Scroll Top

نیویورک تایمز: خامنه‌ای برای فردای پس از خود و حفظ نظام چه نقشه‌ای دارد؟

6

سالار ولایتمدار، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، روز ۳۰ بهمن، در توضیح نقش دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفت: «آقای لاریجانی به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست‌گذاری‌ها دارد و نگاه شورا در مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا پررنگ است و اساساً مذاکرات، کلمه به کلمه، از این شورا گرفته می‌شود.»

این عضو کمیسیون امنیت ملی توضیح داد: «وقتی وزیر امور خارجه بعد از یک دور مذاکره می‌گوید باید با تهران مشورت کنیم، منظورش همین شورا است.»

علی لاریجانی به‌عنوان چهره‌ای با ظاهر دانشگاهی اما با کارنامه‌ای عمیقاً امنیتی، از سال‌های نخست حضور در سپاه تا مدیریت صداوسیما، ریاست مجلس و نقش‌آفرینی در شورای عالی امنیت ملی، همواره در خدمت تثبیت ساختار سرکوب جمهوری اسلامی بوده است؛ از برنامه‌هایی مانند «هویت» و پروندهٔ کنفرانس برلین که رسانه را به ابزار بازجویی و پرونده‌سازی بدل کرد، تا پیوند با شبکهٔ قدرت خانوادگی لاریجانی‌ها و ایفای نقش هماهنگ‌کننده با گروه‌های نیابتی منطقه‌ای در کنار قاسم سلیمانی.

علی لاریجانی پس از جنگ ۱۲روزه نیز در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی، نقش عملیاتی در صدور و پیشبرد دستور استفاده از زور داشته و معمار اصلی «روایت‌سازی» حکومت برای توجیه کشتار بوده است؛ از نسبت دادن اعتراض‌ها به «تروریسم» و «داعش» تا دفاع علنی از ورود نیروهای مسلح.

روایت کلی این است که علی لاریجانی امروز هم با همان مأموریت، فقط با لباسی متفاوت، در رأس تصمیم‌سازی‌های امنیتی حضور دارد.

اما چگونه است که علی لاریجانی در هفته‌های اخیر حتی نفوذ و اختیاراتی بیش از پیش یافته است؟

روزنامه نیویورک‌تایمز در شماره یکشنبه ۳ اسفند خود، بر پایهٔ گفت‌وگو با شش مقام ارشد ایرانی، سه عضو سپاه پاسداران و دو دیپلمات پیشین، به بررسی این پرسش و مسئله جایگزین‌های احتمالی برای علی خامنه‌ای و نظام جمهوری اسلامی پرداخته است.

مأمور تضمین تداوم نظام

نیویورک‌تایمز می‌نویسد که «با بالا گرفتن تنش‌ها با آمریکا، علی خامنه‌ای هم‌زمان برای سناریوی جنگ و احتمال ترور خود برنامه‌ریزی کرده و لایه‌های متعدد جانشینی برای پست‌های کلیدی چیده است. در طرح اضطراری ادارهٔ کشور نام‌هایی چون علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف و حتی حسن روحانی دیده می‌شود، در حالی که برای رهبری، سه روحانی ارشد ناشناس در نظر گرفته شده‌اند. لاریجانی، هرچند گزینهٔ رهبری نیست، مأمور تضمین تداوم نظام، در صورت بحران و قطع ارتباطات شده و در عمل، محور برنامه‌ریزی بقای سیاسی است.»

این روزنامه می‌افزاید که «در روزهای آغازین دی‌ماه، وقتی ایران با موجی از اعتراض‌های سراسری و هم‌زمان با تهدیدهای ایالات متحده به اقدام نظامی روبه‌رو شد، آیت‌الله علی خامنه‌ای تصمیم گرفت سکان ادارهٔ کشور را عملاً به دست یکی از نزدیک‌ترین و وفادارترین چهره‌هایش بسپارد: علی لاریجانی. از آن زمان، این سیاستمدار ۶۷ ساله، که سابقهٔ فرماندهی در سپاه پاسداران را هم در کارنامه دارد و اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی است، به‌گونه‌ای عمل کرده که بسیاری در تهران می‌گویند «کشور را او می‌گرداند».

این جابه‌جاییِ مرکز ثقل قدرت، مسعود پزشکیان، جراح قلبی که به سیاست آمده، را بیش از پیش به حاشیه رانده است. پزشکیان که سال سختی را پشت سر گذاشته، بارها به‌طور علنی گفته «من پزشکم، سیاستمدار نیستم» و نباید از او انتظار حل همهٔ مشکلات انباشتهٔ کشور را داشت. در عمل هم، هرچه پیش رفته‌ایم، نقش او کم‌رنگ‌تر و حضور لاریجانی پررنگ‌تر شده است.

روایت تازهٔ نیویورک‌تایمز از این روند، بر پایهٔ گفت‌وگو با شش مقام ارشد ایرانی، سه عضو سپاه پاسداران، دو دیپلمات پیشین و گزارش‌های رسانه‌های داخل ایران شکل گرفته است. این مقام‌ها و اعضای سپاه برای بیان بی‌پردهٔ آنچه در درون ساختار قدرت می‌گذرد، خواستند نام‌شان فاش نشود. به نوشته نیویورک تایمز، یکی از این شش مقام ارشد، به دفتر رهبر جمهوری اسلامی وابسته است.

در ماه‌های گذشته، دامنهٔ اختیارات و مسئولیت‌های علی لاریجانی پیوسته گسترده‌تر شده است. او نقش محوری در سرکوب خونین اعتراض‌های اخیر داشته، اکنون مهار نارضایتی‌های داخلی را دنبال می‌کند، با متحدان قدرتمندی چون روسیه و بازیگران منطقه‌ای مانند قطر و عمان در تماس است و هم‌زمان بر مذاکرات هسته‌ای با واشینگتن نظارت دارد. در کنار همهٔ این‌ها، به گفتهٔ همان منابع، لاریجانی در حال طراحی سناریوهای ادارهٔ کشور در صورت بروز جنگ با ایالات متحده است؛ جنگی که آمریکا در منطقه نیرو جمع کرده و تهران آن را جدی می‌گیرد.

علی لاریجانی و محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه، چهارم بهمن ۱۴۰۴

بیشتر در این باره:

نقش علی لاریجانی در اجرای فرمان سرکوب خونبار اعتراضات چیست؟

لاریجانی همین ماه در سفر به دوحه و در گفت‌وگو با شبکهٔ الجزیره گفت: «ما در کشور آماده‌ایم. قطعاً از قبل قوی‌تریم، در هفت، هشت ماه گذشته آماده شده‌ایم، ضعف‌هایمان را پیدا کرده و برطرف کرده‌ایم. دنبال جنگ نیستیم و جنگ را شروع نمی‌کنیم، اما اگر به ما تحمیل شود، پاسخ می‌دهیم.»

به گفتهٔ همان شش مقام ارشد و سه عضو سپاه، علی خامنه‌ای به لاریجانی و چند چهرهٔ نزدیک سیاسی و نظامی دستور داده طرح‌هایی تدارک ببینند که نه‌فقط نظام او از بمباران احتمالی آمریکا و اسرائیل جان به‌در ببرد، بلکه حتی در صورت ترور یا کشته‌شدن رأس هرم قدرت، از جمله خود او، ساختار جمهوری اسلامی فرو نریزد.

حس این‌که نقش علی لاریجانی در هرم قدرت اکنون برجسته‌تر هم شده را می‌توان در پیام‌های مختلفی از اصحاب رسانه دید. روز یازده فوریه، لارنس نورمن خبرنگار وال‌استریت جورنال در شبکه ایکس با اشاره به علی لاریجانی نوشت: «لاریجانی به مسکو می‌رود. لاریجانی به عمان می‌رود. گفته می‌شود درباره اورانیوم با غنای بالا گفت‌و‌گو می‌کند. به‌طور علنی درباره تاریخ دور بعدی مذاکرات صحبت می‌کند. … معتقدم باید لاریجانی را یک بازیگر کلیدی در نظر بگیریم.»

دور اول این مذاکرات در مسقط، پایتخت عمان، و دور دوم آن در شهر ژنو برگزار شد. در هر دو موقعیت، عمان نقش میانجی را برعهده داشت و گفت‌وگوها به شکل غیرمستقیم انجام شد.

درپی سفر علی لاریجانی به مسکو، اکنون روزنامه فایننشال تایمز روز یکشنبه سوم اسفند گزارش می‌دهد که ایران با روسیه یک توافق تسلیحاتی «محرمانه» به ارزش ۵۰۰ میلیون یورو (۵۸۹ میلیون دلار) امضا کرده است تا هزاران موشک پیشرفته دوش‌پرتاب خریداری کند.

لاریجانی از خانواده‌ای سیاسی و مذهبی می‌آید و دوازده سال ریاست مجلس را بر عهده داشت. در سال ۲۰۲۱ هم مسئول مذاکره بر سر توافق راهبردی ۲۵ ساله با چین شد؛ توافقی که ارزش آن میلیاردها دلار برآورد می‌شد.

به گفتهٔ منابع یادشده که با نیویورک‌تایمز گفت‌وگو کرده‌اند، خامنه‌ای مجموعه‌ای از دستورها صادر کرده است: برای هر سِمت کلیدی نظامی و دولتی که خودش منصوب می‌کند، چهار لایهٔ جانشینی در نظر گرفته شده؛ از همهٔ مدیران ارشد خواسته تا چهار جایگزین احتمالی معرفی کنند و بخشی از اختیارات را به حلقه‌ای کوچک از معتمدان سپرده تا اگر ارتباط با او قطع شد یا خودش از میان رفت، تصمیم‌گیری‌ها متوقف نشود.

بنابر این گزارش، در جریان جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، وقتی خامنه‌ای در خفا بود، سه نامزد احتمالی جانشینی خود را تعیین کرد؛ نام‌هایی که هرگز علنی نشدند. اما به گفتهٔ منابع نیویورک‌تایمز، «علی لاریجانی تقریباً قطعاً در میان آن‌ها نیست، چون روحانی بلندپایهٔ شیعه نیست و این شرطی بنیادی برای جانشینی رهبر در حکومت به‌شمار می‌رود. با این حال، لاریجانی در قلب حلقهٔ معتمدان خامنه‌ای جا دارد؛ حلقه‌ای که چهره‌هایی چون یحیی رحیم صفوی، مشاور ارشد نظامی و فرمانده پیشین سپاه، محمدباقر قالیباف، فرمانده پیشین سپاه و رئیس کنونی مجلس که خامنه‌ای او را عملاً جانشین خود در فرماندهی نیروهای مسلح در زمان جنگ کرده، و علی‌اصغر حجازی، رئیس دفتر رهبر، در آن حضور دارند.»

بخشی از این برنامه‌ریزی‌ها نتیجهٔ درس‌هایی است که از حملهٔ غافلگیرانهٔ اسرائیل در خرداد گرفته شد؛ حمله‌ای که در ساعات نخست، زنجیرهٔ فرماندهی ارشد نظامی ایران را از کار انداخت. پس از آتش‌بس، خامنه‌ای علی لاریجانی را به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد و هم‌زمان شورای تازه‌ای به نام شورای دفاع ملی ایجاد شد که ریاستش را دریادار علی شمخانی بر عهده دارد تا امور نظامی در زمان جنگ را مدیریت کند.

در مطلب نیویورک‌تایمز و دیگر منابع اخیر، اشاره‌ای به مجتبی خامنه‌ای، فرزند علی خامنه‌ای، به عنوان یک جانشین احتمالی دیده نمی‌شود. این درحالی است که تا سال گذشته هم، به دلیل نفوذ گستردهٔ او در نهادهای امنیتی و نزدیکی فکری‌اش به پدر، چنین احتمالی گاه مطرح می‌شد.

در روزهای اخیر، در گزارشی تازه از سایت اکسیوس، به نقل از منابع آمریکایی آمده است که گزینه‌های نظامی، از جمله سناریوی هدف گرفتن رهبر جمهوری اسلامی و پسرش مجتبی، نیز به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، ارائه شده است.

چه کسی می‌تواند «دِلسیِ ایران» باشد؟

در محاسبات تهران، خطر حملهٔ آمریکا واقعی و نزدیک است، وب‌سایت اکسیوس به نقل از یک مقام دولت آمریکا، مذاکرات روز هفتم اسفند در ژنو را آخرین فرصت جمهوری اسلامی برای توافق با دولت دونالد ترامپ پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا عنوان کرده است

به گفتهٔ همان شش مقام و سه عضو سپاه که با نیویورک‌تایمز گفت‌وگو کرده‌اند، نیروهای مسلح ایران اکنون در بالاترین سطح آماده‌باش قرار گرفته‌اند و پرتابگرهای موشک بالستیک در امتداد مرز غربی با عراق، در فاصله‌ای که بتواند اسرائیل را هدف بگیرد، و همچنین در سواحل جنوبی در خلیج فارس، در برد پایگاه‌های آمریکا و دیگر اهداف منطقه‌ای، مستقر شده‌اند.

در صورت آغاز جنگ، به گفتهٔ سه عضو سپاه و دو مقام ارشد به این روزنامه، یگان‌های ویژهٔ پلیس، نیروهای اطلاعاتی و گردان‌هایی از بسیج، که زیرمجموعهٔ سپاه است، به خیابان‌های شهرهای بزرگ اعزام می‌شوند تا با برپا کردن ایست‌های بازرسی، هم مانع ناآرامی داخلی شوند و هم به‌دنبال افراد «مرتبط با شبکه‌های اطلاعاتی خارجی» بگردند.

اما دغدغهٔ رهبران جمهوری اسلامی فقط آرایش نظامی و امنیتی نیست؛ آن‌ها برای بقای سیاسی خودشان هم سناریو می‌چینند. به گفتهٔ شش مقام آگاه یادشده از این گفت‌وگوها، بحث‌هایی در جریان است دربارهٔ این‌که اگر خامنه‌ای و دیگر مقام‌های ارشد کشته شوند، چه کسی کشور را اداره کند و چه کسی می‌تواند «دلسیِ ایران» باشد.

اشاره‌ای به دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا که پس از دستگیری نیکلاس مادورو، با دولت آمریکا بر سر ادارهٔ کشور به توافق رسید. در صدر این فهرست، نام علی لاریجانی قرار دارد و پس از او محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس. به‌طور شگفت‌آور، نام حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین که مدت‌هاست از حلقهٔ نزدیکان خامنه‌ای کنار گذاشته شده، هم در این فهرست دیده می‌شود.

هر سه نفر پرونده‌هایی دارند که می‌تواند پذیرش‌شان را نزد افکار عمومیِ خشمگین دشوار کند؛ از اتهام‌های فساد مالی گرفته تا نقش در نقض حقوق بشر، از جمله کشتار «دست‌کم هفت هزار» معترض بی‌سلاح در دی‌ماه. گروه‌های حقوق بشری می‌گویند این رقم می‌تواند بالاتر هم برود.

تصویر ماهواره‌ای از مسدود کردن ورودی تأسیسات هسته‌ای اصفهان با خاک، روز ۲۱ بهمن

بیشتر در این باره:

علی لاریجانی: اجازه نظارت بر تأسیسات هسته‌ای «زیر زمین و کوه» را می‌دهیم

در یک ماه گذشته، دیده‌شدن علی لاریجانی در صحنهٔ عمومی به‌شدت بیشتر شده و در مقابل، حضور مسعود پزشکیان کمرنگ‌تر. لاریجانی به مسکو رفت و با ولادیمیر پوتین دیدار کرد، با رهبران خاورمیانه ملاقات داشت، در کنار نشست‌های مربوط به گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و آمریکا، ساعت‌ها مصاحبهٔ تلویزیونی انجام داد و در شبکه‌های اجتماعی هم فعال شد؛ از عکس‌های سلفی با مردم گرفته تا تصاویرش در زیارتگاه‌ها و کنار هواپیما.

خود پزشکیان هم ظاهراً به واگذاری اختیار تن داده است. رسانه‌های داخلی گزارش داده‌اند که او در جلسهٔ هیئت دولت گفته برای برداشتن محدودیت‌های اینترنت، که به تجارت الکترونیک ضربه می‌زند، به لاریجانی پیشنهاد داده است. اعترافی که نشان می‌دهد حتی رئیس‌جمهور هم برای پیش بردن کارها باید سراغ لاریجانی برود.

در میانهٔ سرکوب اعتراض‌ها در دی‌ماه، استیو ویتکاف، نمایندهٔ آمریکا در امور خاورمیانه، تلاش کرد با عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، تماس بگیرد. به گفتهٔ دو مقام ارشد ایرانی و یک دیپلمات پیشین، دونالد ترامپ گفته بود اگر ایران معترضان را اعدام کند، حمله خواهد کرد و ویتکاف می‌خواست بداند آیا چنین اعدام‌هایی در کار است یا نه. برای جلوگیری از سوءتفاهم، عراقچی با رئیس‌جمهور تماس گرفت و پرسید آیا می‌تواند با ویتکاف ارتباط بگیرد. پاسخ پزشکیان روشن بود: «نمی‌دانم، با لاریجانی تماس بگیر و از او اجازه بگیر.»

این جمله، برای بسیاری در تهران، خلاصهٔ وضعیت کنونی قدرت است؛ جایی که در سایهٔ تهدید جنگ و بحران داخلی، علی لاریجانی بیش از هر زمان دیگری به محور تصمیم‌گیری‌ها بدل شده است.