رویکردها به چشمانداز ایرانِ ملتهب در این روزها گوناگون است. گروهی از تحلیلگران نسبت به سرنوشت این تحولات محتاطانه خوشبین هستند، در حالی که گروهی دیگر آشکارا به نتیجهٔ آن بدبین هستند.
آیا این دور تازهٔ اعتراضات که از هفتم دی در شهرهای کوچک و بزرگ ایران در جریان است، لزوماً به دموکراسی منجر میشود؟ یا تاریخ، ساختار قدرت و مداخلهٔ بازیگران داخلی و خارجی، مسیر دیگری را رقم خواهد زد؟
در گفتوگو با مایکل روبین، پژوهشگر ارشد اندیشکدهٔ «امریکن اینترپرایز» و از تحلیلگران باسابقه در امور ایران، تلاش کردهایم به این پرسشها پاسخ دهیم.
آقای روبین با ارجاع به تجربهٔ انقلاب مشروطه، تحولات سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۵۷، و همچنین نمونههای معاصر مانند ونزوئلا، استدلال میکند که دموکراسی در ایران «لزوماً نزدیک نیست».
او همچنین بر نقش نیروهای ضددموکراتیکِ مجهز، ساختار امنیتی سپاه پاسداران، شکافهای رهبری در اپوزیسیون، و محاسبات متغیر واشینگتن تأکید دارد.
آقای روبین شما در تازهترین تحلیل خود هشدار میدهید که «احتمالاً دموکراسی در ایران نزدیک نیست». چرا؟
دلیل اینکه دموکراسی در دسترس نیست، صرفاً این است که نیروهای زیادی در داخل ایران وجود دارند که میخواهند مانع آن شوند؛ نیروهایی که میخواهند مانع دموکراسی شوند، در حال حاضر منابع بسیار بهتری دارند و احتمالاً تسلیحات بسیار بهتری نیز خواهند داشت. تاریخ نیز یک عامل است. وقتی به دورههایی از تاریخ ایران نگاه میکنیم، اولین و مهمترین مقطع، یعنی انقلاب مشروطه در دورهٔ مظفرالدین شاه، شاهد وضعیتی هستیم که سالها طول کشید تا نیروهای دموکراسیخواه به پیروزی برسند. و قبل از اینکه بتوانند این کار را انجام دهند، مجبور شدند با یک ضدانقلاب سازمانیافته روبرو شوند که توسط محمدعلی شاه سازماندهی شده بود.
آیا این چیزی که در ایران میبینیم یک انقلاب است؟
ممکن است باشد. هر زمان که بازار تهران بسته میشود، این تحول یک اعتراض عادی را به چیزی بسیار مهمتر تبدیل میکند. انقلاب مشروطه هم با تعطیلی بازار تهران آغاز شد. سپس در طول سالهای ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳، وضعیت مصدق با تعطیلی بازار تهران مشخص شد. سپس در سال ۱۹۷۸، زمانی که روزنامهٔ اطلاعات چیزی را به خمینی نسبت داد، زمانی مقاومت مردمی به صورت واقعی آغاز شد که بازار تهران در اعتراض تعطیل شد. نکتهٔ مهمی که باید در مورد بازار تهران درک کرد این است که بسیار محافظهکار و مذهبی است. به نظرم آنچه اکنون میبینیم یک حرکت اعتراضی است که اگر نگوییم بازار آن را هدایت میکند اما دستکم جرقه آن را زده؛ آن هم توسط افرادی که رهبر جمهوری اسلامی زمانی معتقد بود که هواداران او هستند.