000
در روزگاری نه چندان دور، همه‌چیز دست حکومت جمهوری اسلامی ایران بود. حتی اگر می‌خواستید فیلم یا عکسی از عروسی یا مهمانی خانوادگی را به خارج بفرستید، باید مجوز می‌گرفتید. در آن شرایط، تکلیف فیلم و سینما که دیگر مشخص بود. وقتی هم مزه برنده شدن فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های مختلف زیر دندانشان رفت ولی همچنان بعضی از فیلم‌ها را برای پخش در ایران مناسب نمی‌دانستند، گفتند که این فیلم‌ها مجوز پخش در داخل ندارند اما می‌توانند در خارج، در جشنواره‌ها شرکت کنند.
برخی به این دستورالعمل‌ها تن دادند و برخی نه؛ مانند رخشان بنی‌اعتماد که به فیلم «قصه‌ها»ی او مجوز پخش ندادند اما گفتند می‌تواند در خارج از ایران آن را پخش کند که زیر بار نرفت و فیلمش تنها به صورت محدود در داخل پخش شد و بعد به جشنواره‌های خارجی رفت.
کم‌کم که تکنولوژی پیشرفت کرد و دیگر نمی‌توانستند جلو خروج فیلم و عکس را بگیرند، اساسا مجوز گرفتن برای خروج فیلم از ایران بی‌معنا شد و مثلا محمد رسول‌اف فیلم «شیطان وجود ندارد» را بدون مجوز در داخل ایران ساخت و در جشنواره‌های خارج از ایران پخش کرد که فیلم بسیار موفقی هم از آب درآمد.
در جشنواره کن ۲۰۲۲، سه فیلم که به نحوی به ایران مربوط می‌شوند در بخش مسابقه به نمایش درمی‌آیند. به این سه فیلم نگاه کوتاهی می‌اندازیم.
زهرا امیرابراهیمی حدود ۱۵ سال پیش، وقتی داشت پله‌های ترقی در سینما و تلویزیون ایران را یکی پس از دیگری می‌پیمود، با پخش گسترده یک فیلم شخصی‌ خود مواجه و دستگیر شد. او بلاهای بسیاری را از سر گذراند تا موفق شد از ایران خارج شود و دورانی را به‌سختی بگذراند تا بتواند دوباره جای خود را باز کند.
او در کنار شبنم طلوعی، که به دلایل عقیدتی طرد شده بود، در تئاتر بازی کرد و در چند فیلم، نقش‌های کوچکی به عهده گرفت و فیلم «تابو تهران» (علی سوزنده) یک شکوفایی تازه‌ برای او بود اما امسال با «عنکبوت مقدس» به کارگردانی علی عباسی، فیلمساز سوئدی ایرانی‌تبار، در جشنواره کن حضور دارد. علی عباسی بار اولی نیست که به کن می‌آید. او در سال ۲۰۱۸ با فیلم «مرز» (به سوئدی Gräns) توانست جایزه «نوعی نگاه» کن را ببرد و از طرف سوئد به اسکار معرفی شود. این فیلم کاملا سوئدی بود و ربطی به ایران نداشت؛ اما فیلم اخیر او «عنکبوت مقدس» به زبان فارسی است و به ماجرای واقعی سعید حنایی، قاتل زنجیره‌ای زنان تن‌فروش خیابانی در مشهد، می‌پردازد؛ هرچند خارج از ایران فیلمبرداری شده است.
ناملایمات زندگی برخی را خانه‌نشین می‌کند و برخی را هم با یک کیمیاگری شگرف از مس به زر تبدیل می‌کند. زهرا یا زری امیرابراهیمی در خارج از ایران «زر امیرابراهیمی» خوانده می‌شود و آرزو می‌کنیم جایزه جشنواره کن را برنده شود. تبریک به او و همه کسانی که از اسب افتادند، اما از اصل نیفتادند. ناگفته نماند که در فیلم «عنکبوت مقدس» بازیگران ایرانی‌تبار دیگری هم حضور دارند که می‌توان از سارا فضیلت، مهدی بجستانی و آرش آشتیانی نام برد.
ساختن فیلم به زبان‌ مردم ساکن جغرافیای ایران به‌ویژه زبان فارسی -چون سایر زبان‌ها متولیانی در کشورهای دیگر دارند- می‌تواند به‌خودی‌خود نقش جمهوری اسلامی را در سینمای فارسی‌زبان کاهش دهد. البته برای وارد رقابت شدن با آن سینما به بودجه‌های کلان نیاز است و این جوایز به فراهم آمدن این بودجه‌ها کمک و مخاطبانی را که زبان فارسی می‌فهمند، به دیدن این فیلم‌ها ترغیب می‌کند.
فیلم دیگری که امسال از سینمای ایران به بخش مسابقه کن راه‌ یافت، «برادران لیلا» ساخته سعید روستایی، سینماگر جوان ایرانی، است. روستایی از همان اولین فیلم بلندش «ابد و یک روز» نشان داد که پدیده تازه‌ای در سینمای مستقل ایران در حال شکل‌گیری است. روستایی امسال آخرین فیلم خود «برادران لیلا» را به فجر نداد یا نرساند و اکنون معلوم شد سودای بزرگ‌تری در سر دارد و چنین شد که از جشنواره فیلم کن سر درآورد.
در فیلم روستایی، ترانه علیدوستی، سعید پورصمیمی، نوید محمدزاده، پیمان معادی و فرهاد اصلانی حضور دارند. ترانه علیدوستی همیشه به شکلی مغضوب بود و اکنون با جنبش «من‌هم ایرانی» دوباره هدف حمله ارگان‌های مطبوعاتی سپاه پاسداران قرار گرفته است. از این نظر، حضور او در کن می‌تواند کمکی به این جنبش باشد؛ به‌ویژه اینکه ترانه علیدوستی در انتخاباتی که زنان سینماگر معترض برگزار کردند، به عنوان یکی از پنج نفری که باید به موضوع خشونت و نگاه‌های جنسیتی به زنان در سینما رسیدگی کند، انتخاب شد. حضور در کن برای او و زنان معترض فرصتی فراهم می‌کند تا حرف خود را به گوش‌های بسیاری برسانند و این بساط خشونت و تحقیر را براندازند.
یک فیلم دیگر هم در کن حضور دارد که باز هم به ظلم و جور جمهوری اسلامی به زنان مربوط می‌شود. فیلم «برادر و خواهر» (آرنو دپلشن) به بخش مسابقه کن راه یافته و نکته مهم این است که گلشیفته فراهانی در آن ایفای نقش می‌کند. البته گلشیفته بارها در کن حضور داشته است اما باز هم هر بار حضور و موفقیتش چون خاری به چشم کسانی می‌رود که خواری او را می‌خواستند و او و خانواده‌اش را که در ایران زندگی می‌کنند تحت فشارهای زیادی گذاشتند.
گلشیفته موفق شد تمام موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد و اکنون به عنوان یک بازیگر سرشناس هالیوودی شناخته می‌شود. با این حال او هرگز کشور خود را فراموش نکرد و در مواقعی که به حرف و زبان او احتیاج بود، در آن جهت گامی برداشت.
این خبرها به معنای پایان اقتدار جمهوری اسلامی است. سینما و اهالی سینمایی ایران در خارج از ایران در حال شکفتن‌اند و روزی نیست که خبر موفقیت ایرانی‌تباری در گوشه و کنار جهان شنیده نشود. از سوسن تسلیمی گرفته تا نازنین بنیادی و شهره آغداشلو و ده‌ها بازیگر و کارگردان و فیلمنامه‌نویس مرد و زنی که امکان فعالیت در سرزمین مادری‌ خود را ندارند.
آیا ترانه علیدوستی جرات می‌کند دست در دست گلشیفته فراهانی و زر امیرابراهیمی روی فرش قرمز کن قدم بگذارد و یکی از طلیعه‌داران ایران پس از جمهوری اسلامی شود؟