1

علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه سابق و از مشاوران رهبر نظام جمهوری اسلامی، مقاله‌ای مفصل در مورد اعتراضات اخیر ایران نوشته است.

او این اعتراضات فراگیر مردم ایران را «اغتشاشات» خوانده و مدعی شده است که حکومت جمهوری اسلامی برای دفاع از ایران در مقابل تجزیه، با آن‌ها برخورد می‌کند.

از آغاز خیزش سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی که اکنون وارد چهارمین هفته خود شده است، مقام‌های جمهوری اسلامی و وابستگانشان در داخل و خارج کشور، تلاش کرده‌اند که نظام جمهوری اسلامی را عامل یکپارچگی کشور معرفی کنند.

ولایتی در این مقاله طولانی که متن کامل آن روز چهارشنبه در خبرگزاری تسنیم منتشر شد، با اشاره به «استعمار آمریکا» سخن را آغاز کرده و روایت‌های پرطول و تفصیلی از تاریخ ایران مطرح کرده است که با تفکر توطئه‌پندار و توطئه‌باوری همگام است که جنبش‌های اجتماعی درون ایران را مدام به کشورهای خارجی وصل می‌کند.

وزیر خارجه سابق جمهوری اسلامی می‌کوشد تاکید کند علمای شیعه همیشه در حفظ ایران سعی داشته‌اند و مثلا از حمایت سید محمدباقر شفتی از محمدشاه قاجار هنگام لشکرکشی او به هرات برای بازپس گرفتن آن از سلطه بریتانیا اشاره می‌کند؛ اشا‌ره‌ای به جنگ ۹ ماهه سال ۳۸-۱۸۳۷ که ایران در آن به موفقیت نرسید. ولایتی برای توجیه موضع خود، بخش‌هایی از نامه شفتی به سفیر وقت بریتانیا در ایران را نقل کرده است.

او سپس به موارد تاریخی دیگری اشاره می‌کند؛ فتوای آیت‌الله میرزا شیرازی برای تحریم تنباکو که از جرقه‌های جنبشی بود که منجر به انقلاب مشروطه شد، و اعتراض‌ها به قرارداد رویتر که آن ‌را از «ننگین‌ترین عهدنامه‌های دوره قاجاریه» و بزرگ‌ترین اشتباهات ناصرالدین‌شاه می‌نامد. سعی او این است که بگوید روحانیت شیعه در تمامی این موارد مدافع حفظ ایران بوده است. این در حالی است که در دوره جمهوری اسلامی، بسیاری از روحانیونی که فعالیت سیاسی داشته‌اند، در «دادگاه ویژه روحانیت» محاکمه و مجازات شده‌اند.

برخورد او به دوره مشروطیت، مطابق رسم رایج طرفداران روایت حکومت، با حمله به روشنفکران سکولار عصر مشروطه نیز همراه است. او می‌گوید: «روشنفکری ایران عقیم متولد شده و بدون شناخت از واقعیت دنیای صنعتی آن روز، با شتابزدگی و سهل‌طلبی به دنبال پیشرفت ارزان‌قیمت و بی‌تامل و زحمت بوده است و کم نبودند روشنفکرانی در ایران و جهان اسلام که برق و تلالو تمدن غربی نظر آن‌ها را جلب نمود.» او در این زمینه به حسن تقی‌زاده در ایران و چهره‌های دیگری در منطقه، همچون محمد طحطاوی در مصر و خیرالدین تونسی در تونس، اشاره می‌کند.

مقام‌های جمهوری اسلامی از لحظه استقرار این نظام سیاسی – عقیدتی به دشمنی با انقلاب مشروطیت ایران پرداختند. نخستین مخالفت علنی جمهوری اسلامی زمانی بود که دولت موقت، به ریاست مهدی بازرگان، در سیزدهم مرداد ۱۳۵۸ تصویب کرد از این پس روز چهاردهم مرداد، یعنی سالروز پیروزی انقلاب مشروطیت ایران، در زمره جشن‌های ملی ایرانیان و تعطیلات رسمی نیست.

ولایتی در ادامه به صفحات دیگری از تاریخ ایران، از حملات اسکندر مقدونی تا حمله‌های مغول، اشاره می‌کند، و در پایان می‌گوید: «عده‌ای فریب‌خورده از عواطف و احساسات مردم سوءاستفاده کرده و اغتشاش ایجاد کرده و موجب غارت و تخریب اموال عمومی و قتل شده و از همه بدتر اینکه با آبروی نظامی بازی کردند که ریشه در اسلام اصیل و اصالت و وطن‌دوستی عریق ملت بزرگ و با نجابت ما دارد.»

تلاش حکومت برای ارائه روایت ملی‌گرایانه در مقابل جنبش مردمی ایران، در حالی است که اتفاقا این جنبش در سراسر ایران گسترده شده و چهره جنبشی ملی به خود گرفته است. جالب است که ولایتی در این مطلب هرگز اشاره‌ای به خمینی یا خامنه‌ای نمی‌کند و به روشنی کوشیده است دفاعش از حکومت، در چارچوبی ملی‌گرایانه گنجانده شود، و اسلام نیز در حکم یکی از میراث‌های مهم ایرانیان معرفی شده است و جنگ‌های حکومت جمهوری اسلامی در منطقه نیز در راستای ملیت ایران توصیف شده‌اند.

تلاش ولایتی به‌منظور ارائه چهره‌ای ملی‌گرایانه از جمهوری اسلامی در حالی صورت می‌گیرد که اساس این نظام سیاسی بر مفهوم ملیت استوار نیست و بنیان‌گذارانش نه به مفهوم «ملت ایران» بلکه به مفهوم «امت اسلامی» وفادارند. به‌عنوان مثال، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایرانی بودن جزو شروط تصدی مقام «ولایت فقیه» نیست.

در پیوند با این موضوع می‌توان به اظهارات مهدی طائب، رئیس شورای قرارگاه راهبردی عمار، در بهمن ماه سال ۱۳۹۱ اشاره کرد. طائب در آن تاریخ ضمن دفاع از موضع رسمی جمهوری اسلامی در جنگ داخلی سوریه گفت «سوریه استان سی‌وپنجم ایران به‌حساب می‌آید» و اهمیت آن از استان خوزستان نیز بیشتر است.

در عین‌حال مردم معترض ایران در سال‌های اخیر بارها شعار «می‌جنگم، می‌میرم، ایران را پس می‌گیرم» را سر داده‌اند که بازتابی از طرز تلقی افکار عمومی نسبت به موضع جمهوری اسلامی در قبال مفهوم «ملیت» است؛ نکته‌ای که بارها مورد اشاره چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، نیز قرار گرفته است.

ولایتی در بخش دیگری از این مقاله حتی مدعی می‌شود که وقایع اخیر، نشان از حساسیت مردم دارد و به «تراژدی ملی» تبدیل شده است، چون گویا مسئولان هم نمی‌خواهند «چنین وقایع تاسف‌باری در کشور روی دهد.»

ولایتی دبیرکل «مجمع جهانی بیداری اسلامی» است که پس از انقلاب‌های عرب سال ۲۰۱۱ تشکیل شد و هدف از آن، نشر افکار حکومت در مورد مسائل منطقه است. او در ضمن مشاور خامنه‌ای در امور بین‌الملل است و در این سمت، دیدارهایی با چهره‌های مختلف جهانی، از جمله ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهوری روسیه، داشته است. او اخیرا در گفت‌وگو با «اسپوتنیک» گفته بود که تهران و مسکو در مسائل قفقاز جنوبی (منازعه آذربایجان و ارمنستان) «اختلاف نظر اساسی» ندارند، و از همکاری با این کشور در چارچوب «سازمان همکاری شانگهای» خبر داده بود.

نکته دیگر این است که ولایتی به اسپوتنیک گفته بود «هرگونه تعرض به مرزهای یک کشور از سوی کشوری دیگر، منجر به تنش و جنگ می‌شود»، در حالی‌که در جریان تعرض روسیه به اوکراین، تهران با مسکو همکاری نظامی می‌کند و به آن پهپاد داده است.