محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، روز یکشنبه ۱۹ مهر تهدید کرد که در صورت آغاز جنگی دیگر، کابلهای اینترنت، مراکز داده و تاسیسات هوش مصنوعی آمریکا در منطقه هدف حملات قرار خواهند گرفت. یک روز بعد، حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، از این تهدید استقبال کرد و خواستار استفاده از اهرم فشار قطع کابلهای فیبر نوری تعبیهشده در عمق خلیج فارس و تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا و متحدانش شد.
رضایی در گفتگو با پرستیوی، ارزش این زیرساختها را بیش از دو هزار میلیارد دلار اعلام کرد و گفت جمهوری اسلامی ایران در جنگی تازه، با برنامه گستردهتری وارد درگیری خواهد شد. شریعتمداری هم در یادداشت «برادر محسن دست مریزاد!»، از این موضع حمایت کرد و از مقامهای نظام پرسید چرا برای «به زانو درآوردن» دشمنان، از کابلهای اینترنت استفاده نمیکنند.
اهمیت این تهدید به جایگاه گویندگان و سابقه مواضع آنان بازمیگردد. طرح دبیر شورای عالی امنیت ملی برای حمله به زیرساختهای دیجیتال این موضوع را تا سطح سیاست امنیتی جمهوری اسلامی ایران بالا میبرد. شریعتمداری هم سالها از مدافعان بستن تنگه هرمز بود و بارها از مقامهای حکومت خواسته بود در مسدود کردن مسیر کشتیهای آمریکا و برخی کشورهای اروپایی تردید نکنند. اکنون او همان سیاست فشار از طریق موقعیت جغرافیایی ایران را به شبکه ارتباطات گسترش داده است.
این تهدید در شرایطی مطرح میشود که ناامن کردن کشتیرانی در تنگه هرمز عملی شده است و از زمان کشته شدن علی خامنهای در روز ۹ اسفند و آغاز جنگ ۳۹روزه جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و اسرائیل، سپاه پاسداران و ارتش به دهها کشتی تجاری در تنگه هرمز و آبهای نزدیک سواحل امارات حمله کردهاند. گزارشهای روزهای اخیر مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا هم از تشدید حملات به کشتیهای تجاری حکایت دارد.
سابقه اصرار شریعتمداری بر بستن هرمز و تبدیل تهدیدهای دریایی به اقدام عملی، به درخواست تازه او اهمیت بیشتری میدهد. این بار زیرساختی در معرض تهدید قرار گرفته که ارتباطات روزمره، فعالیت شرکتها و دسترسی به خدمات دیجیتال به آن وابسته است.
آیا قطع کابلها شدنی است؟
کابلهای زیردریایی دادهها را بهصورت پالسهای نور از رشتههای شیشهای بسیار نازک منتقل میکنند و بخش اصلی ارتباطات بینقارهای را بر عهده دارند. تماسهای بینالمللی، تبادل اطلاعات و دسترسی به خدمات ابری از این شبکه عبور میکند. حتی اینترنت تلفن همراه برای انتقال داده در مسافتهای طولانی به کابلهای زمینی و زیردریایی متکی است و اتصال بیسیم گوشی به دکل تنها بخشی از مسیر ارتباط را تشکیل میدهد.
آسیب زدن به این کابلها از نظر فنی امکانپذیر است. لایههای محافظ و دفن کابل در بستر دریا در برخی محدودهها، خطر خرابی را کاهش میدهد، اما آن را از بین نمیبرد. حوادث دریایی، بلایای طبیعی و آسیب فیزیکی میتوانند ارتباط کابل را قطع کنند. به همین دلیل، اپراتورها معمولا ظرفیت ارتباطی خود را میان چند مسیر تقسیم میکنند تا هنگام خرابی، ترافیک را به خطوط سالم انتقال دهند.
شدت و مدت اختلال به تعداد مسیرهای آسیبدیده، ظرفیت خطوط باقیمانده و سرعت انتقال ترافیک بستگی دارد. آسیب همزمان به چند مسیر، فشار بیشتری بر شبکه وارد میکند و میتواند دسترسی به خدمات بینالمللی را برای کاربران و کسبوکارها دشوار کند.
کدام کشورها بیشتر آسیب میبینند؟
کشورهای خلیج فارس از ترکیبی از کابلهای زیردریایی و خطوط زمینی استفاده میکنند. بحرین، قطر و کویت از طریق شبکههای زمینی به عربستان سعودی متصلاند و کویت با عراق ارتباط دارد. بخش عمده پهنای باند بینالمللی عربستان سعودی از کابلهای ساحل دریای سرخ تامین میشود و بسیاری از کابلهای امارات در فجیره، در ساحل دریای عمان، به خشکی میرسند.
این تنوع امکان انتقال ترافیک به مسیرهای دیگر را فراهم میکند. با این حال، موسسه تخصصی تلجئوگرافی تاکید دارد که ظرفیت شبکههای زمینی ممکن است برای جایگزینی تمام ترافیک کابلهای آسیبدیده کافی نباشد. در چنین وضعیتی، ازدحام خطوط جایگزین میتواند سرعت اینترنت را کاهش و زمان پاسخگویی خدمات را افزایش دهد.
بانکها، شرکتهای حملونقل، فروشگاههای اینترنتی و کاربران خدمات ابری از جمله گروههای در معرض آسیب خواهند بود. اختلال در ارتباط بینالمللی میتواند تبادل اطلاعات، پردازش درخواستها و دسترسی به سامانههای خارج از کشور را کُند یا متوقف کند و هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش دهد.
دامنه جهانی این تهدید هم با سهم تنگه هرمز از شبکه ارتباطات مشخص میشود. کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها، با استناد به تحلیل تلجئوگرافی، سهم پهنای باند عبوری از تنگه هرمز را کمتر از ۱ درصد پهنای باند بینالمللی جهان اعلام کرد و خطر آسیب به کابلهای این منطقه را عمدتا منطقهای توصیف میکند. مرکز ثقل خسارت کشورهای وابسته به این مسیرها خواهند بود.
مراکز داده و اینترنت ایران در معرض خسارت
تهدید محسن رضایی مراکز داده و تاسیسات هوش مصنوعی را هم شامل میشود. این مراکز محل استقرار تجهیزات پردازش و ذخیره اطلاعاتاند و فعالیت بسیاری از خدمات دیجیتال به آنها وابسته است. حمله مستقیم به تجهیزات علاوه بر قطع ارتباط، میتواند ظرفیت ارائه خدمات را از بین ببرد و بازگرداندن آن را به تعمیر یا جایگزینی سختافزار وابسته کند. وجود نسخههای پشتیبان و امکان انتقال فعالیت به مراکز دیگر هم در کاهش خسارت نقش خواهد داشت.
خود ایران هم از پیامدهای آسیب به کابلها در امان نخواهد بود، زیرا کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها میگوید دو کابل متصل به ایران از منطقه هرمز عبور میکنند. آسیب به این مسیرها میتواند بخشی از ظرفیت ارتباط بینالمللی ایران را کاهش دهد و بر خطوط جایگزین فشار بیشتری وارد کند.
اینترنت ماهوارهای برای برخی کاربران و خدمات ضروری راه جایگزین فراهم میکند، اما تامین ظرفیت ارتباطی کشورهای منطقه به زیرساختی بسیار گستردهتر نیاز دارد. کابلهای فیبر نوری حجم عظیمی از داده را با هزینه کمتر منتقل میکنند و دسترسی ماهوارهای به تجهیزات، پوشش و ظرفیت قابلاستفاده وابسته است.
جنگ چگونه اختلال را طولانی میکند؟
تعمیر کابل آسیبدیده به کشتی تخصصی، تجهیزات، مجوز و محیط امن نیاز دارد. شرایط جنگی میتواند دسترسی به محل خرابی را محدود کند و عملیات تعمیر را به تعویق بیندازد. به این ترتیب، خسارت اولیه با طولانی شدن اختلال و افزایش فشار بر مسیرهای سالم گسترش مییابد.
تجربه دریای سرخ ابعاد این خطر را نشان میدهد، زیرا تعمیر سه کابل آسیبدیده در سال ۲۰۲۴ شش ماه طول کشید. ناامنی و محدودیتهای مربوط به مجوز تعمیر، از مشکلات اصلی بازگرداندن کابلهای منطقه به مدار توصیف میشوند.
تهدید رضایی و استقبال شریعتمداری گسترش سیاست فشار جمهوری اسلامی ایران از مسیرهای انتقال انرژی به زیرساختهای دیجیتال را نشان میدهد. اجرای این تهدید میتواند ارتباطات، تجارت و خدمات عمومی کشورهای منطقه را مختل کند و به اینترنت ایران آسیب بزند. در شرایطی که حمله به کشتیها امنیت عبور از هرمز را تضعیف کرده است، هدف گرفتن کابلها و مراکز داده، دامنه بحران را به زندگی روزمره میلیونها کاربر و فعالیت اقتصادی منطقه گسترش خواهد داد.