احکام تازه منتسب به مجتبی خامنهای برای فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر بازگرداندن حسین طائب به یکی از مهمترین مناصب سپاه پاسداران، از یک تغییر ساختاری مهم در نیروهای مسلح ایران پرده برداشت: ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء که در صورت تکمیل، میتواند ساختار فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی ایران را پس از کشته شدن شمار زیادی از فرماندهان ارشد آن در جنگهای یک سال اخیر، تغییر دهد.
رسانههای دولتی ایران اعلام کردهاند که مجتبی خامنهای روز دوشنبه ۱۹ مرداد علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء را به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کرد و در حکم او خواستار «تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا» شد. روندی که به ادعای او، تصمیمگیری درباره آن در دوره رهبری پدرش آغاز شده بود.
با این حال برخلاف رویه گذشته، فرد دیگری برای جانشینی عبداللهی در فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء معرفی نشد. این موضوع در کنار عبارت صریح «تکمیل روند ادغام» نخستین نشانه مهم از آن است که ممکن است قرارگاه خاتمالانبیاء در شکل فعلی خود بهعنوان یک فرماندهی مستقل باقی نماند و بخشهای عملیاتی آن در ساختار جدید ستاد کل ادغام شوند.
اما این دو نهاد تاکنون چه تفاوتی با یکدیگر داشتند؟
ستاد کل نیروهای مسلح بالاترین نهاد نظامی جمهوری اسلامی ایران زیر نظر «فرمانده کل قوا» محسوب میشود که برخلاف ارتش و سپاه، یک نیروی رزمی مستقل با یگانهای میدانی نیست و وظیفه اصلی آن سیاستگذاریهای دفاعی کلان، برنامهریزی، هماهنگسازی و نظارت بر مجموعه نیروهای مسلح، از جمله ارتش، سپاه پاسداران و فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است.
به بیان سادهتر، ستاد کل قرار بود «مغز مدیریتی» نیروهای مسلح باشد که راهبردهای کلان را تدوین و فعالیت سازمانهای نظامی را با یکدیگر هماهنگ میکند، اما قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء ماهیتی عملیاتیتر دارد و نباید آن را با قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، بازوی اقتصادی و پیمانکاری سپاه، یا قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا اشتباه گرفت.
ریشه این قرارگاه به جنگ ایران و عراق بازمیگردد. رسانههای حکومتی نیز آن را مهمترین قرارگاه مشترک نیروهای مسلح معرفی کردهاند که در زمان جنگ در رأس نیروهای ارتش و سپاه قرار میگیرد. ماموریت اصلی آن طراحی، هماهنگی و هدایت عملیات مشترک است. یعنی همان جایی که تصمیمهای کلان نظامی باید به دستورهای عملیاتی برای نیروهای زمینی، دریایی، هوایی و موشکی تبدیل شوند.
در نتیجه، تا پیش از ادغام، نوعی تقسیم کار میان این دو ساختار وجود داشت. ستاد کل مسئول سیاستگذاری و هماهنگی کلان بود و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء نقش «اتاق جنگ» و فرماندهی عملیاتی را ایفا میکرد.
اهمیت این تفکیک در دوره جنگ بیشتر مشخص میشود. فرمانده قرارگاه خاتمالانبیاء میتواند عملیات مشترک ارتش و سپاه را هماهنگ کند و قرارگاههای منطقهای و عملیاتی نیز در زنجیره فرماندهی جنگی با این مرکز ارتباط داشته باشند. به همین دلیل، غلامعلی رشید که از سال ۱۳۹۵ فرماندهی قرارگاه را برعهده داشت، یکی از مهمترین اهداف اسرائیل در آغاز جنگ ۱۲ روزه بود. پس از کشته شدن رشید و سپس علی شادمانی، که تنها چند روز پس از جانشینی رشید هدف حمله اسرائیل قرار گرفت، علی عبداللهی در شهریور ۱۴۰۴ رسما فرمانده این قرارگاه شد.
کیومرث حیدری نیز که از آذر ۱۴۰۴ جانشین فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء بود، اکنون به جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شده است. انتقال همزمان عبداللهی و حیدری از دو مقام نخست قرارگاه خاتمالانبیا به دو مقام نخست ستاد کل، نشانه دیگری از تبدیل این دو ساختار به یک مرکز فرماندهی واحد است.
تحولات نظامی ماههای اخیر احتمالا اهمیت قرارگاه را بیش از گذشته افزایش داده است. پس از کشته شدن عبدالرحیم موسوی در حملات ۹ اسفند و خالی ماندن ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، عبداللهی عملا به یکی از مهمترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شد و در جریان جنگ و دورههای آتشبس نیز بارها در موضوعاتی مانند تنگه هرمز موضعگیری کرد.
ادغام دو نهاد، اکنون میتواند همین وضعیت اضطراری را به یک ساختار دائمی تبدیل کند
مهمترین نتیجه چنین تغییری کوتاهتر شدن زنجیره فرماندهی است. در ساختار قبلی، میان سطح سیاستگذاری و نظارت ستاد کل و سطح طراحی و اجرای عملیات قرارگاه خاتمالانبیاء تفکیک سازمانی وجود داشت. با ادغام این دو، رئیس ستاد کل میتواند همزمان بر برنامهریزی راهبردی و فرماندهی مشترک عملیات تسلط داشته باشد.
این الگو میتواند سرعت تصمیمگیری در شرایط جنگی را افزایش دهد و اختلاف یا موازیکاری میان ارتش، سپاه و قرارگاههای مختلف را کم کند. موضوعی که پس از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل و کشته شدن پیدرپی فرماندهان ارشد، برای ساختار نظامی جمهوری اسلامی ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در مقابل، تمرکز بیشتر فرماندهی یک آسیبپذیری تازه نیز ایجاد میکند. یکی از درسهای جنگهای اخیر برای جمهوری اسلامی، خطر تمرکز فرماندهان و مراکز تصمیمگیری بود. کشته شدن چند نسل از فرماندهان ارشد در فاصلهای کوتاه نشان داد که هدف قرار گرفتن رأس زنجیره فرماندهی میتواند بهسرعت به اختلال در سطوح پایینتر منجر شود. ادغام دو مرکز اصلی فرماندهی در کنار افزایش سرعت تصمیمگیری، ممکن است وابستگی ساختار نظامی به یک مرکز فرماندهی واحد را نیز افزایش دهد.
انتخاب علی عبداللهی برای اجرای این تغییر هم معنادار است. او تجربه حضور در هر دو سوی ساختار را دارد، زیرا پیشتر جانشین هماهنگکننده ستاد کل نیروهای مسلح بوده و سپس فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء را برعهده گرفته است. به این ترتیب، فرماندهای که طی ماههای گذشته مسئول هدایت اتاق جنگ جمهوری اسلامی ایران بود، اکنون مامور ادغام همان ساختار عملیاتی در عالیترین نهاد نظامی کشور شده است.
هنوز جزئیات سازمان جدید، نحوه تقسیم معاونتها و سرنوشت عنوان «قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء» اعلام نشده است، بنابراین نمیتوان گفت این قرارگاه رسما منحل خواهد شد یا با حفظ نام، به بخشی از ستاد کل تبدیل میشود. با این حال، صادر نشدن حکم برای فرمانده جدید قرارگاه و تاکید همزمان بر «تکمیل ادغام» احتمال پایان فعالیت مستقل آن را تقویت میکند.
در صورت تحقق کامل این طرح، جمهوری اسلامی ایران عملا به سمت ایجاد یک مرکز واحد برای سیاستگذاری، هماهنگی و فرماندهی جنگ حرکت خواهد کرد؛ تغییری که به نظر میرسد بیش از آنکه یک اصلاح اداری باشد، نتیجه مستقیم تجربه جنگهای اخیر، کشته شدن پیدرپی فرماندهان و تلاش برای بازسازی زنجیره فرماندهی نیروهای مسلح پیش از آغاز احتمالی دور بعدی درگیریهای نظامی باشد.