تابستان ۱۴۰۵، برای کهنهسربازان ایرانی و ایرانیانی که در دهه ۶۰ جوان بودند، یادآور وقایع تابستان ۱۳۶۶ و شدت گرفتن جنگ ایران با آمریکا در آبهای خلیج فارس است. بله، نوشتهام که شدت گرفتن «جنگ ایران و آمریکا»، چرا که در سال آخر جنگ عراق با ایران، با ورود مستقیم آمریکا به جنگ نفتکشها، ماهیت جنگ به رویارویی ایران و آمریکا تغییر کرد.
پس از آنکه در میانه جنگ و در سال ۱۳۶۳ صدام حسین تصمیم گرفت حملات خود را متوجه شریان اقتصادی ایران، یعنی تأسیسات نفتی و نفتکشها کند، هر دو کشور وارد مقطع جدیدی از جنگ شدند. این مقطع در تاریخ «جنگ نفتکشها» نام گرفت که یکی از بزرگترین رویدادهای دریایی جهان محسوب میشود و به دلیل اهمیت عبور و مرور بیش از ۲۰ درصد از انرژی جهان از این منطقه، پای بسیاری، از جمله آمریکا، را به این مناقشه کشاند.
در آستانه سالگرد شروع جنگ عراق با ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ هستیم و در عین حال، ایران و آمریکا بار دیگر، پس از گذشت ۳۸ سال از خاتمه جنگ نفتکشها، سال گذشته وارد دور تازهای از درگیری در تنگه هرمز شدهاند.
صدام حسین حملات نظامی خود به تأسیسات نفتی ایران را در جهت قطع منابع مالی و اقتصادی ایران آغاز کرد. اما ایران نیز در مقابل، حملات تلافیجویانه به کشتیهای نفتی عراق و اسکلههای نفتی این کشور را آغاز کرد. عراق برای آنکه از حملات ایران در امان بماند، زیر پرچم کشورهای همسایه به تردد نفتکشهای خود ادامه میداد، اما این اقدام مانع از حملات ایران نشد و با ورود آمریکا به این مناقشه، دست به مینگذاری زد.
زمانی که جنگ به این مقطع رسید و منافع ایالات متحده آمریکا و اقتصاد جهانی با آسیبپذیری جدی مواجه شد، قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶ تصویب شد و از ایران و عراق خواست تا به جنگ خاتمه دهند. ایران حاضر به پذیرش آن نشد و از آن پس آمریکا فعالانه وارد نبرد دریایی با ایران شد.
جمهوری اسلامی ایران در آن سالها از حمایت هیچ کشوری به معنای اخص بهرهمند نبود. تنها کشور حامی آن سوریه بود که در عمل توانایی دادن امکانات نظامی و مالی به ایران را نداشت. اما در سوی دیگر خط، از آمریکا تا شوروی و چین و انگلستان و فرانسه، یعنی تمامی اعضای شورای امنیت سازمان ملل، از عراق حمایت میکردند.
رئیسجمهوری وقت آمریکا، رونالد ریگان، گفته بود که ایران باید تحت فشار اقتصادی و نظامی قرار بگیرد تا آتشبس را بپذیرد.
ممکن است امروز نیز آقای ترامپ، بر اساس الگوی پیشنهادی ریگان در سال ۱۳۶۶، در پی ایجاد فشارهای اقتصادی و نظامی گستردهای باشد تا باعث شود جمهوری اسلامی شرایط آمریکا برای توافق را بپذیرد.
تفاوت این دور از جنگ نفتکشها و درگیریها در خلیج فارس با جنگ نفتکشها در سال ۱۳۶۶ در آن است که ایران از شکست سهمگینی که در آن سال متحمل شد، عبرت نگرفت و بار دیگر در همان دام، خود را مقابل آمریکا قرار داد.
از آن جهت به آن دام میگویم که صدام حسین موفق شد ایران را در تله حمله به کشتیهای همسایگان و آمریکاییها بیندازد و آمریکا را بهطور مستقیم وارد جنگ با ایران کند. در پی برخورد ناوچه آمریکایی با مین دریایی منتسب به ایران در آبهای خلیج فارس در ۲۵ فروردین ۱۳۶۷، ایالات متحده چهار روز بعد، یعنی در ۲۹ فروردین، بزرگترین نبرد دریایی خود پس از جنگ جهانی دوم و علیه ایران، با نام «عملیات آخوندک»، را به راه انداخت. از انهدام سکوهای نفتی رستم تا سیروان و غرق کردن ناوچه جوشن و ناوشکنهای ایرانی، همگی در این عملیات انجام گرفت. آمریکا برای وادار کردن ایران به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، وارد بزرگترین عملیات دریایی شد تا از منافع اقتصادی خود در این آبراه حیاتی دفاع کند. ایران تسلیم نشد، اما ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷، زمانی که هواپیمای مسافربری شرکت ایرانایر از بندرعباس به مقصد دبی برخاست، دو موشکی که از ناو آمریکایی وینسنس شلیک شد، به زندگی ۲۹۰ مسافر ایرانی پایان داد. این ضربه نهایی و کاری بود که خون مسافران پرواز ۶۵۵، فشار روانی بزرگی به نظام وارد کرد و به مهمترین عامل در قبول قطعنامه آتشبس در ۲۹ تیرماه توسط آیتالله خمینی تبدیل شد.
ایران ظرفیت نظامی و اقتصادی ادامه این جنگ با آمریکا را نداشت. حقیقت این است که از سال ۱۳۶۶ به بعد، ایران با آمریکا میجنگید، نه با عراق، و آتشبس انجامگرفته، پایان تخاصم با ایالات متحده و برگشت امنیت به محل ترانزیت طلای سیاه، یعنی نفت، بود.
نزدیک به چهار دهه پس از خاتمه جنگ نفتکشها، بار دیگر موضوع برنامه هستهای ایران و ابهامات در پرونده غنیسازی، به اسرائیل این فرصت مناسب را داد که بتواند با همکاری و پشتیبانی آمریکا وارد جنگ با ایران شود.
درست است که اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی مشکل بنیادی دارد، همانطور که ملت ایران دارند، اما زمانی که جنگ برافروخته میشود، خشک و تر با هم میسوزند و ملت ایران هزینههای گزافی را در یک سال گذشته پرداخت کردهاند. جمهوری اسلامی این جنگ را به معنای تمام به کشور دعوت کرد. سران نظام میگفتند که از جنگ هشتساله عراق با ایران عبرت گرفته و روی برنامه موشکی خود، به دلیل تحریمها و نداشتن نیروی هوایی، سرمایهگذاری کردهاند و نیروی دفاعی و بازدارنده آنها بیرقیب است.
اینکه آیا اسرائیل به مقاصد خود در دو دوره جنگ با ایران دست یافته یا نیافته، نیاز به تحلیلی جداگانه دارد. اما اسرائیل توانست، با بهرهگیری از وقایع جنگ نفتکشها، آمریکا را با ایران سرشاخ و در این آبراه حیاتی به نحوی درگیر کند که درست مانند ۳۸ سال پیش، ایران ابتدا کشتیهای همسایگان و سپس منافع آمریکا را مورد حمله قرار دهد و بهآسانی تمام جهان را مقابل خود بگذارد.
هیچ کشور دیگری مانند جمهوری اسلامی ایران در چنین دایره سربستهای برای نزدیک به چهار دهه پس از خاتمه جنگ، دور خود نچرخیده است که در دشمنی این نظام با جهان، همچنان در کینه و عنادشان بر روی یک پاشنه میچرخد.
آمریکا مشغول انجام عملیاتی است که درست ۳۸ سال پیش ریگان انجام داد، البته با توان نظامی و اطلاعاتی پیشرفتهتر و پیچیدهتر؛ از شدت گرفتن عملیات تهاجمی در تمامی جزایر جنوبی ایران و غرق کردن نفتکشها و ناوچهها تا تهدید به از بین بردن تأسیسات نفتی ایران که تهدیدی کاملاً جدی است.
صبر آمریکا در سال ۱۳۶۶ برای آنکه ایران به عملیات نظامی علیه نفتکشها خاتمه دهد، بیشوکم یک سال بود و پس از آن عملیات تهاجمی ویرانگر و مرگبار بزرگی را آغاز کرد.
در کمال تأسف، میبینیم که بار دیگر بر اثر بیلیاقتی حاکمان در ایران، مردم و کشور در آستانه خطری بزرگ و امکان عملیات نظامی بسیار خطرناکی توسط آمریکا قرار دارند تا به این وسیله حاکمان تن به گفتوگو بدهند.
عملیات نظامی و پیامدهای آن لزوماً به معنای رهایی مردم از یوغ اسارت این حکومت یا تمام شدن درد و رنجهای آنها نیست. در جنگها، عملیات نظامی برای حفظ یا تأمین منافع دولت متخاصم انجام میگیرد و تبعات آن برای ساکنان مورد حمله قرارگرفته، کاملاً بسته به شرایط داخلی است.
ترامپ به دنبال فشار حداکثری برای باز شدن تنگه هرمز و مشخص شدن سرنوشت اورانیوم ۴۴۱ کیلویی با غلظت ۶۰ درصد است و برای آنکه در یک جنگ سرنوشتساز، پیروز معرکه باشد، از استفاده از هیچ ابزار کارآمدی ابایی ندارد.
جنگ خانمانسوز هشتساله عراق با ایران به پایان رسید، اما هزینههای کمرشکن اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و انسانی آن برای ملت ایران هرگز به پایان نرسید. تاریخ برای عبرت نوشته میشود و پرهیز از تکرار آن؛ و تاریخ ایران مملو از عبرت است.