اعتراضات خونین دی ماه، سیاست ایران را وارد مرحلهای تازه کرده است: در حالی که جمهوری اسلامی میان کابوس جنگ و چشمانداز مبهم مذاکره سرگردان است، بازداشت گسترده چهرههای اصلاحطلب درون حکومتی به اتهام «کودتا» نشانه آغاز یک جراحی تازه در هسته سخت قدرت است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود در ۲۷ دی ماه با اذعان به ابعاد گسترده سرکوب معترضان و کشتار «چند هزار نفر» از آنها تاکید کرد که «ما فتنه را خاموش کردیم اما این کافی نیست … مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم.» او در سخنرانی روز ۱۲ بهمن ماه نیز اعتراضات مردمی را بدون ارائه شواهدی «کودتا» توصیف کرد؛ شبه کودتایی که به زعم او توسط اسرائیل و آمریکا طراحی شده بود ولی «سرکوب شد.»
حدود یک هفته پس از موضعگیری دوم آقای خامنهای، موج بازداشت سران جبهه اصلاحات آغاز شد. چهرههایی نظیر آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده با طرح اتهامهایی تایید نشدهای همچون «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» و «همصدایی با پروژه ضدامنیتی دشمن» روانه بازداشتگاه شدند. رسانههای تندرو نیز با انتشار گزارشهایی هماهنگ، این بازداشتها را بخشی از عملیات مقابله با یک «کودتای نرم» توصیف کردند که قرار بوده است همزمان با فشارهای بینالمللی، نظام را از درون دچار فروپاشی کند.
این تحولات، پرسشی اساسی را پیش میکشد: چرا در این شرایط بحرانی، جمهوری اسلامی به جای تعامل با نیروهای میانی، به سمت حذف کامل آنها حرکت میکند؟ اگر اقدام به کودتا توسط چهرههای اصلاحطلب یک اتهام واهی باشد، این رفتار خشن در قبال آنها آیا صرفا یک واکنش امنیتی به اعتراضات خیابانی است یا ریشه در منطقی برای بقا دارد؟ آیا با بررسی الگوهای مشابه در نظامهای صدام در عراق، قذافی در لیبی و اسد در سوریه، میتوان تشخیص داد که این پروژه «کودتا» بخشی از کدام سناریو است و گام بعدی جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟
رفتار حکومتهای اقتدارگرا در مواجهه با بحرانهای موجودیتی معمولا از یک الگوی تکرارشونده پیروی میکند که میتوان آن را «پارادایم انسداد» نامید. وقتی شکاف میان دولت و ملت به سطحی برسد که پُرکردن آن دشوار باشد، هسته سخت قدرت با دو گزینه استراتژیک مواجه میشود: اصلاحات کنترلشده از درون برای کاهش فشار یا یکدستسازی مطلق و حذف گروهی از چهرههای خود برای تضمین بقای سخت. در این مرحله، حکومت در وضعیتی استثنایی قرار میگیرد که در آن چهرههای میانهرو یا اصلاحطلب که پیشتر نقش «سوپاپ اطمینان» را داشتند، ناگهان میتوانند به تهدیدی امنیتی تبدیل شوند.