رویترز در برآورد وضعیت، شش ماه پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در ایران مینویسد: جنگ ایران به مرحله نهایی خود رسیده است: یک بنبست پرهزینه.
به نوشته رویترز، شش ماه پس از آنکه نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به ایران حمله کردند و رهبر جمهوری اسلامی را کشتند و پسر و جانشینان او را مجروح کردند، حکومت ایران زیر محاصره اقتصادی قرار گرفته است، اما همچنان قدرت را در دست دارد و معتقد است زمان به نفع آن است.
تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، برای اعمال تحریمهای فلجکننده جدید علیه ایران با یک مشکل اساسی روبهروست: تهران روی این حساب میکند که ترامپ آخرین گام برای شکستن این بنبست را برنخواهد داشت؛ یعنی اجرای شدید و تهاجمی تحریمهای ثانویه علیه کشورهایی که اقتصاد ایران را سرپا نگه داشتهاند، که در رأس آنها چین و هند قرار دارند.
اقدامات جدید واشنگتن که روز دوشنبه اعلام شد، مرحله تازهای از درگیری را که از نهم اسفند آغاز شده، رقم میزند و میدان نبرد را از موشکها و حملات هوایی به سمت درآمدهای نفتی، بانکها و شرکای تجاری ایران منتقل میکند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته است ایالات متحده شریانهای مالی حیاتی اقتصاد ایران را قطع خواهد کرد. همزمان، یک محاصره دریایی به رهبری آمریکا صادرات نفت ایران و دسترسی تهران به ارزهای خارجی را محدود کرده است.
بسنت هنگام اعلام تحریمها به عملیات پیاده شدن نیروهای متفقین در فرانسه در سال ۱۹۴۴ در جریان جنگ جهانی دوم، موسوم به «روز دی»D-Day، اشاره کرد.
محاصره و تحریمها
مایکل نایتس، رئیس بخش پژوهش در موسسه مشاوره راهبردی هورایزن اِنگیج در نیویورک، گفت محاصره ممکن است پیامدهایی مهمتر از خود تحریمها داشته باشد، زیرا چالش فوری ایران دیگر این نیست که چگونه فشار اقتصادی را تحمل کند، بلکه این است که چگونه از این فشار خارج شود.
به گفته او، تهران دهههاست خود را با تحریمها وفق داده و کارزارهای قبلی «فشار حداکثری» را نیز بدون تغییر رفتار خود پشت سر گذاشته است.
او افزود افزایش فشار اقتصادی ممکن است انگیزه ایران را برای بالا بردن هزینه رویارویی برای دشمنانش بیشتر کند؛ از جمله با اعمال فشار بر کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، تا واشنگتن را به سمت یک راه خروج دیپلماتیک سوق دهند.
نایتس گفت ایران ممکن است بیش از پیش از الگویی که متحدان حوثی آن در دریای سرخ به کار گرفتهاند، پیروی کند: حملات دورهای، مذاکرات مقطعی و کارزار طولانیمدت ایجاد اختلال، بدون ورود به یک جنگ تمامعیار.
این اقدامات بالقوه میتواند کشتیرانی، بنادر، زیرساختهای انرژی یا دیگر داراییهای حیاتی را هدف قرار دهد تا ادامه درگیری برای کشورهای خلیج فارس بهطور فزایندهای پرهزینه و غیرقابل تحمل شود.
واشنگتن این ارزیابی را رد میکند و میگوید توازن قدرت به نفع آمریکا است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در پاسخ به پرسشهای رویترز برای تهیه این گزارش گفت: «اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد است و توان نظامی حکومت بهشدت نابود شده است. رئیسجمهوری ترامپ همه اهرمها را در اختیار دارد و ما در حال قطع کردن تمام شریانهای مالی باقیمانده حکومت هستیم.»
واکنش مقامهای تهران
مقامهای حکومت ایران راهبرد آمریکا را تکرار همان رویکردی میدانند که به گفته آنها «پیشتر شکست خورده است.»
یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت کشورهایی مانند چین صرفا برای تامین منافع آمریکا همکاری خود با ایران را متوقف نخواهند کرد.
برخی تحلیلگران سیاسی میگویند این راهبرد با یک ضعف عمیقتر نیز مواجه است: از کره شمالی گرفته تا روسیه و خود ایران، تحریمها بهندرت حکومتها را وادار کردهاند اهدافی را که آنها برای بقای خود حیاتی میدانند کنار بگذارند.
این مقام ارشد ایرانی گفت تهران معتقد است هدف گستردهتر واشنگتن این است که نارضایتی داخلی را تشدید کند، به این امید که فشار اقتصادی در نهایت به ناآرامی سیاسی تبدیل شود.
او گفت: «اگر فشار افزایش پیدا کند، رویکرد ایران هم تغییر خواهد کرد.»
تهدید اعتتراضان مردمی برای رهبران حکومت ایران
برای حاکمان ایران، بزرگترین تهدید ممکن است خود فشار اقتصادی نباشد؛ بلکه خطر آن است که تشدید مشکلات اقتصادی بار دیگر به ناآرامیهای گسترده منجر شود؛ موضوعی که منابع مطلع و یک مقام ایرانی در گفتگو با رویترز درباره آن هشدار دادهاند.
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه در ماه ژوئیه به ۶۶ درصد رسید و قیمتهای مصرفکننده نسبت به یک سال قبل ۸۷.۹ درصدافزایش یافت. قیمت مواد غذایی نیز در مقایسه با سال گذشته ۱۲۸ درصد افزایش داشت.
نارضایتیهای اقتصادی در سالهای اخیر بارها به اعتراضهای سراسری در ایران منجر شده است. در ماه ژانویه، اعتراضها در واکنش به مشکلات اقتصادی توسط سپاه پاسداران و نیروهای بسیج سرکوب شد و هزاران نفر کشته شدند.
به گفته یک مقام اصلاحطلب پیشین، انتصاب حسین طائب، یکی از چهرههای اصلی طراحی سرکوبهای پیشین، به ریاست بسیج در ماه جاری یکی از روشنترین نشانهها تا امروز از نگرانی حکومت درباره احتمال بازگشت ناآرامیها بوده است.
بسیج، بارها برای سرکوب اعتراضها به کار گرفته شده است.
این وضعیت یک تناقض اساسی در راهبرد واشنگتن را نشان میدهد: تحریمها ممکن است خسارت اقتصادی ایران را افزایش دهند، بدون آنکه حاکمان این کشور را وادار به تغییر مسیر کنند.
مقامات جمهوری اسلامی در گذشته ناآرامیهای داخلی را با سرکوب پاسخ داده و در برابر فشار خارجی نیز به تهدید به اقدامات تلافیجویانه در خارج از کشور روی آورده است.
«بنبستی خطرناک»
برای کشورهای خلیج فارس، تصمیمگیری در این شرایط بهویژه دشوار است.
آنها فشار اقتصادی و دیپلماتیک را به دور تازهای از جنگ ترجیح میدهند، اما از نتیجهای نگران هستند که به ایران اجازه دهد پیروزی خود را اعلام کند و در عین حال توانایی ایجاد اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز را حفظ کند.
تنگه هرمز یک مسیر حیاتی برای انتقال نفت در جهان است که تهران عملا آن را مسدود کرده و همین مسئله موجب افزایش قیمت جهانی نفت شده است.
عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج فارس مستقر در عربستان سعودی، گفت دولتهای کشورهای خلیج فارس قانع نشدهاند که تحریمها بهتنهایی بتوانند رفتار ایران را بهسرعت تغییر دهند؛ بهویژه با توجه به مقاومت حکومت و توانایی آن در حفظ کنترل داخلی.
او گفت تغییر سیاسی قابلتوجه یا فروپاشی رهبری جمهوری اسلامی احتمالا بهسرعت اتفاق نخواهد افتاد.
اگر مذاکرات میانجیگریشده به پیشرفتی منجر نشود، نتیجه میتواند یک بنبست خطرناک باشد.
واشنگتن میخواهد ایران اهرم فشار خود بر تنگه هرمز را کنار بگذارد، بدون آنکه به تهران نقشی در مدیریت این آبراه بدهد.
ایران میخواهد محاصره دریایی آمریکا برداشته شود، بدون آنکه چنین اقدامی به معنای تسلیم شدن تهران تلقی شود.
و کشورهای خلیج فارس میخواهند درگیری مهار شود، بدون آنکه ایران از آن بهعنوان پیروز بیرون بیاید.