پنجاهمین سالگرد بازگرداندن جزایر سه‌گانه؛ (بخش دوم) مذاکرات با بریتانیا

  • خشایار جنیدی
  • بی‌بی‌سی
شاه خواهان اعاده جزایر به ایران بود، حتی به قیمت به کارگیری نیروی نظامی

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، شاه خواهان اعاده جزایر به ایران بود، حتی به قیمت به کارگیری نیروی نظامی

هارولد ویلسون، نخست‌وزیر بریتانیا در سال ۱۹۶۸ از خروج نظامیان این کشور از خلیج فارس تا مارس سال ۱۹۷۱ خبر داد.

از این تاریخ بریتانیا دیگر به عنوان قدرت برتر دریایی خلیج فارس عهده‌دار تامین امنیت صادرات روزانه حدود ده میلیون بشکه نفت خام از این آب‌راه به کشورهای غربی نبود و کشورهای جدیدی به جمع ایران، کویت و عربستان سعودی به عنوان کشورهای ساحلی خلیج فارس اضافه می‌شدند.

این‌ها شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس بودند که تا آن تاریخ تحت‌‌الحمایه بریتانیا قرار داشتند. جغرافیای سیاسی خلیج فارس دست‌خوش تحولات مهمی شده بود.

از یک سو شیخ عیسی بن‌سلمان آل‌خلیفه، حاکم بحرین برای کسب استقلال تلاش می‌کرد و از سوی دیگر رهبران شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس برای تشکیل یک اتحادیه سیاسی دست‌به‌کار شده بودند.

شاه ایران هم نگرانی‌هایی داشت و در پی بهره‌برداری از این فرصت مهم بود.

ایران طی سال‌ها با تاکید بر گذشته بحرین، خواهان اعاده حاکمیت تاریخی خود بر این جزیره بود و از طرف دیگر خواهان بازگردانده شدن جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک بود.

جزیره ابوموسی در اختیار حاکم شارجه بود و تنب بزرگ و تنب کوچک در دست حاکم راس‌الخیمه قرار داشتند.

نگرانی دیگر ایران، حفاظت از امنیت خلیج فارس در غیاب بریتانیا و مقابله با تلاش‌های شوروی و متحدان ناصریست و بعثی آن برای استیلا بر آن بود.

این مطلب بخش دوم گزارش‌های بی‌بی‌سی ‌فارسی ÷در مورد پنجاهمین سالگرد بازگرداندن جزایر سه‌گانه به ایران است که با استناد به آرشیو اسناد اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه ایران در آن سال‌ها تهیه شده است.

بخشی از این آرشیو، که به دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا اهدا شده، شامل صورت مذاکرات دیدارهای محمدرضا شاه و مقام‌های ایران با مقام‌های ارشد بریتانیا و شیوخ خلیج فارس است و نکات مهمی را از دیپلماسی دولت ایران در آن سال‌ها به نمایش می‌گذارد.

در این گزارش به مذاکرات ایران و بریتانیا بر سر جزایر سه‌گانه پرداخته می‌شود.

ازهمین مجموعه:

“اعاده مال دزدی”

محمدرضا شاه جزایر سه‌گانه را ”مال دزدی می‌دانست که بریتانیا در اختیار متحدان عرب خود در خلیج فارس ” قرار داده است.

شاه خواهان اعاده جزایر به ایران بود؛ حتی به قیمت به‌کارگیری نیروی نظامی.

این موضوع به‌خوبی در صورت مذاکرات دیدارهای او با مقام‌های بریتانیا و حاکمان شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس دیده می‌شود.

این در حالی است که رویکردش به بحرین مسالمت‌آمیزتر بود.

در گزارش قبلی این مجموعه به سفر گورونوی رابرتس، وزیر مشاور در امور خارجه دولت بریتانیا به تهران در (ژانویه ۱۹۶۸، دی ۱۳۴۶) اشاره شد.

آقای رابرتس که برای بار دوم طی چند هفته به تهران سفر می‌کرد، شاه را از تصمیم هارولد ویلسون، نخست‌وزیر بریتانیا برای خروج نظامیان این کشور از خلیج فارس تا سال ۱۹۷۱ آگاه کرد.

این خبر برای دولت ایران دور از انتظار نبود.

شاه جزایر سه گانه را مال دزدی می دانست که بریتانیا در اختیار متحدان عرب خود در خلیج فارس قرار داده بود
توضیح تصویر،  

پادکست
پادکست

پایان پادکست

حکومت ایران در آن سال‌ها بارها موضوع حقوق خود در بحرین و جزایر ایرانی خلیج فارس را مطرح کرده بود و پیش از آن توانسته بود حاکمیتش را بر جزایر سیری و فارسی اعاده کند.

شاه در واکنش به آقای رابرتس از خروج بریتانیا از خلیج فارس و استقلال شیخ‌نشین‌ها استقبال و بر حقوق ایران در بحرین و جزایر سه‌گانه تاکید کرد.

او در پاسخ به سوال آقای رابرتس که دیدگاه دولت ایران را در این باره جویا شده بود، دو پاسخ مشخص و متفاوت درباره وضعیت بحرین و جزایر سه‌گانه بیان کرد.

شاه با رد اقدام نظامی برای اعاده حاکمیت ایران بر بحرین، تعیین سرنوشت این جزیره به وسیله ساکنان آن را راه‌حل احتمالی دانست.

بنا بر صورت جلسه این دیدار، که به وسیله وزارت خارجه ایران تهیه شده، شاه به آقای رابرتس گفت: ”تصرف و تسخیر این جزیره غیرقابل گفت‌وگوست؛ به دلایل زیاد. ”

زیرا از نظر شاه تامین هزینه سنگین اداره بحرین با توجه به اقلیت ایرانی ساکن آن بسیار مشکل و مایه جریحه‌دار شدن احساسات اعراب بود.

شاه در آن زمان بر این باور بود که نفت بحرین رو به اتمام است؛منابع مروارید آن هم تمام شده و این جزیره اهمیت استراتژیک چندانی ندارد که ارزش لشکرکشی و ایجاد تنش با اعراب داشته باشد.

او می‌خواست با حل مسالمت‌آمیز این موضوع و همراه کرن اعراب با خود، ایران را به قدرت برتر منطقه و حافظ امنیت خلیج فارس و حتی اقیانوس هند تبدیل کند.

اما موضع شاه در رابطه با جزایر سه‌گانه متفاوت بود.

او این جزایر را برای کنترل تنگه هرمز و تسلط بر خلیج فارس حیاتی می‌دانست.

دولت ایران به استناد اسناد تاریخی که بخش مهمی از آن مربوط به مکاتبات دولت بریتانیا و نقشه‌های نظامی آنها بود، جزایر سه‌گانه را بخشی از خاک خود می‌دانست که در اختیار حاکمان خاندان قواسمی بندر لنگه بوده است که به نیابت از حکومت ایران عهده‌دار اداره این مناطق بوده‌اند.

آقای رابرتس در این دیدار به شاه گفت واگذاری جزایر به ایران به وسیله بریتانیا باعث کدورت اعراب می‌شود.

فرانک برینچلی، مدیرکل عربی وزارت امور خارجه بریتانیا، هم سخنان شاه در رابطه با حاکمیت ایران بر جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک را رد کرد.

به گفته آقای برینچلی، جزایر تنب بزرگ و کوچک در ۱۵۰ سال گذشته در اختیار حاکمان خاندان قاسمی راس‌الخیمه بوده است وگاهی اداره آن از طرف این شیخ‌نشین به حاکمان بندر لنگه واگذارشده است.

شاه در پاسخ به آقای برینچلی در سخنانی نشان داد که اگر بریتانیا بر سر جزایر با ایران همکاری نکند،‌ ایران هم در موردبحرین همکاری نخواهد کرد.

این مذاکرات سرآغاز۲۶ ماه گفت‌وگو ایران و بریتانیا بر سر بحرین بود و سرانجام پس از بیش از دو سال به استقلال آن منجر شد.

استقلال بحرین حاصل گفت‌و‌گوهای پیچیده و تلاش‌های دیپلماتیک بین‌المللی بود که باید در مطالب جداگانه بررسی شود.

پافشاری ایران

همزمان مقام‌های ایران و بریتانیا درباره آینده جزایر سه‌گانه، تشکیل فدراسیون به وسیله شیخ‌نشین‌های تحت‌الحمایه بریتانیا و تامین امنیت خلیج فارس هم مذاکره می‌کردند.

این مذاکرات آسان نبود و گاه با تنش‌های جدی همراه می‌شد.

در یک مورد، شاه قصد داشت فرانک برینچلی، مدیرکل عربی وزارت خارجه بریتانیا را که به همراه وزیر مشاور امور خارجه این کشور به دیدارش رفته بود، از دفتر خود بیرون کند.

علت عصبانیت شاه، زیر سوال بردن اصالت اسناد ایران درباره مالکیت جزایر سه‌گانه به وسیله آقای برینچلی بود.

یک بار دیگر تنش بر سر جزایر سه‌گانه باعث شد تا اردشیر زاهدی به همتای بریتانیایی خود هشدار دهد که در صورت ادامه پرواز جنگنده‌های این کشور بر فراز ناوهای ایرانی، ارتش ایران آنها را سرنگون خواهد کرد.

ایران به طور هم‌زمان و موازی در حال مذاکره با کشورهای منطقه هم بود.

تهران در آن سال‌ها شاهد سفرهای دیپلمات‌های ارشد بریتانیا و شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس بود.

این گفت‌وگوها به موازات هم در جریان بودند و بریتانیا اصرار داشت ایران در رابطه با جزایر سه‌گانه با حاکمان راس‌الخیمه و شارجه به توافق برسد.

اما شاه انتظار داشت در ازای مصالحه ایران در بحرین، بریتانیا نیز جزایر سه‌گانه را در اختیار تهران بگذارد.

در صورت جلسات چند دور گفت‌وگو شاه با وزیران بریتانیا یا فرستادگان این کشور، چند نکته به چشم می‌خورد:

الف- تاکید بر ایرانی بودن جزایر سه گانه و غیرقابل تغییر بودن این موضع ایران.

شاه علاوه بر تاکید بر حاکمیت تاریخی ایران بر این جزایر، در اختیار گرفتن آنها را برای امنیت صادرات نفت در تنگه هرمز مهم می‌دانست.

شاه در ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۰، ۲۸ شهریور ۱۳۴۹، در دیدار با ویلیام لیوس، فرستاده ویژه بریتانیا در کاخ نیاوران گفت:‌ ”این جزایر برای ما از نظر سوق‌الجیشی اهمیت دارند. آزادی عبور و مرور در خلیج فارس برای ما حیاتی است. ”

او در ادامه گفت: ”هدف ما تضمین آزادی کشتی‌رانی است. ”

شاه همچنین به آقای لیوس هشدار داد که خط قرمزش درباره جزایر سه‌گانه با بحرین متفاوت است.

شاه گفت:‌ ”تصور نشود ما در این مورد همان رویه‌ای را در پیش می گیریم که در بحرین در پیش گرفتیم. این تصور باطلی است. این دو مساله با هم وجه مشترکی نداشته و از هم جدا هستند. ”

او در این دیدار همانند مذاکرات قبلی هشدار داد در صورت عدم موفقیت گفت‌وگوها، ایران جزایر را با استفاده از نیروی نظامی در اختیار خواهد گرفت.

شاه در دیدار دیگری با ویلیام لیوس در بهمن همان سال گفت: ”شاید باید گذاشت که قاعده «حق با قوی است» بین ما حکم کند. ”

شاه در دیدار با الک هیوم، وزیر امور خارجه بریتانیا هم از قصد ایران برای اشغال نظامی جزایر خبر داده بود.

مقام‌های بریتانیا به شاه تاکید می‌کردند که باید با شیخ‌نشین‌ها به توافق برسد و تنها کاری که از دست بریتانیا بر می‌آید، تلاش برای راضی کردن شیوخ شارجه و راس‌الخیمه و دیگر حاکمان شیخ‌نشین‌های منطقه است.

سرویلیام لیوس نماینده بریتانیا در مذاکرات با ایران بود

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، سرویلیام لیوس نماینده بریتانیا در مذاکرات با ایران بود

مایکل استوارت، وزیر امور خارجه بریتانیا، در ۲۷ مه ۱۹۶۹، ۶خرداد ۱۳۴۸، در دیداری با محمدرضا شاه گفت بریتانیا شیوخ خلیج فارس را تحت فشار خواهد گذاشت تا با ایران مصالحه کنند ” ولی آن را تضمین نمی‌کند. ”

ب- موضع ایران در برابر تشکیل فدراسیون بین شیخ نشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس ::

همزمان با فراهم شدن مقدمات خروج نظامیان بریتانیا از خلیج فارس، ۹ شیخ‌نشین تحت‌الحمایه بریتانیا مذاکراتی را برای تشکیل یک اتحادیه سیاسی در قالب فدراسیون یا کنفدراسیون آغاز کردند.

حضور حاکم بحرین در این گفت‌و‌گوها در حالی که ایران هنوز با بریتانیا بر سر آینده سیاسی این جزیره به توافق نرسیده بود، موجب خشم تهران و مخالفت با تشکیل فدراسیون شد.

شاه حتی به علت این موضوع از کویت، که تسهیل‌کننده نشست بود، به‌شدت انتقاد کرد.

محمد رضا شاه، در دیدار با مایکل استوارت، وزیر امور خارجه بریتانیا در ششم خرداد ۱۳۴۸ گفت:‌ ”اگر موضوع بحرین و چند جزیره حل شود، با تشکیل فدراسیون مشکلی نخواهد داشت. ”

اما پس از توافق بر سر نحوه حل و فصل موضوع بحرین، ایران باز هم موافقت با تشکیل این اتحادیه را به مشخص شدن وضع جزایر موکول کرد.

دنیس رایت، سفیر بریتانیا در تهران به شاه یپشنهاد کرد که ایران فدراسیون را به رسمیت بشناسد ولی همزمان حق مذاکره بر سر جزایر را محفوظ نگه دارد.

این پیشنهاد با مخالفت تند ایران روبرو شد.

شاه در پاسخ گفت:‌ ”اگر اختلاف بر سر جزایر حل نشود و فدراسیون تشکیل شود، آن را شناسایی نمی‌کند و تحریمش خواهدکرد. ”

شاه همچنین در مذاکراتش از تاثیرگذاری لابی عرب بر تصمیمات دولت بریتانیا درباره آینده خلیج فارس شکایت می‌کرد.

شاه در دیدار با آلک هیوم، وزیر امور خارجه بریتانیا در بلژیک در دهم ژوییه ۱۹۷۰، این گلایه خود را این طور بیان کرد: ”گاهی اوقات لابی عرب چنان قوی است که منافع ما فراموش می‌شود. من نمی‌دانم اعراب برای شما چه کاری می‌توانند بکنند؟ ‌آیا اعراب دوستان واقعی شما هستند و می‌توانید روی آنها حساب کنید؟ ”

موضوع دیگری که شاه و وزارت خارجه ایران در این مذاکرات به آن معترض بودند، به کارگیری عنوان ”خلیج عربی ” در رسانه‌های بریتانیا بود.

صورت مذاکرات مقام‌های ایران و بریتانیا نشان می‌دهد که شکایت درباره این موضوع چند بار تکرار شده است.

از جمله اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه ایران در دیدار با گورونوی رابرتس، وزیر مشاور در امور خارجه دولت بریتانیا از این اقدام مطبوعات بریتانیا به‌شدت انتقاد کرد.

آقای زاهدی خطاب به آقای رابرتس گفت:‌ ”موضوعی که گرچه کوچک به نظر می‌رسد ولی بسیار با اهمیت است، استفاده از کلمه جعلی خلیج عربی است و مردم ما می‌گویند این چه اتحادی است که دولت ایران با انگلیسی‌ها دارد. ”

او ادامه داد: ”متاسفانه این کلمه مجعول در زمان ملی شدن نفت اولین بار از طرف مطبوعات شما عنوان شد و اینک گفته می‌شود وزارت خارجه بریتانیا صرفا به ذکر کلمه خلیج اکتفا می‌کند. ”

آقای رابرتس در پاسخ توضیح داد که سیاست وزارت خارجه بریتانیا کاربرد خلیج فارس است ولی تاکید کرد که دولت این کشور کنترلی بر رسانه‌ها ندارد.

از سوی دیگر، مذاکرات ایران با عربستان و کویت و همین طور شیوخ ساحل جنوبی خلیج فارس که همزمان در حال انجام بود، با دست اندازهای مشابهی مواجه شده بود.

در قسمت بعدی این مجموعه، مذاکرات صورت گرفته با شیوخ عرب خلیج فارس، به خصوص مذاکرات پر تنش با شیخ صقر القاسمی، حاکم راس‌الخیمه را بررسی می‌کنیم .