همزمان با اعلام آتشبس دو هفتهای میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و اسرائیل، پیامهای رسیده به ایندیپندنت فارسی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد واکنش افکار عمومی به این خبر، ترکیبی از آرامش و البته نگرانی، بیاعتمادی و خستگی عمیق است.
ویدا، زن ۳۲ ساله از تهران، در پیامی به ایندیپندنت فارسی میگوید: «ما از جنگ میترسیدیم، اما از بعدش بیشتر میترسیم. اگر این آتشبس یعنی اینکه آمریکا و اسرائیل کنار بکشند و جمهوری اسلامی بماند، آن وقت نوبت انتقام گرفتن از مردم است. همین امروز هم توی خیابانها تعداد بسیجیها خیلی بیشتر شده و حتی چند نفر را دیدم که فارسی بلد نبودند. همه میگویند از نیروهای فاطمیون یا حشدالشعبیاند.»
یک مرد ۴۰ ساله از کرج نیز با اشاره به وضعیت اقتصادی این روزها میگوید: «هیچکس خوشحال نیست. فقط از اینکه زیرساختها را نزدند، یک نفس کوتاه کشیدیم. آن حرف ترامپ که گفته بود ایران را به عصر حجر برمیگردانیم، واقعا ترسناک بود، ولی واقعیت این است که با ماندن جمهوری اسلامی، همین نابودی دارد آرامآرام اتفاق میافتد. قیمتها هر روز بالا میرود، کار نیست، آیندهای هم دیده نمیشود.»
فردی ۲۸ ساله از ساری نیز در پیامی نوشت: «این آتشبس برای ما هیچ اطمینانی نمیآورد. تجربه نشان داده که هر وقت فشار خارجی کم میشود، سرکوب داخلی بیشتر میشود و از آنطرف بیشتر هم برای انبارهای موشکی خود یا شبهنظامیان خارجی هزینه میکنند. الان ما واقعا نگرانیم که دوباره بازداشتها و اعدامها تشدید و چندبرابر شود، چون اینها از ما مردم بهشدت کینه دارند. اینترنت هم که همچنان قطع است و با فیلترشکنی که هر گیگابایتش یک میلیون تومان قیمت دارد، موقتی وصل میشویم.»
در کنار نگرانیهای امنیتی، وضعیت اقتصادی همچنان یکی از اصلیترین دغدغههای مردم است و در پیامهای متعددی به افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید و رکود گسترده در بازار، اشاره شده است. بسیاری از مخاطبان میگویند جنگ اخیر، روند تورم و گرانی را تشدید کرد و هیچ نشانهای هم از بهبود شرایط دیده نمیشود.
اختلال و قطعی گسترده اینترنت نیز بهعنوان یکی دیگر از محورهای اصلی نارضایتیها مطرح است. این وضعیت علاوه بر ایجاد اختلال در جریان اطلاعرسانی، بر کسبوکارهای آنلاین و مشاغل وابسته به اینترنت هم تاثیر مستقیم گذاشته و «زندگی روزمره را فلج کرده است».
در کنار این مشکلات، خستگی و فرسودگی روانی فراگیر نیز در میان مردم بهوضوح دیده میشود. در بسیاری از پیامها مردم از اضطراب مداوم، بیثباتی و نبود چشمانداز روشن برای آینده سخن میگویند. اینکه در شرایطی قرار گرفتهاند که نه میتوانند به پایان قطعی جنگ و نه به آیندهای بهتر در صورت تداوم وضعیت کنونی، امیدوار باشند.
یک دانشجوی ۲۳ ساله از اصفهان در پیامی تاکید کرد: «ما از بمباران خوشحال نیستیم، اما از این هم میترسیم که جنگ تمام شود و این حکومت بماند. پس چه شد آن همه وعده ترامپ به ما؟ چرا زیر قولش زد؟ اگر قرار باشد همهچیز به قبل برگردد، یعنی همان مسیر ۴۷ ساله ادامه پیدا میکند. فقط این بار فشار بیشتری روی دوش مردم است و تازه هزینههای بازسازی خرابیهای این جنگ هم اضافه میشود.»
یک معلم ۴۵ ساله از همدان نیز میگوید: «هیچکس اینجا حس پیروزی ندارد. فقط یک توقف موقت است. مردم خستهاند، از گرانی، از بیکاری، از این وضعیت بیثبات. اگر قرار باشد بعد از این آتشبس، دوباره سرکوبها شروع شود، شاید شرایط از قبل هم بدتر شود. ما را با اینها تنها نگذارید…»
این روایتها تنها بخشی از دهها پیامیاند که در ساعات پس از اعلام آتشبس به ایندیپندنت فارسی رسیدند و نشان میدهد بخشی از جامعه ایران، این توافق موقت را نه بهعنوان پایان بحران، بلکه مرحلهای گذرا و حتی نگرانکننده تلقی میکند.
گزارشهای دریافتی از تهران و برخی شهرهای بزرگ حاکی از تداوم فضای امنیتی در سطح شهرها است. منابع محلی میگویند حضور نیروهای بسیج، گشتهای موتوری و نیروهای لباسشخصی همچنان پررنگ است و در برخی مناطق حتی افزایش یافته است. به گفته برخی شاهدان، حضور افرادی که بهعنوان نیروهای وابسته به گروههای شبهنظامی خارجی شناخته میشوند، نیز در سطح شهرها مشاهده شده است.
در میان روایتهای دریافتی متنوع از مردم، یک نقطه مشترک بهوضوح دیده میشود و آن «تمایل گسترده به پایان یافتن وضعیت فعلی و تغییر بنیادین در ساختار سیاسی» است. بسیاری از مخاطبان، با وجود نگرانی از پیامدهای جنگ، معتقدند که ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی حتی در غیاب درگیری نظامی، به معنای تداوم روندی است که طی دهههای گذشته به تضعیف زیرساختها، اقتصاد و کیفیت زندگی مردم انجامید.
آنچه از پیامهای رسیده به ایندیپندنت فارسی برمیآید، تصویری از جامعهای است که وسط یک وضعیت پیچیده گرفتار شده است؛ جامعهای که از یک سو از ویرانی ناشی از جنگ هراس دارد و از سوی دیگر، پایان جنگ بدون تغییر سیاسی را سناریویی بسیار نگرانکننده میبیند. در نتیجه آتشبس دو هفتهای برای بسیاری از این افراد نه نشانهای از پایان بحران، بلکه صرفا وقفهای کوتاه در مسیری است که همچنان مبهم، پرتنش و سرشار از فقدان قطعیت به نظر میرسد.