پول، خون، گروگان و دادگاه؛ تاریخچه مختصر نیم قرن خرید تسلیحاتی ایران از بریتانیا

تجارت اسلحه بین دو دولت کاری است بسیار پیچیده، فوق محرمانه، زمان‌بر، پر از پرداخت‌های مسئله‌دار و حتی بسیار خطرناک. در این قراردادها تصمیم‌ها در بالاترین سطوح گرفته می‌شوند، عده بسیار کمی از آن خبر دارند و نظارتی نیست. تقریبا تمام مجریان مردان میانسال هستند، اکثرا با سابقه امنیتی یا نظامی و در اغلب موارد مرموز و در سایه.

این قراردادها برای فروشنده این خطر را دارد که خریدار زیرش بزند -مثل خرید تانک‌های چیفتن، و برای خریدار این خطر را دارد که جنس گران و نامرغوب دریافت کند- مثل موشک‌های آمریکایی TOW که اسرائیل به ایران داد.

در این قراردادها نظارتی در کار نیست، کمتر کسی حاضر است حرفی درباره‌شان بزند، جزئیات بسیاری از آنها هیچگاه فاش نمی‌شود، فقط گاهی افشاگری یا درز اطلاعات باعث رسوایی و کنار رفتن گوشه پرده می‌شود. بیشتر مواقع دهه‌ها بعد، کمی از ماجراها مطلع می شویم، خیلی وقت‌ها اصلا نمی‌شنویم.

تجارت اسلحه در هر دو طرف شغل ایجاد می‌کند، یک طرف کارگر و کارمند، در طرف دیگر سرباز و پیکارجو. هر کدام رزق خود می‌برند تا وقتی که از این کالا استفاده شود، آن وقت به قیمت جان تمام می‌شود و ویرانی. خریدار مشتاق می‌خواهد از خودش دفاع کند، فروشنده هم به این احترام می‌گذارد که خریدار توسعه نظامی را به توسعه‌های دیگر الویت بدهد. سلاح وقتی هست بالاخره زمانی به کار می‌رود و وقتی به کار رود برای یک طرف جنگ است برای دیگری دفاع. در هر دو حال نتیجه یکی است، خون و خرابی و افتخار. هر دو طرف شهید و قهرمان دارند.

این گزیده‌ای است از آنچه در پنجاه سال اخیر در رابطه ایران و بریتانیا اتفاق افتاده از منظر تجارت اسلحه، بر اساس آنچه تا به حال روشن شده است. در این مدت ایران جنگی را تجربه کرد که هزاران هزار قربانی گرفت و ویرانی وسیع به بار آورد و هنوز مردم دو طرف از زخمی که جسم و روح‌شان دیده در رنجند و بعد از آن یکی از طولانترین نبردهای حقوقی بین‌المللی در تاریخ ایران درگرفت که هنوز به پایان نرسیده است.

You may also like...

perabet film izle elektronik sigara