گسترش فقر، کمبود و گرانی بنزین، افزایش چندصد میلیون تومانی قیمت موتور سیکلت و جهش شاخص فلاکت که از مجموع نرخ تورم و بیکاری به دست میآید، دست به دست هم دادهاند تا شغلی با عنوان «پیک پیاده» بیش از گذشته در ایران، بهویژه تهران رواج پیدا کند.
پیک پیاده به افرادی گفته میشود که سفارشها و محمولههای مشتریان، شرکتها و کسبه را به صورت پیاده از مبدا به مقصد میرسانند. هرچند این شغل، پدیدهای جدید نیست و در گذشته نیز در محدودههایی مانند بازار تهران وجود داشت، گزارشهای میدانی و افزایش معنادار آگهیهای استخدام نشان میدهد که فعالیت پیکهای پیاده از شکل مرسوم آن در گذشته فراتر رفته است. آنها اکنون برای رساندن محمولهها به نقاط مختلف شهر، بخشی از مسیر را پیاده طی میکنند و برای مسافتهای طولانیتر نیز سوار اتوبوس و مترو میشوند.
جستوجو در آگهیهای کاریابی نشان میدهد که تقاضا برای استخدام «پیک پیاده» افزایش یافته است. این آگهیها به یک صنف یا محدوده مشخص محدود نیستند و طیف متنوعی از مشاغل، از فروشگاههای قطعات موبایل و آهنفروشیها گرفته تا رستورانها و مراکز توزیع غذا را در بر میگیرند. وجه مشترک بسیاری از آنها، ساعتهای کاری طولانی، محدودیت سنی، تحویل تعداد مشخصی سفارش و البته دستمزدی است که تناسبی با فشار کاری و هزینههای زندگی ندارد.
در یکی از آگهیها، برای کار از ساعت هشت صبح تا پنج عصر، دستمزدی بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان پیشنهاد شده که بسته به توانایی فرد هم میتواند متغیر باشد. آگهی دیگری به فروشگاه قطعات موبایل در محدوده تجریش مربوط است که برای فعالیت از ساعت ۱۰:۳۰ صبح تا ۸:۳۰ شب، با تعطیلی روزهای جمعه، حقوق ماهانه ۲۰ میلیون تومان در نظر گرفته است.
در محدوده بازار تهران نیز کارفرمایی برای پنج ساعت کار، از ساعت ۱۲ تا ۱۷، به دنبال پیک پیاده زیر ۳۰ سال است. دستمزد این کار روزانه ۶۰۰ هزار تومان به همراه ناهار اعلام شده و تسویهحساب نیز در پایان هر روز انجام میشود.
در آگهی دیگری، متقاضی باید با محدوده چهلتن، آهنگران و کلانتری آشنایی داشته باشد و هنگام مراجعه کارت ملی همراه ببرد. کارفرما با تاکید بر اینکه پیک باید روزانه دستکم ۲۰ فیش یا سفارش را تحویل دهد، نوشته است که روزهای کاری از شنبه تا پنجشنبه است و فقط جمعهها و تعطیلات رسمی تعطیل خواهد بود.
یک مجموعه توزیع غذا نیز برای تحویل سفارش به ساختمانهای اداری اطراف خود پیک پیاده استخدام میکند. ساعت کاری این موقعیت از ۹ صبح تا شش عصر است. اما حقوق ماهانه آن تنها ۱۵ میلیون تومان اعلام شده است.
در نمونهای دیگر، کارفرما به دنبال نیروی مرد ۱۵ تا ۲۵ ساله برای فعالیت از ساعت هشت صبح تا هفت شب، شش روز در هفته است. برخورداری از گواهی عدم سوءپیشینه و «ظاهر آراسته و موجه» از شروط استخدام عنوان شده است. دستمزد این کار بین ۱۷ تا ۲۰ میلیون تومان متغیر است.
بررسی این آگهیها نشان میدهد که عنوان «پیک پیاده» میتواند موارد مختلفی مانند جابهجایی قطعات، اسناد، غذا و سفارش مشتریان را شامل میشود. ضمن اینکه نزدیکبودن مقصد به معنای سبک بودن کار نیست؛ برخی پیکها باید روزانه دهها سفارش را در ساعتهای طولانی جابهجا کنند، بیآنکه از وسیله نقلیه یا دستمزدی متناسب با تورم برخوردار باشند. نکته قابل اهمیت اینکه برخی از این افراد برای رسیدن به مقصد باید گاهی محمولههای سنگین را با اتوبوس و مترو جابهجا کنند.
پیکهای پیاده در سراسر تهران
فعالیت پیکهای پیاده دیگر به بازار تهران یا چند محدوده تجاری خاص محدود نیست. گزارشهای میدانی و آگهیهای استخدام نشان میدهند که این افراد اکنون در نقاط مختلف شهر، از بازار و محلههای مرکزی گرفته تا تجریش و مناطق شرقی و غربی تهران، سفارشها و محمولهها را با پای پیاده یا با استفاده از مترو و اتوبوس جابهجا میکنند.
وبسایت خبر فوری در گزارشی درباره گسترش این شغل، روایت برخی پیکهای پیاده و کسبه بازار تهران را منتشر کرده است. حسین که مدتی در بازار به این کار مشغول بوده، میگوید زمانی که در بازار مواد شیمیایی ناصرخسرو کار میکرد، به دلیل نداشتن خودرو و موتورسیکلت، برخی کسبه برای کمک به او محمولههایشان را به دستش میسپردند: «بعضی وقتها کسبه بازار برای حمایت از من، بارشان را میدادند تا به مقصد برسانم و پولی به دست بیاورم. یک کیسه یا بسته را برمیداشتم و با مترو به ترمینال جنوب میرساندم تا از طریق باربری به شهرستان فرستاده شود. یک برگه پیک هم درست کرده بودم تا هنگام تحویل بار بتوانم کرایهام را از باربری بگیرم.»
حسام، یکی دیگر از کارگران بازار تهران، پس از خرابشدن موتورسیکلتش ناچار شده است به پیک پیاده تبدیل شود. او میگوید برخی کسبه محمولههایی را که برای تحویلشان عجلهای ندارند به او میسپارند تا با مترو و اتوبوس به مقصد برساند. با این حال، همه این محمولهها کالاهای عادی و بیخطر نیستند: «بعضی از این باربردنها خطرناک است. برخی کالاها مواد شیمیایی و دارویی هستند که در ناصرخسرو فروخته میشوند. حمل این مواد در مترو و اتوبوس شلوغ خطرناک است، اما چه کنم؟ چارهای ندارم؛ باید خرج خانوادهام را بدهم.»
علی، یکی از کسبه بازار، رواج پیکهای غیرموتوری را نتیجه همزمان افزایش فقر و بالارفتن هزینه ارسال کالا میداند. به گفته او، بسیاری از کارگران دیگر توان خرید یا حتی اجاره موتورسیکلت را ندارند و برخی کسبه نیز از عهده هزینه پیک موتوری برنمیآیند: «وضع بازار خراب است. فقر باعث شده خیلیها حتی توان خرید یا اجاره موتور را نداشته باشند. به همین دلیل پیکهای غیرموتوری رایج شدهاند. کسبه، کالاهایی را که تحویلشان فوری نیست به کارگران میدهند تا با فرصت به مقصد برسانند و آنها هم پول مختصری به دست بیاورند.»
با در نظر گرفتن این روایتها و دیگر گزارشهای میدانی میتوان گفت گسترش معنادار شغل پیک پیاده در تهران محصول نیاز دو گروه است: کارگرانی که توان تهیه یا نگهداری موتورسیکلت را از دست دادهاند و کسبهای که برای کاهش هزینههای خود به نیروی ارزانتر روی آوردهاند.
هزینههای سرسامآور خرید و نگهداری وسیله نقلیه
افزایش شدید قیمت موتورسیکلت و هزینههای نگهداری آن، ورود به شغل پیک موتوری را برای بسیاری از جویندگان کار دشوار و حتی ناممکن کرده است. برخی از کسانی که پیشتر میتوانستند با خرید، اجاره یا تعمیر یک موتورسیکلت از راه جابهجایی کالا درآمد کسب کنند، اکنون همان موتورها را هم از دست دادهاند و ناچار شدهاند همان کار را با پای پیاده و استفاده از مترو و اتوبوس انجام دهند.
روایتهای منتشرشده از فعالان این بازار، از جهش قیمتها طی ماههای اخیر حکایت دارد. یکی از آنها میگوید قیمت موتورسیکلت در مقایسه با شش ماه قبل سه برابر شده است. شهروند دیگری با مقایسه قیمت یک مدل مشابه نوشته است: «سال ۱۳۹۸ یک موتورسیکلت را ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خریدم؛ امروز همان موتور به ۳۲۰ میلیون تومان رسیده است.»
دادههای فعالان صنفی نیز اصل جهش قیمتها و سقوط قدرت خرید را تایید میکنند. در همین زمینه اصغر فرضیپور، رئیس اتحادیه فروشندگان و واردکنندگان دوچرخه و موتورسیکلت تهران، به خبرگزاری ایسنا گفته است قیمتها تنها از ابتدای سال بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافتهاند.
به گفته او، افزایش نرخ ارز، رشد هزینههای تولید، خدمات عمومی و دستمزدها موجب شده است قیمت ارزانترین موتورسیکلتهای تجاری به حدود ۲۷۰ میلیون تومان برسد و دیگر موتورسیکلتی با قیمت کمتر از ۲۵۰ میلیون تومان در بازار وجود نداشته باشد.
او با اشاره به سقوط شدید قدرت خرید مردم افزود مصرفکنندگان ناچار به سمت موتورسیکلتهای مستعمل سوق پیدا کردهاند: «در گذشته با ۴۰۰ میلیون تومان امکان خرید چند موتورسیکلت وجود داشت، اما امروز با همین مبلغ بهسختی میتوان یک موتورسیکلت مناسب خریداری کرد.»
مشکل تنها به هزینه خرید محدود نمیشود. تعمیرات، قطعات یدکی، استهلاک و تعویض روغن نیز به هزینهای سنگین برای پیکها تبدیل شده است. یکی از موتورسواران میگوید برای تعویض یک لیتر روغن موتورسیکلت یکونیم میلیون تومان پرداخت میکند. افزایش این هزینهها سبب شده است حتی نگهداری موتورسیکلتهای قدیمی و مستعمل نیز برای بسیاری از کارگران صرفه اقتصادی نداشته باشد.
در چنین شرایطی، موتورسیکلتی که زمانی ابزاری نسبتا ارزان برای ورود به بازار کار و کسب درآمد بود، خود به سرمایهای دور از دسترس تبدیل شده است. حاصل این وضعیت، حذف تدریجی گروهی از کارگران از شغل پیک موتوری و گسترش پیکهای پیادهای است که بدون وسیله نقلیه، محمولههای فروشگاهها و کسبه را در سطح شهر جابهجا میکنند.
اما حتی این چرخه نیز پایان ماجرا نیست. دادههای غیررسمی و روایتهای میدانی از شکلگیری نوعی کوچ اجباری در میان رانندگان و پیکها حکایت دارند. درحالیکه بخشی از موتورسواران پس از خرابی یا فروش وسیله نقلیه خود به پیک پیاده تبدیل شدهاند، برخی از کسانی که پیشتر با خودرو مسافرکشی میکردند یا در تاکسیهای اینترنتی فعال بودند نیز به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای سوخت، تعمیرات، قطعات و نگهداری خودرو مجبور شدهاند وسیله نقلیهشان را از خودرو به موتورسیکلت تغییر دهند. این افراد اکنون بهعنوان پیک موتوری در سطح شهر فعالیت میکنند.
آمار دقیقی از تعداد افرادی که در این چرخه جابهجا شدهاند وجود ندارد، اما مسئله قابل توجه این است که در شرایط کنونی اقتصادی هر کدام از این افراد چنانچه خودرو یا موتورسیکلت خود را بفروشند یا بودجه تعمیر آن را نداشته باشند، چنان از تورم عقب میمانند که خرید دوباره همان وسیله نقلیه ظرف مدت کوتاهی برای آنان به رویا تبدیل میشود.