شجریان؛ خواننده‌ای که به مصاف ردیف رفت

محمد رضا شجریان خواننده بزرگی بود، هست و خواهد ماند. تا چند سال پیش چنین نمی‌نمود. آواز خوان کمال یافته‌ای بود که با مهارت صدای پرورده خود را به جان تشنه مشتاقان می‌ریخت ولی هنوز از مرز و بوم آزاد وارگی دور بود. راه یافتن به این مرز و بوم چندان ساده نبود و نیست.

او یکی دو بار حتی با یکی دو حرکت ناپسند از دید مخاطبان بر فاصله خود از آن مرز و بوم افزود. ولی ناظران دقیق حدس می‌زدند که سرانجام زمان این پیوستگی فرا خواهد رسید و رسید.

ناظران البته پیش از این فرارسی نشانه‌هائی پنهان و آشکار از تمایل شجریان به رو کردن آن‌چه در درونش می‌گذشت دیده بودند. نشانه‌هائی که در غزلیات انتخابی حافظ و مولوی و در متن ترانه‌های سایه و شفیعی کدکنی باز می‌تابید.

درباره محمدرضا شجریان بیشتر بخوانید:

او از تمثیل و نمادهای ادبی نهایت بهره را می‌گرفت تا هم آن‌چه می‌خواند تازگی داشته باشد و هم حصار امنی برای خود فراهم آورد که پاسخگوی سانسور حاکمیت باشد. با این همه یکی دو بار سر و صدای کارگزاران فرهنگی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی را درآورد.

خواندن ترانه‌هائی با متن‌های قابل تعبیر آوازهای تمثیلی او را همراهی می‌کرد. می‌شد گمانه زد که روزی سرانجام این بازی تمثیلی به پایان خواهد رسید. در سال ۱۳۸۸ “جنبش سبز” زمان را برای به صراحت رسیدن فراهم آورد. با این روش‌ها شجریان به صورت پاسدار و نگهبان موسیقی درآمد و هنگامی به صراحت روی آورد که خطر از سر موسیقی ملی گذشته بود و می‌شد با آسودگی به عرصه موسیقی بازگشت و به مصاف زندانیان ردیف رفت. استادان موسیقی سنتی که تنها به ردیف چسبیده بودند و هیچ‌کار دیگری را در عرصه موسیقی نمی‌پذیرفتند.

جنبش خود جوش سبز آزمایشگاه بزرگواری بود. شجریان با دلاوری ویژه‌ای وارد میدان شد و با صراحتی بی‌تردید به پشتیبانی از خواست مردم برخاست. دفاع از جوانانی که حاکمیت آنان را “خس و خاشاک” نامیده بود، در تاریخ فرهنگ ایران استبداد زده فراموش ناشدنی است. او بزرگواری پنهان خود را در بزنگاهی مناسب به عرصه ظهور کشانید. بزرگ مردی از کار درآمد که در تاریخ موسیقی ایران نایاب است. شجریان از آن پس با تکیه به موقعیت تازه، جنگ با واپسگرایان عرصه موسیقی را نیز در دستور کار قرار داد. واپسگرایان که روز و شب زیر علم ردیف سینه می‌زنند و راه رسیدن هر نفس تازه‌ای را به آن می‌بندند.

او در گفتگوی دلاورانه‌ای با روزنامه شرق از استادانی چنین واپسگرا یاد می‌کند: “یک سری ردیف دان زندگی موسیقایی بسیاری را به ردیف منحصر کرده‌اند. در صورتی که من معتقدم که ردیف یک هزارم از توانائی‌های موسیقی ما هم نیست.”

و بعد می افزاید: “اگر بگوئیم که موسیقی ایران باید در چارچوب ردیف منحصر بماند، مثل این است که بگوئیم هیچ کس نباید شعر بگوید چون حافظ بهترینش را گفته است! موسیقی ما فقط ردیف نیست که آن‌ها مدام از آن دفاع می کنند. ردیف بخش زیبائی از موسیقی ایران است…ولی ما نباید خودمان را محصور در ردیف ببینیم…موزیسین نباید خود را در ردیف زندانی کند. اگر چنین کند، به این دلیل است که خلاق نیست و نوآوری ندارد…این است که هر کس می خواهد نوآوری کند دست به قلم می‌شوند و انتقاد می‌کنند…”

با جمعی از اعضای کانون چاووش

شجریان تنها از سوی خود سخن نمی‌گوید. معتقد است که چون جامعه خود را می‌شناسد نظر مردم را نیز باز می‌تاباند: “این جامعه با متعصبان کاری ندارد و راه خودش را می‌رود. من جامعه‌ام را می‌شناسم. من با جامعه‌ای حرکت می‌کنم که به سازها و صداهای جدید نیاز دارد.”

بزرگ‌ترین مانع پیشرفت هنر و موسیقی همین تعصبات سنتی است که شجریان به درستی بر روی آن انگشت می‌گذارد: “همین موضع گیری‌ها باعث شده افراد جوانی که مایل به نوآوری هستند از خلاقیت دست بکشند… این کار باعث شده که همه استعدادهای ما در نطفه خفه شوند…”

بعد جوانان نوآور را به پایداری در برابر سنت گرایان متعصبی که کارهای تازه را “مسخره بازی” نام داده‌اند، ترغیب می‌کند:”از هیچ کس نباید واهمه داشت. باید راهی را برویم که فکر می‌کنیم درست است. من سابقه مردم را می‌شناسم و می‌دانم که متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست. اما همه چیز زمان می‌خواهد…”

محمد رضا شجریان

گفتگو هر چه پیش می‌رود رنگ و لحن حرف های شجریان تندتر و قاطعانه‌تر می‌شود. او هشدار می‌دهد که اگر چنین کورکورانه از سنت پیروی کنیم به عصر حجر باز می‌گردیم:”اگر بخواهیم سنت‌های دو هزار سال پیش را حفظ کنیم به آدم‌های عقب افتاده ماقبل تاریخ تبدیل می‌شویم! ما نباید در سنت‌های قاجار درجا بزنیم. چون جامعه هیچ‌گاه درجانمی‌زند….موسیقی جامعه‌ای که با سرعت زیاد پیش می‌رود، نمی‌تواند قاجاری باشد…”

شجریان به اشاره به موسیقی قاجاری را تعریف می‌کند و معتقد است که در دوره‌ای که جوانان دنبال موسیقی پر انرژی می‌گردند، دیگر “موسیقی پا منقلی زندانیان ردیف” به کارش نمی‌آید:”موسیقی امروز ما به موسیقی پا منقلی تبدیل شده است و دوست دارد در رخوت و آرامش به سر برد…این نوع موسیقی اکنون دیگر جوابگو نیست…حالا عده‌ای راه جوانان را راه فنا می‌نامند. خیر. این راه فنا نیست، راه ارتقای بشر است که با سرعت دارد به زندگی خودش ادامه می‌دهد..”

در شادی شگفت آفرینی که از خواندن حرف‌های شجریان نصیب‌مان شده به این فکر افتادیم که چه چیزی این صراحت و دلاوری را در آواز خوان بزرگ ما پدید آورده است. پاسخ را در پایان گفتگوی او پیدا کردیم:”در جوانی اصلا اینطور فکر نمی‌کردم. تفکر فعلی من ناشی از تجربه‌هائی است که در زندگی داشته‌ام…پس از سی سال به این تفکر رسیده‌ام. بی‌غیرت نشده‌ام. اما متعصب هم نیستم…”

این دگردیسی هنری- انقلابی اعلام ورود شجریان آواز خوان بزرگ به جمع خلوت بزرگوارگان است.

You may also like...

free shop sigara perabet giris burun dolgusu casino siteleri Bedava bonus 1xbet bedava bonus veren siteler canlı bahis siteleri güvenilir bahis siteleri amqsports.com bettingforward.com bonus veren siteler Huluhub.com batman escort ankara escort eryaman escort etimesgut escort sex hatlari porno izle turbanlı porno porno izle bodrum escort istanbul escort buca escort