Scroll Top

شاهزاده رضا پهلوی: ایران آماده گذار دموکراتیک است

Screen Shot 2026-01-06 at 4.13.00 PM

* این دیدگاه شاهزاده رضا پهلوی در روزنامه واشنگتن‌پست منتشر شده است.*

با آغاز سال ۲۰۲۶، ایران در آستانه یک دگرگونی‌ ژرف قرار دارد. در سراسر کشور، از بازار بزرگ تهران گرفته تا شهرها، شهرک‌ها و روستاهای دور از پایتخت، ایرانیان جان خود را به خطر می‌اندازند تا آینده‌شان را پس بگیرند. پیام آنان روشن و بی‌ابهام است: جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و پس از نزدیک به ۴۷ سال، کشور خواهان آزادی است.

شجاعت این زنان و مردان، چیزی بیش از همدردی می‌طلبد. این شجاعت نیازمند شفافیت، آمادگی و رهبری مسئولانه است؛ هم در داخل ایران و هم در میان کسانی که بر معادلات جهانی اثر می‌گذارند. زیرا آزادی ایران تنها به معنای بازگرداندن کرامت به ایرانیان نخواهد بود؛ بلکه چنان فایده‌ای برای صلح جهانی به همراه خواهد داشت که ابعاد آن به‌سختی قابل تصور است.

از همین رو، من از حمایت روشن و قاطع دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از مردم ایران استقبال می‌کنم. پیام او مبنی بر اینکه ایالات متحده در کنار آزادی‌خواهان ایستاده و نه در کنار رژیمی که ترور و بی‌ثباتی صادر می‌کند، در داخل ایران پژواک عمیقی داشته است. برای معترضانِ در معرض زندان، شکنجه یا مرگ، دانستن اینکه تنها نیستند، اهمیت حیاتی دارد. و برای رژیم، این یک یادآوری است مبنی بر اینکه دیگر با ارعاب نمی‌توانند بقایشان را تضمین کنند. ما نمونه این واقعیت را در ونزوئلا دیده‌ایم.

امروز جمهوری اسلامی ایران ضعیف‌تر و متفرق‌تر از هر زمان دیگری از سال ۱۳۵۷ تاکنون است. واکنش رژیم به اعتراضات مسالمت‌آمیز اعم از بازداشت‌های گسترده، اعدام‌ها و سرکوب، نشان‌دهنده ترس رژیم است. بنا بر گزارش سازمان‌های حقوق بشری، تنها از ژانویه تا اوایل دسامبر سال گذشته دست‌کم ۱۵۰۰ اعدام صورت گرفته که افزایشی چشمگیر نسبت به سال ۲۰۲۴ است. ایرانیان باورمند به مسیحیت، یهودیت و بهائیت با آزار و تعقیب نظام‌مند روبه‌رو هستند. خشونت رژیم نشانه دوام آن نیست؛ بلکه رفتار نظامی است که برای حفظ کنترل، دست‌وپا می‌زند.

با وجود این فشارها، مردم ایران ایستادگی می‌کنند. در روزهای اخیر، اعتراض‌ها در تقریبا همه استان‌ها و بیش از ۱۰۰ شهر کشور شدت گرفته است. معترضان نام مرا در کنار شعارهای آزادی و وحدت ملی فریاد می‌زنند. من این را دعوتی برای تصاحب قدرت تلقی نمی‌کنم؛ بلکه آن را مسئولیتی سنگین و عمیق می‌دانم. این امر بازتابِ این آگاهی در داخل ایران است که کشور ما به چهره‌ای وحدت‌بخش نیاز دارد تا گذار از استبداد به سوی آینده‌ای دموکراتیک را  که خود مردم برمی‌گزینند، هدایت کند.

از همین رو، من گام پیش گذاشته‌ام تا در این جایگاه رهبری و خدمت کنم؛ نه به‌عنوان حاکمی در انتظار قدرت، بلکه به‌عنوان امانت‌دار یک گذار ملی به دموکراسی. نقش من گرد هم آوردن نیروهای گوناگون دموکراتیک ایران است (پادشاهی‌خواهان و جمهوری‌خواهان، سکولارها و دینداران، کنشگران و متخصصان، شهروندان عادی و اعضای نیروهای مسلحی که می‌خواهند ایران دوباره کشوری باثبات و مستقل باشد) پیرامون اصول مشترکِ تمامیت ارضی ایران، پاسداری از آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان، و جدایی دین از دولت. این سه اصل باید با فرایند آشتی ملی و برگزاری همه‌پرسی برای تعیین شکل دموکراتیک آینده حکومت پشتیبانی شوند.

برخی نگران‌اند که گذار ایران به هرج‌ومرج، تجزیه یا بی‌ثباتی طولانی‌مدت، مانند آنچه در عراق یا افغانستان رخ داد، بینجامد. این نگرانی بجا است و دقیقا به همین دلیل، این اعلام آمادگی اهمیت دارد.

طی سال‌های گذشته، من «پروژه شکوفایی ایران» را توسعه داده‌ام؛ شبکه‌ای رو به گسترش از بیش از یک‌صد متخصص ایرانی در حوزه‌های اقتصاد، حقوق، انرژی، حکمرانی، بهداشت عمومی و زیرساخت‌ها. این گروه، برنامه‌های دقیقِ بخش‌به‌بخش برای گذارِ منظم تدوین کرده‌اند؛ گذارى که خدمات ضروری را حفظ کند، اقتصاد را تثبیت نماید و اعتماد را در داخل و خارج کشور بازسازی کند. این تلاش‌ها با رایزنی‌های مستمر با رهبران و مدیران بین‌المللی کسب‌وکار تکمیل می‌شود؛ کسانی که می‌دانند احیای اقتصادی و مدیریت درست در عمل و نه صرفا در نظریه، چه می‌طلبد.

عامل دیگرِ ثبات، همکاری با کسانی درون رژیم است که از آن جدا می‌شوند. ما اشتباهات «بعث‌زدایی» عراق را تکرار نخواهیم کرد. تیم من کانال‌های امنی برای کسانی در نهادهای رژیم ایجاد کرده که می‌خواهند از حکومت روحانیون جدا شوند و از ایران دموکراتیک حمایت کنند. از طریق شبکه ماهواره‌ای پربیننده «ایران اینترنشنال»، تیم من یک سکوی ارتباطی امن راه‌اندازی کرده است تا اعضای نیروهای مسلح، دستگاه‌های امنیتی و نهادهای دولتی بتوانند به‌طور محرمانه آمادگی خود را برای جدا شدن از رژیمِ در حال فروپاشی و هم‌سویی با مردم ایران اعلام کنند. تاکنون ده‌ها هزار نفر از این مسیر وارد تعامل شده‌اند؛ نشانه‌ای روشن از گستردگی نارضایتی در صفوف رژیم و آمادگی بسیاری از درون نهادهای کشور برای ایفای نقشی سازنده در گذارِ مسالمت‌آمیز.

خلاء قدرتی در کار نخواهد بود. تا حد امکان، تداوم نهادها حفظ می‌شود؛ در جایی که لازم است، پاسخگویی برقرار خواهد شد؛ و فرایندی قانون اساسی، شفاف و زیر نظارت بین‌المللی اجرا می‌شود تا ایرانیان برای نخستین بار در چند نسل، خود درباره نظام حکمرانی‌شان تصمیم بگیرند.

حمایت از مردم ایران نه اقدامی خیریه‌ای است و نه مداخله؛ بلکه سرمایه‌گذاری در ثبات جهانی است. جمهوری اسلامی نزدیک به ۴۷ سال است که به درگیری‌های منطقه‌ای دامن زده، باج‌خواهی هسته‌ای را دنبال کرده و بی‌ثباتی جهانی آفریده است. ایرانِ آزاد و دموکراتیک نیرویی برای ثبات در خاورمیانه خواهد بود و نه سرچشمه بحران‌های بی‌پایان.

تاریخ به‌ندرت نقاط عطف خود را از پیش اعلام می‌کند. اما امروز، نشانه‌ها روشن‌اند. مردم ایران با شجاعت و عزم راسخ پیش می‌روند. آنچه اکنون نیاز دارند، جهانی است که برای پشتیبانی از گذاری مسئولانه آماده باشد. اکنون وقت آن فرا رسیده است.

صرفا شاهد تولد ایران نوین نباشید. با ما همکاری کنید تا این تولد، مسالمت‌آمیز، باثبات و در خور فداکاری‌هایی باشد که مردمش انجام می‌دهند.