی دیگر از همکاری‌های کلیدی پنی‌بیکر که حاصلی کم‌تر از انتظارهای اولیه داشت، مشارکت او در چند پروژه با ژان لوک گدار فیلمساز سویسی/فرانسوی بود. گدار که تحت تأثیر مستند “مقدماتی” قرار گرفته بود از پنی‌بیکر دعوت کرد تا با او حرکت‌های مردمی و ضدسیستم را در فرانسه و آمریکا فیلمبرداری کند، اما چیزی از آن درنیامد. در نهایت گدار پروژه را رها کرد و چند سال بعد پنی بیکر نسخه خودش را به عنوان “وان پی ام” (مخفف «یک بعدظهر» اما در اصل – به انگلیسی- مخفف «یک فیلم بی‌نقص») را تدوین کرد.

پشت سر راه نگاه نکن
“پشت سر راه نگاه نکن”

برخلاف کار با دیلن و گدار، همکاری پنی‌بیکر با کریس هجدوس مستندساز بسیار پرثمر بود. آن‌ها در سال ۱۹۸۲ با هم ازدواج کردند و تقریباً تمام فیلم‌هایشان از آن تاریخ به بعد را با همدیگر ساختند.

بعد از موفقیت مستند باب دیلن، طبیعی بود که از پنی‌بیکر برای ساخت مستندهای مشابهی دعوت شود. او به یکی از آن‌ها، بدون این که بداند مشهورترین ساخته‌اش خواهد شد، پاسخ مثبت دارد: “مونتری پاپ” (۱۹۶۸) دربارۀ فستیوال موسیقی‌ای به همین نام در سال ۱۹۶۷.

اگر فستیوال مونتری با به صحنه دعوت کردن جیمی هندریکس و جنیس چاپلین که هردو در آن زمان تقریباً ناشناخته بودند آن‌ها را به چهره‌های تازه موسیقی راک تبدیل کرد، این فیلم پنی‌بیکر بود که با ثبت و نمایش جهانی اجرای آن‌ها از این دو موزیسین جوان افسانه ساخت.

بعضی دیگر مستندهای موسیقی پنی‌بیکر عبارتند از “زیگی استارداست و عنکبوت‌هایی از ماه” (۱۹۷۳) دربارۀ کنسرت دیوید بووی و “پایین آمدن از کوهستان” (۲۰۰۰)، دربارۀ اجرایی زنده از موسیقی متن فیلم “ای برادر کجایی” ساخته برادران کوئن.

به موازات مستندهای موسیقی، پنی‌بیکر علاقه‌اش به سیاست و سازوکارهای انتخاباتی در آمریکا را فراموش نکرد و یک بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۹۲ به سراغ این موضوع رفت، این بار به قصد زیر ذره‌بین بردن کمپین انتخاباتی بیل کلینتن. حاصل ماه‌ها فیلمبرداری از فعالیت‌های پشت صحنۀ این کمپین، مستند نامزد جایزۀ اسکار”اتاق جنگ” (۱۹۹۳) بود که اگر آن را در کنار “مقدماتی” بگذارید می‌توانید ببینید در فاصله سه دهه، تا چه حد رسانه‌ها و کنترل اطلاعات تعیین کنندۀ نهایی سرنوشت انتخابات‌ها شده‌اند. “اتاق جنگ” در نگاهی بی‌طرفانه نشان می‌دهد چطور انتخاب رهبر سیاسی یک کشور در واقع نوعی مراسم اسکار برای انتخاب بهترین بازیگر سیاسی سال است و چطور نیروهای معطوف به رسیدن به این هدف با عزم عاری از ترحم یک اتاق جنگ برابری می‌کنند.

D. A. PennebakerTTY IMAGES

پنی‌بیکر یکی از پیشگامان سینمای مشاهده‌گر بود، اما برخلاف فردریک وایزمن – آخرین بازمانده مستندسازان بزرگ آمریکایی – کار پنی‌بیکر مشاهدۀ فعال بود. دوربین وایزمن در کناری می‌نشیند و وقایع را با صبر و دقت دنبال می‌کند. دوربین پنی‌بیکر بدون این که در سیر امور دخالت کند، خودش را وسط میدان می‌اندازد. پنی‌بیکر، حاشیه و کنار گود نمی‌شناخت. دوربین او سوژه را هرگز رها نمی‌کرد، تنها نمی‌گذاشت و یا از سوژه خجالت نمی‌کشید. حتی جایی در مستند “پشت سر را نگاه نکن” این باب دیلن است که باید با اخمی معنادار به دوربین و پنی‌بیکر حالی کند که به لحظه‌ای خلوت نیاز دارد.

سینمای پنی‌بیکر، مکاشفه در جذابیت و تعلیق جاری در هنر و سیاست است، با این پیش‌فرض که هیچ درامی گیراتر از خود «زمان حال» وجود ندارد. پنی‌بیکر واقعیت را بدون هیچ بزک‌دوزکی به نمایش می‌گذاشت؛ نور فقط در حدی که سوژه را روشن کند، صدای سرصحنه در حدی که حرف‌های سوژه شنیده شود، دوربین در اندازه‌ای که بتواند از هر سوراخی رد شود، بدون مداخله و مصاحبه، بدون گفتار متن و بازسازی.

سینما نشان داده که اگر به هرچیزی به میزان کافی دقیق شویم، این شانس وجود دارد که بتوانیم به حقیقت آن موضوع دست یابیم. اگر سینما هنر نگاه کردن باشد، تمام فیلم‌های پنی بیکر – اگر چه ظاهراً دربارۀ باب دیلن یا بیل کلینتون – دربارۀ خود هنر نگاه کردن‌اند. اما بر خلاف بسیاری از فیلم‌هایی دیگر که فقط نگاه می‌کنید، در فیلم‌های پنی‌بیکر هم نگاه می‌کنید و هم می‌بینید.

You may also like...

perabet film izle elektronik sigara Huluhub.com